X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 1 از 4 12 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 15 از 48
    1. Top | #1
      همکار سابق انجمن

      Geryeh
      تاریخ عضویت
      19 مهر 1391
      نوشته ها
      385
      نمایش مشخصات

      Question ترس از چی؟؟؟

      تا حالا شده از چیزی بترسین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      از چی بوده اونوبنویسین

    2. Top | #2
      کاربر نیمه فعال

      Geryeh
      تاریخ عضویت
      01 شهریور 1392
      نوشته ها
      333
      نمایش مشخصات
      ترسم از اینه که پزشکی نیارم..اخه خیلی تلاش کردم

    3. Top | #3
      کاربر فعال

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      27 فروردین 1393
      نوشته ها
      549
      نمایش مشخصات
      وای حالا فامیلا چی بگن!!
      هرچند که بچه های خودشون همه آزاد بودن و الان بیکارن، ولی یه فشار روحی رومونه که نگوووووو

    4. Top | #4
      کاربر فعال

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      22 آبان 1392
      نوشته ها
      401
      نمایش مشخصات
      ترسم از اینکه رشته ای ک میخام قبول نشم و دوباره پشت کنکور .....:yahoo (19):
      خدافظ !!!!

    5. Top | #5
      کاربر باسابقه

      Khabalod
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      798
      نمایش مشخصات
      امشب کلی ترسیدم ی بچه کوچولو جلوم تشنج کرد و..........ترس از اینکه ینفرو از دست بدم.ترس اینکه کنکور قبول نشم.ترس از.......:yahoo (19):.کلی ترس دارم کدومو بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    6. Top | #6
      کاربر باسابقه

      Romantic
      تاریخ عضویت
      24 بهمن 1392
      نوشته ها
      1,244
      نمایش مشخصات
      من از خرس خیلی می ترسم !!!!

      از جن و روح هم زیاد ترسیده بودم اما الان دیگه ...

      هرروزی که بهترازروزهای قبلت باشه،تکه ای ازپازل رویاهای توست که سرجاش قرار میگیره، سعی کن هرروز بهترازروزقبل باشی تاپازل رویاهات روهرچه سریعتر کامل کنی

      Sina
      CEO of Iramrich

      by the way here's my channel : @MrRich


    7. Top | #7
      کاربر انجمن

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      20 تیر 1393
      نوشته ها
      21
      نمایش مشخصات
      والله من یکی از رانندگی مردم ایران عزیز میترسم ! ( همین دیشب یه موتوری در طی 4 ساعت جلو چشمای من سه بار تا حد مرگ رفت اما نمرد ! )
      و تصادفی های ناجور !
      بعدشم یکی از مدیران تیم محبوبم میلان میترسم که هر لحظه ممکنه کل تیم رو ****** بدن !
      باز هم هستا


      امیدوارم جای پای کاکا قدم بگذارم و روزی اگر حالا هم وقتش نباشد به میلان برگردم

    8. Top | #8
      کاربر نیمه فعال

      Mehrabon
      تاریخ عضویت
      01 اسفند 1392
      نوشته ها
      328
      نمایش مشخصات
      ترسم از اینه که امسال اون رشته مردعلاقمو قبول نشم بمون واسه سال دیگه

    9. Top | #9
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      09 آذر 1392
      نوشته ها
      704
      نمایش مشخصات
      ترسم ازینه که عاقبت به خیر نشم...همین....مهم ترین ترسمه!
      وبلاگ من:
      POURYA-BLUE.BLOGFA.COM


    10. Top | #10
      کاربر نیمه فعال

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      03 تیر 1393
      نوشته ها
      176
      نمایش مشخصات
      تمام ترسم از این بود و هست که
      دیروز وقتی سرنوشت یک سالمو دادن دست امام زمان سرشو تکون بده و بگه این شیعه باعث سرافکندگی ماست!
      هر کی همین ترسو داشت میدونه چی میگم!
      عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم...
      ویرایش توسط فرشته13 : 30 تیر 1393 در ساعت 10:17

    11. Top | #11
      کاربر باسابقه
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      04 آذر 1391
      نوشته ها
      478
      نمایش مشخصات
      می ترسم...از خیلی چیزا
      از این که پرونده م پیش خدا خیلی سیاه باشه
      از این که نتونم به زندگی که دلم میخواد برسم
      از این که اون آدمی که میخوام دیگه نباشم
      که عوض بشم
      که آینده مو نتونم خودم بسازم...
      از رتبه ی کنکورم می ترسم...
      از سوسک و تاریکی و تنهایی تو شب می ترسم...
      از دعوا می ترسم..
      از خودم یه وقتایی می ترسم...

      Lady in Red

    12. Top | #12
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      31 مرداد 1392
      نوشته ها
      977
      نمایش مشخصات
      ار 15 مرداد

      ژان وال ژان: مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم! این دیگر چه دنیاییست!!!
      بینوایان-ویکتور هوگو

    13. Top | #13
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      27 خرداد 1392
      نوشته ها
      1,128
      نمایش مشخصات
      از جوابای کنکور:yahoo (21): از اینکه الان حالت تهوع دارم شدیییییییییییییید و ظهر کلاس رانندگی دارم میترسم بالا بیارم اونجا
      زمان نمی ایستد و لحظه ها می روند
      قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم
      لطفا با تامل ببینید...

      من دغدغه دارم این روزها درسرزمینی زندگی میکنم که درآن دویدن سهم کسانی است که نمیرسندو رسیدن سهم کسانی است که نمیدوند.


    14. Top | #14
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      26 خرداد 1393
      نوشته ها
      306
      نمایش مشخصات

      تــرس های مــن!

      بیرون رفته ایم این ورِ پیاده رو ایستاده ایم و منتظر دختر عمه ام هستیم که بیاید و مارا با خودش به مهمانی ببرد.جلویمان جوب عمیقی وجود دارد. ماشین دختر عمه جان که میرسد بارانِ 5 ساله به سمتش خیز بر می دارد هنوز مانده تا جوب که بی اختیار فریاد میزنم ((بـــاران جوب!)) بر میگردد و با حالت بامزه برایم تاسف می خورد که(من خودم بلدم ترسو!)
      1 لحظه فکرم رفت به خاطره ایی نه چندان نو و در نتیجه رس خودم را با فریاد سرش خالی کرده بودم!
      از آن روز تصمیم گرفتم بنویسم از ترس هایم.غم ها و....
      حالا--............
      ---------------------------
      چه جایی بهتر از اینجا!فکر کردم خوبه ی تاپیکی رو ایجاد کنم که همه بتونند از ترس هاشون بنویسن شاید بتونیم به هم کمک کنیم
      هان؟نطر شما چیه؟



      پ.ن:حیف که امروز باید برم جاییی وگرنه خودم شروع می کردم
      پ.ن 2 :فعلا شما ادامه بدید پست احتمالا ویرایش میشه
      پ.ن3:توضیحات باران از آشناهای نسبتا نزدیکمونه)
      -----------------------------
      نمیدونم تاپیک چرا منتقل شد به نظرم بحث تاپیک اولیه با این خیلی فرق می کرد اون جنبه سر گرمی داشت بیشتر و...
      -------------------
      خود من از عمده ترس های زندگیم مورد پذیرش واقع نشدن یا همون دیگران تاییدم نکنه ِه.کار به جایی کشیده بود که بعضی جاها ناچارا نظر هامو پنهون می کردم تا اینکه ی جایی ی چیزی نظرمو جلب کرد «ا
      گه تغییر نکنی فقط در حد ی هاله ای از خاطره تو فکرا باقی می مونی»
      الانم سعیمو دارم می کنم که خودِ واقعیمو اثبات کنن این مهم نیست که کی چی فکر می کنه. مهم اینه آخر شب خودم احساس خوبی داشته باشم
      ----
      ترس شماره
      2 به زودی...............




      *looking for..
      **in niz bogzarad
      ویرایش توسط Harir : 08 آبان 1393 در ساعت 22:57

    15. Top | #15
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      19 دی 1392
      نوشته ها
      1,119
      نمایش مشخصات
      من ازشکست میترسم به خصوص واسه کنکور

      جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
      با خويشتن در جنگم
      از خود عبور مي کنم
      تو آن سوي من ايستاده اي
      و لبخند مي زني
      و لبخند تو آن قدر بها دارد
      که به خاطرش از آتش بگذرم
      من طلا خواهم شد
      مي دانم .


    صفحه 1 از 4 12 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. کنکور تو راهه ... چقد آماده ای؟؟؟
      توسط Bl4Ck_96 در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 59
      آخرين نوشته: 19 بهمن 1393, 19:15
    2. تواین عکس توشماره ی چندی؟؟؟
      توسط Ro.Architect در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 75
      آخرين نوشته: 26 آبان 1393, 10:24
    3. تفاوت کارورزی با کارآموزی؟؟؟
      توسط saeed konkur 92 در انجمن پرسش و پاسخ پیرامون انتخاب رشته
      پاسخ: 1
      آخرين نوشته: 21 مرداد 1392, 18:35

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن