حرف شما درباره علاقه کاذب به سه رشته برتر تجربی کاملا درسته و نتیجه کسادی کار و مشکلات مالی و نبود تضمین شغلی در بقیه رشته ها هست اما باور کنید همه آدما فقط به این دلایل تصمیم نمیگیرن دوباره وارد پروسه کنکور بشن برای همینم میگم اگر کسی آرزویی داره که از مسیر تحصیلات آکادمیک میگذره حتما دنبال کنه و در نهایت تحصیل آکادمیک تو دانشگاه های معتبر در ایران ناچارا از مسیر کنکور میگذره. خود من مشکل مالی ندارم و تحصیلات آکادمیک هم دارم از زندگیمم بسیار راضی هستم اما تو این سن به این نتیجه رسیدم هنوز اونطور که میخواستم علافه واقعیم رو پیدا نکردم و همین الانم بین انتخاب مسیرروانشناسی و پزشکی شک دارم واسه همینم هنوز اقدامی نکردم دلیل اون هم سیستم غلط آموزشی تو کشور ماست که باید در دوران تحصیلات 12 سال کاری میکردن دانش آموز علاقه و استعدادش رو کشف کنه اما عملا اکثریتی که به سال آخر دبیرستان میرسن همه فقط یک راه خط کشی شده رو دنبال کردن بعد همه باید از یه گیت ورودی به نام کنکور بگذرن حالا بر حسب یه عددی به اسم رتبه یه رشته ای قبول بشن که هیچ شناختی ازش ندارن و ... کلا سیستم زندگی ما اینجوریه که انگار هممون پشت سر هم به صف تو خط تولید محصول یه کارخانه ایم و مسیر هممون از لحظه تولد تا مرگ یک سری مراحل از پیش تعیین شده هست تازه الان با نسل جدید والدین یکم اوضاع بهتر شده و به علاقه بچه ها بیشتر بها میدن و بیشتر دنبال کشف علاقه و استعداد بچه هاشون میرن اما زمان ما دسته بندی ها کاملا از پیش تعیین شده بود یعنی اگر شیطون یا یاغی بودی تبعید میشدی کار و دانش یا هنرستان اگر به ظاهر خنگ بودی (اگر با حفظیات راحت تر بودی و ازریاضی فیزیک خوشت نمیومد ) میفرستادنت انسانی اگر درسخون بودی میفرستادنت ریاضی فیزیک( نابغه و تیزهوشم که بودی فقط برق شریف ) اگرم نه انقدر یاغی و خنگ بودی یا نه انقدر باهوش و درسخون میفرستادنت تجربی و یا اینکه پدر یا مادرت پزشک بود و شغل موروثی حساب میشد ( البته گفتم این تقسیم بندی زمان ما بود ) یعنی هیچ کس درکی از این نداشت که یه آدم درسخون ممکنه به کتاب خوندن و علوم انسانی علاقه داشته باشه و صرفا به خاطر علاقه بره انسانی یا یکی که ریاضیشم خوبه اما ممکنه عاشق نقاشی باشه و بره هنرستان نه اینکه یاغی و تنبل باشه

