شاید هوای دلم روزای جمعه ابری باشه
ولی به خودم امیدواری میدم میگم که بهناز یه روزی این روزا تموم میشه
مرجان جان فرساد گوش میدم وآروم میشم
میخوام یادبگیرم زمان و درلحظه متوقف کنم...همین االان مهمه
همه این دردها واسترس ها بخاطراینه ک فقط درحال جنگیدن باگذشته وآینده ایم،خودمو تو لحظه متوقف نمیکنم تارها شم..هیچ چیزی دراین دنیاوجودنداره که مهم باشه
میدونم زمان میبره ولی باید ادامه بدم
خیلی حالم خوبه... خیلی
آدم باید یه دفترچه داشته باشه و توش بنویسه که تو هر روز و هر هفته قراره چه کارایی انجام بده... خود همین به آدم انگیزه میده و حال آدمو خوب میکنه
از اون چیزیم که فکر می کردم
خیلیی زوود گذشت
امروز آلبوم بچگیامو ورق زدم
کاش تو همون حس و حال بچگیمون میموندیم
اون خاله بازیا اون شعر خوندنای مهدکودک اون شوق ذوق کلاس اولمون ....
قلمو بد دادم اما به طرز عجیبی آرومم
حتی گاهی فکر می کنم که خوشحالم که از شر این استرس آزمونی خلاص شدم
بنده جایز الخطاس دیگه
باشد که جبران کنیم همگی با هم![]()
![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
حس بینهایت انرژی
حس بینهایت شادی
اصن الان من با خودم حال میکنم ایول به خودم
حس بینهایت لبخند
حس یه بچه که از شوق اینکه فردا قراره باباش براش دوچرخه بگیره خوابش نمیبره
خدایا شکرت که انقد خوبی...
خیلی ضعیفی اگه دنبال آرزوهات نری
حسم افتضاحه یه مدت پیشرفت درسی خوبی داشتم.خیلی پر انرژی میخوندم و خودمو باور داشتم برای داروسازی.واقعا وقتی پشت سر هم پیشرفت کردم تازه واقعا درک کردم این که میگن هدف داشته باشی خسته نمیشی یعنی چی.به نظرم بهتره بگن پیشرفت داشته باشی زده نمیشی.من پارسال کسی بودم 2/3بار ترازم 4800شد بقیشم 5500و اینا.امسال از 6200تا 6700پیشرفت کردم توی 4تا ازمون.بعد یه سقوط روی 6500و بعد یه سقوط به 5700.اینم که کامل اماده بودم6200.حالم از این وضعیت بهم میخوره... یه کوله بار خستگی دارم....
فرستاده شده از SM-J100Hِ من با Tapatalk
در حال حاضر 55 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 55 مهمان)