دوتا خبر دارم یک خبر خوب... یک خبر بد!
خبر خوب اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
و خبر بد هم اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
![]()
دوتا خبر دارم یک خبر خوب... یک خبر بد!
خبر خوب اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
و خبر بد هم اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
![]()
کتاب آموزش یادگیری زبان کوردی(لهجه سورانی)
دانلود فایل kurdish-learn.zip
دوتا خبر دارم یک خبر خوب... یک خبر بد!
خبر خوب اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
و خبر بد هم اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
![]()
@hellion ممنون داداش تاپیک خوب و عالی
منم در اینده نزدیک سعی میکنم مطالبی رو بزارم درباره تاریخچه کردها و اداب و رسومممون
پ.ن : من کرد ایلام هستم
کنکوری های 95
تا اخر تابستون اگه سوالی داشتین خصوصی بپرسین در حد توانم جواب میدم
کنکوری های 95
تا اخر تابستون اگه سوالی داشتین خصوصی بپرسین در حد توانم جواب میدم
شرح حال کامل غلامرضا ارکوازی
همچون بیشتر شعرای قدیمی و نامی ایلام زمان دقیق تولد غلامرضا بر ما معلوم نیست اما در اسناد مکتوب موجود است که در سال 1219 هجری قمری حسن خان والی طی حکمی او را مورد نوازش بسیار قرار داده ، اگر فرض کنیم که غلامرضا در این اوان سی یا سی وپنج ساله بوده باید او متولد بين سال هاي 1189 و 1184 هجري قمري باشد یعنی چیزی در حدود230 يا 225 سال پيش
زادگاه شاعر » سرچفته « است . سرچفته جزء منطقه اي است كه » بان ويزه « خوانده مي شود و امروزه در گوشه اي از آن روستايي به همين نام وجود دارد زادگاه شاعر را كه در شمال غربي استان و در حاشيه مرز ايران و عراق قراردارد ، كوههايي چون باوَيال ، سَرويشَه ، هاني سَونز و بَلَوان احاطه كرده است كه شاعر از آنها نام برده است.
در زبان و ادبیات فارسی حرف "ی " در کلمه ارکوازی یای نسبت است و به این ترتیب ارکوازی یعنی اهل ارکواز . و با همین استدلال عده ای گمان برده اند که غلامرضا اهل منطقه ی ارکواز ملکشاهی است در حالیکه این مطلب به هیچ وجه صحیح نیست غلامرضا با این که اهل ایل ارکوازی است اما زادگاه او ارکواز نیست ایل ارکوازی تیره های گوناگونی دارد و او از تیره ی " می سم" است
اين ايل يكي از ايل هاي كُرد استان ايلام است كه در گستره ي بخش » چَوار« پراكنده اند و به دامداري و كشاورزي مشغولند و عده اي نيز در مركز بخش چوار و شهر ايلام زندگي شهرنشيني را برگزيده اند.
بر پايه ي اظهارات كهنسالان منطقه و همچنین بعضی از اعقاب او ، و نيز برطبق پاره اي قرائن و شواهد ، شاعر در محيطي عشايري در خانواده اي نسبتاً مرفه و باسواد پرورش يافته است. پدرش حسن بگ ، ملا و اهل خط و كتاب بوده است. احتمالاً شاعر آموزش هاي اوليه را نظير خط و سواد و قرائت قرآن و پاره اي مواد درسي معمول آن عصر را در نزد پدر و ديگر ملاهاي زادگاه خود آموخته است.
او در جنب زندگي عادي و طبيعي خود به آموختن علوم نيز توجه داشته است و مابقي اوقات رابه فراگيري مهارت هايي چون سواري و تيراندازي و شكار و جنگاوري و انجام امور مربوط به زندگي ايلي و عشيره اي مي پرداخته كه در آن زمان و مكان ناگزير از آموختن آنها بوده است.
شاعر به شهرهايي چون نجف و كربلا كه كانون جهان تشيع و دارنده ي مدارس بزرگ علميه بوده اند ، سفرها كرده و در محضر اساتيد به تلمذ و تعلم پرداخته است و قاعدتاً بايد چنين باشد تا اطلاعات گسترده ي شاعر و احاطه اش برقرآن و حديث و كلام و معارف ديني ومذهبي توجيه گردد.
غلامرضاخان اركوازي با دختري كه به احتمال فراوان دختر عموي او بوده ، ازدواج كرده كه حاصل آن حداقل دو فرزند پسر به نام هاي محمدرضا و احمد خان معروف به » كَلوَلاي « بوده است. از ازدواج هاي احتمالي و فرزندان ديگر او خبري در دست نيست.احمد خان همان است كه در عنفوان جواني بر فراز كوه » باويال « ظاهراً بر اثر مارگزيدگي درمي گذرد .مرگ او به شدت شاعر را متأثر مي كند وخاطره درد پرورش را برمي انگيزد . حاصل اين انگيزش ، شعر والا و برجسته ي» باويال « است .
احتمالأ احمد خان آدم محبوبی بوده است زیرا مردم منطقه به خونخواهی او کوه باوه یال را به آتش میزنند تا آن مار که احمد را نیش زده در آتش بسوزد
مضامين اشعار وي داراي فلسفه، حكمت، نجوم، جهانشناسي و خداشناسي است.و مطابق با این مضامین باید او را اهل سیر و سلوک و عرفان بدانیم شاهد این مدعا مناجات نامه ی غلامرضاست که سرشار از مفاهیم عرفانی است
. بر اساس مطالب موجود، غلامرضاخان اركوازي سالها پيش از سرايش مناجاتنامه چند سالي به رياست ايل خود مشغول بوده و با دستگاه والي زمان خود ارتباط نزديكي داشته زيرا والي آن زمان يعني حسنخان ابوقداره در سرنوشت وي نقش داشتهاست. پس از مدتي دوستي شاعر با والي آن زمان سرانجام به دليل ظلم حسنخان والي، شاعر با او به دشمني برميخيزد و حسنخان، غلامرضا خان را به زندان مياندازد و او را به غل و زنجير مقيد ميكند. اين آزارها مطابق اشعاري كه شاعر در مناجاتنامهي خود بيان ميكند به دست يكي از عوامل والي به نام شهباز كه سرهنگسالار بوده صورت گرفتهاست. شاعر خود به كرات شكايت ميكند كه او را به سختي شكنجه كردهاند و حتي اين شكنجهها به حدي بوده كه شاعر اين ايام را به ناله و زاري سپري كرده، چنان كه مردم از ناله او به تنگ ميآمدند. يكي از انگيزههاي اختلاف خان با شاعر به احتمال قوي پيگيري سياست سركوبي و استيصال طوايف ايلام بوده زيرا حسنخان پس از آنكه به دنبال انتقامكشي از اهالي لرستان به نوعي مطرود ميشود مقر حكومت خود را به پشتكوه ايلام منتقل ميكند و در همان سالهاي نخست جهت سركوبي هرگونه مقاومت و مخالفت احتمالي به استيصال طوايف عمده و قديمي ايلام ميپردازد. در كنار بعد مذهبي و معنوي شاعر بايد به بعد اجتماعي و ظلمستيزي او اشاره داشت زيرا او بهرغم تمكن مالي و تقرب در دستگاه حاكمهي زمان خود و رياست يكي از طوايف ايلام به دلايلي كه ريشه در ظلمستيزي او دارد با حاكمان ظالم به مبارزه پرداخته و سالهاي زيادي از عمرش را در زندان سپري كردهاست و در زندان مناجات نامه رذا سروده است . قسمتی از مناجات وی شعر بسیار زیبای " یا علی هانای ده ر مه نه ی بی که س " میباشد که به وفور در اقوال ایلامی ها مورد استفاده قرار میگیرد
غلامرضاخان پس از رهايي از زندان به غربت سفر ميكند غربتی که خود غلامرضا ذکر کرده در آنجا با برخی از ترک ها همنشین بوده و زبانشان را نمی فهمیده ا و پس از۷۰سال سن در سال ۱۲۶۰ هجري قمري در نجف اشرف ديده از جهان ميبندد و مقبرهي وي اكنون در شهر نجف قرار دارد. مناجاتنامه اثر اصلي و عمدهي غلامرضا اركوازي است كه در بيست و چهار بند سروده شده .مناجات نامه شاهکار ادب کردی است برای اثبات این موضوع کافی است بدانید که این کتاب در كنار كتاب گلستان، بوستان و ديوان حافظ يكي از متون ادبي مكتبخانههاي قديم در مناطق جنوبي كردنشين بوده است.
کنکوری های 95
تا اخر تابستون اگه سوالی داشتین خصوصی بپرسین در حد توانم جواب میدم
ویرایش توسط محمد3568 : 09 مرداد 1394 در ساعت 15:10
منم کلمات زیادی شنیدم که خود کوردها هم میگفتن ازفارسی وارد این زبان شده ولی با این اووصاف شاید بیشتر اونا از کوردی وارد زبان فارسی شده است...ولی واقعا برام جای سواله که فارسی این همه واژه رو از هر زبانی قبول کرده کلمات زیاد و فراوانی از عربی که هممون میدونیم... واژه های زیادی از تورکی که شاید بیشترمون ندونیم و اونا ترکی هستن...همینطور کلمات زیادی از انگلیسی و کوردی و دیگر زبانان....به نظرم این فارسی که ما الان داریم بعنوان زبان رسمی ایران تکلم میکنیم زبان فارسی اصلی نیست و بهتره بگیم یه زبان بین المللی هستش...در واقع این فارسی کامل ترین زبان دنیاس چون خیلی چیزایی که برای یه زبان نیاز داررو از هر جایی که بوده گرفته....
ویرایش شده توسط مدیریت
خلاف قوانین.
ویرایش توسط Saeed735 : 09 مرداد 1394 در ساعت 15:29
من این پرچمو دوست ندارم چون با نوشته ی قبلیت اثبات کردی که کوردها هم جزو اقوام ایرانین پس نباید پرچم یه ملت دیگرو بگذاری....این یه افراطی گریه....خیلی از تورکها هم تو شهر ما میانو پرچم کشور ترکیه یا اذربایجانو میذارن به تورک بودنشون کاری ندارم پرچم من پرچم ایرانه و خودم یک ایرانی ..حالا با هر زبان و با هر اداب و رسومی
![]()
ویرایش شده توسط مدیریت
خلاف قوانین.
داداش کیه که ایرانی بودن خودشوانکارکنه؟؟؟
من باتمام وجودبه ایرانب که جایگاه آباواجدادمه افتخارمیکنم...وخاکشوبا هیچ جای دنیاعوض نمیکنم...این روبیشتربزرگای کوردم گفتن...
ولی بایدقبول کرد که کوردهاازقدیم یک ملت بوده وبعدازامپراتوری عثمانی به4 قسمت تقسیم شدن وامروزه درسراسرجهان جمعیتی بالغ بر50میلیون دارن نه یک قوم....
دوتا خبر دارم یک خبر خوب... یک خبر بد!
خبر خوب اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
و خبر بد هم اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
![]()
دوتا خبر دارم یک خبر خوب... یک خبر بد!
خبر خوب اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
و خبر بد هم اینکه هیشکی از زندگی هیشکی خبر نداره...
![]()
ویرایش شده توسط مدیریت
خلاف قوانین.
فک میکنین میزارم این تاپیک خاک بخوره هان![]()
رقص لورل و هاردی با آهنگ کوردی (خعلی باحاله ) :
ویرایش توسط Hellion : 12 مرداد 1394 در ساعت 01:41
هه داداش عزمی که تو وا3 سرپا نگه داشتن این تاپیک دتری، ارنست چگوارا وا3 انقلاب آرژانتین نداشت![]()
البته تلاش سجاد واسه ترک هم ستودنیه@Weed Master
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)