نوشته اصلی توسط
Dr.soroush
سلام بچه ها
یه شعر ساختم برای کنکوریای 97 البته میدونم کسی اینجوری نیست حالا حداقل بین خودمون
بعضی جاها موقوف المعانی داره و بعضی جاها هم اگه اشکال داشت به بزرگی خودتون ببخشید و به من بگید
یکم طولانیه راستی باید رپ گونه بخونیدش یعنی یکم سریع جملات رو ادا کنید ممنون
با اجازه
الان ساعت هشته با چشای خمار / نشستی پایه کتابو سریع زدی تو کار
اینم کتاب زیسته که جلوت بازه / اونم ترکیبی از یه مشتی خمیازه
میگی چیزی تو مخم نمیره نکن تلقین / فقط بشین درس بخون نشو بدبین
به اینده ات که سال دیگه 16 تیره / همه چی عین باد فقط میاد و میره
نگاه ساعت میکنی میگی کی شد ده / میبینی هرچی خوندی همش شده ده تا خط
میگی چقدر زود گذشت این زمان لعنتی / وللش برو بریم درس بعدی
یهو شیطونه میگه صب کن یه لحظه / مغز تو الان شده خیلی خسته
کارشناسا میگن که استراحت / باید باشه هر یه ربع نیم ساعت
پس الان باید یه چند ساعتی / بدی به خودت یه استراحتی
موبایلتو بر میداری میری تو فیس (facebook) / دنبال چت میگردی با چنتا زید
خوب که حالتو کردی با دخترا / میگی خوب الان باید بشینم پایه درسا
ریاضی رو باز میکنی اولش / به دلیل نفهمیدن میبندی اخرش
سریع میری سراغ ادبیات / بعدشم سراغ معنیه کلمات
یه ساعت روی اثار پرویزی / پرویز کیه همون یارو خرسندی
اخرشم به بهونه ی ناهار / میذاری تو ادبیاتو کنار
بعدشم میگی تا خرخره / خوردمو شکمم الان پره
بهتره که برم بخوابم / بعده خواب میشینم میخونم
الان نیم ساعته تو گوشیتی / بعدشم اهنگتو گوش میدی
الان ساعته هفته که پا شدی / داری یه قولی به خودت میدی
که تا پنج صبح بخونی / عمرا هم سمت گوشیت نری
یهو میبینی گوشیت میزنگه / بر میداری میبینی هوشنگه
دیگه خودت تا اخرش رو بخون / تموم شد این داستان شوم
ببخشید اگه زیاد بود :yahoo (76):
حتما نظر بدین