X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 15 از 28
    1. Top | #1
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات

      **پـدرم روزتــ مبارکــــــ**

      سلااااام
      خب چی بگم واسه مقدمه

      موضوع تاپیک از اسمش پیداست..

      فردا روز پدر ومیلاد حضرت علی (ع)هست..

      مطالب قشنگتونو بذارید اینجا وبه پدراتون تبریک بگید دیگه


      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    2. Top | #2
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      کوه رنج یعنی پدر!
      مردی که زحمتهایش دیده نمی شود.
      همانی که از صبح تا شب عرق می ریزد تا تو در ناز و نعمت زندگی کنی و خم به ابرو نیاوری.
      گاهی می خندد،
      گاهی اخم می کند،
      گاهی مشوقت می شود،
      گاهی تنبیه ات می کند،
      گاهی داد می زند،
      گاهی نوازشت می کند،
      گاهی غصه می خورد، گاهی غر می زود،
      گاهی امید می دهد و گاهی ...
      پدر یعنی دوست دوران زندگی و همه چیز آدمی.
      به سلامتی همه پدرها..



      روزت مبارکــــ پدرم
      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...
      ویرایش توسط maryaam_M5R : 22 اردیبهشت 1393 در ساعت 21:59

    3. Top | #3
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون

      با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون

      هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها

      هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . .




      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    4. Top | #4
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات


      ای قهرمان خسته تن و خسته جان من !

      دانم تو کیستی

      دانم تو چیستی

      یک عمر در سراچه دلتنگ زندگی ـ

      مردانه زیستی

      در پیش خلق، خنده به لب داشتی ولی ـ

      پنهان گریستی .

      در چشم من مسیح بزرگ زمانه ای

      ای مرد پاکزاد

      بر جان پاک تو ـ

      از من درود باد ـ

      از من درود باد



      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    5. Top | #5
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      پدر ... يعني شهامت....
      پدر .... يعني تنها نماندن در بوران سخت زندگي....
      پدر يعني تحمل بار غمها بجاي تو.....
      پدر يعني عشق بي دليل .....

      پدر يعني تمام ناتمام من.....
      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    6. Top | #6
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم

      که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…

      ولی پدر ...

      یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند

      خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست

      فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    7. Top | #7
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
      تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من
      یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند
      مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من
      مه گردون ادب بودی و در خاک شدی
      خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من
      از ندانستن من، دزد قضا آگه بود
      چو تو را برد، بخندید به نادانی من
      آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت
      کاش میخورد غم بی‌سر و سامانی من
      بسر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم
      آه از این خط که نوشتند به پیشانی من
      رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی
      بی تو در ظلمتم، ای دیده‌ی نورانی من
      بی تو اشک و غم و حسرت همه مهمان منند
      قدمی رنجه کن از مهر، به مهمانی من
      صفحه‌ی روی ز انظار، نهان میدارم
      تا نخوانند بر این صفحه، پریشانی من
      دهر، بسیار چو من سربگریبان دیده است
      چه تفاوت کندش، سر به گریبانی من
      عضو جمعیت حق گشتی و دیگر نخوری
      غم تنهائی و مهجوری و حیرانی من
      گل و ریحان کدامین چمنت بنمودند
      من که قدر گهر پاک تو می دانستم
      ز چه مفقود شدی، ای گهر کانی من
      من که آب تو ز سرچشمه‌ی دل میدادم
      آب و رنگت چه شد، ای لاله‌ی نعمانی من
      من یکی مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتاد
      که دگر گوش نداری به نوا خوانی من
      گنج خود خواندیم و رفتی و بگذاشتیم
      ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من
      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    8. Top | #8
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      رابطه ما انسانها با پدر و مادر !!!




      تو ۳ سالگی " مامان ، بابا عاشقتونم"

      تو ۱۰ سالگی " ولم کنین "

      تو ۱۶ سالگی" مامان و بابا همیشه میرن رو اعصابم"

      تو ۱۸ سالگی" باید از این خونه بزنم بیرون"

      تو ۲۵ سالگی " حق با شما بود"

      تو ۳۰ سالگی "میخوام برم خونه پدر و مادرم "

      تو ۵۰ سالگی " نمیخوام پدر و مادرم رو از دست بدم"

      تو ۷۰ هفتاد سالگی " من حاضرم همه زندگیم رو بدم تا پدر و مادرم الان اینجا باشن ...
      ...

      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    9. Top | #9
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      بیاییم برای شادی روح پدر و مادرهایی که الان نیستند فاتحه بخونیم تا روحشون شاد بشه شادی رو حشون من یغر الفاتحه مع صلوات
      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    10. Top | #10
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      پدر آدمی را بود تاج سر
      پدر برتر آمد ز هر چه گُهَر

      پدر، ابرو و پدر اعتبار
      پدر لولو و گوهر شاهوار

      پدر عزت و شوکت است و وقار
      پدر چون گلی هست همیشه بهار

      ز روی پدر خرم و سرخوشم
      ز لطف پدر من همی دل خوشم

      بدان این که بعد از نکو کردگار
      همی بر پدر باشم امیدوار

      پدر گنج و لطف خداوندگار
      نگیرد پدر را زکس روزگار

      که بی او بدن در سرای سپنج
      نیر زد و گر باشدت،خانه گنج

      پدر را گرامی بدار،ای پسر
      مبادا شوی نزد او خیره سر

      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    11. Top | #11
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      سلامتي پدرايي که:شب خوابشون نمي بره و از غصه ي قسطاي عقب افتاده تا صب راه ميرن.

      سلامتي پدرايي که :با دستاي زمختشون دست روي سر بچه شون که گريه مي کنه مي کشن.

      سلامتي پدرايي که:غرور شون اجازه نمي ده وقتي توي خيابون مي مونن از کسي پول قرض بگيرن ولي وقتي زنشون يه کم اخم مي کنه با اون همه ريش

      و سيبيل کرخت،نازشون رو مي کشن و هي براي يه لبخندشون ادا درميارن و لوس بازي مي کنن.

      سلامتي پدرايي که:وقتي برا خانواده شون اتفاقي ميفته،اداي محکم بودن در بيان و به همه روحيه ميدن ولي خودشون وقتي تنها ميشن،آروم آروم اشک ميريزن.

      سلامتي پدرايي که:وقتي براشون زبون بازي مي کني يه لبخند ريز ميزنن و ميگن خوب پاشو ديگه لوس نشو.

      سلامتي پدرايي که:بچه شون گير ميده يه چيز بخر و پول ندارن ميگن فردا برات ميخرم و آروم تو خوشون خرد مي شن.

      سلامتي پدرايي که:ذره ذره مي ميرن و يا حتي مردن تا حالا

      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    12. Top | #12
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات









      پدر، عشق تو مثل لطافت و زیبایی یک روز قشنگ بهاری است.

      پدر، یاد تو مثل بی‌خیالی و راحتی یک روح سبکبال، در گردش یک روز خوش آب و هوای تابستانی است.

      پدر، فکر به تو مثل گرمای کنار هیزمی سرخ شده از آتش، در یک روز سرد زمستانی است. پدر، امنیت در تو مثل آغوش گرم مادری پر مهر، برای فرزندی ترسان از دنیای ناشناخته‌هاست.

      پدر، کلام تو مثل مشعلی روشن و فروزان، در تاریکی راه‌های مخوف و پر پیچ و خم زندگی است.

      پدر، روح تو مثل آرامش و سکون، بعد از یک جابجایی مکان، از زمانی تا به ابدیت است.

      پدر، سپر تو نه مثل، بلکه خود عشق، خود امنیت، خود کلام و خود نجات توست.
      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    13. Top | #13
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      ای تو کعبه را نگین
      ای امیرالمومنین
      ای تو خلقت را پدر
      وی خلایق را امین
      کن نظر ز روی لطف
      روز پدر مبارک باد

      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    14. Top | #14
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      عشق يعني پدر، صبر يعني يک مرد، مهر يعني پسر، نور يعني برادر،

      هر چه هستي، عشق يا صبر، مهر يا نور

      ܓ✿♥♥ روزت مبارک ܓ✿♥♥


      اینم تقدیم به همه اقایون انجمن کنکور

      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    15. Top | #15
      کاربر باسابقه

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      26 تیر 1392
      نوشته ها
      896
      نمایش مشخصات
      up


      خسته ام از جانی که گرفتار تن است...

    صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن