ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما .
نمایش نسخه قابل چاپ
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما .
از رقیبم دوش می پرسید کاین بیچاره کیست؟
گفت: سر برگشته ای، مستی، خرابی دیگر است …
تو را در دل درخت مهربانی
به چه ماند به گل زار خزانی
آیـی و بگـذری به من و باز ننگـری
ای جان من فدای تو، این نیز بگذرد
#عراقی
دارم دیوونه تر میشم
تو بمون پیشم
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
سعدی
من ضرب المثل،خوب نمیدانم !!
کبوتر با کبوتر
باز با ...
تو !
وقت نیست
پاشو بگو من ادامه میدم
#یاس_با_ماس
من آبگیر صافیم ، اینک !
به سحر عشق ؛ از برکههای
آینه راهی به من بجو ...
احمد شاملو
میشه با الف بگم ؟؟ خیلی دوست دارم این یکیو بگم
افتاب اومده بیرون باز
موندم خوندم از دیروز باز
باز رفتی
شدم فاز منفی
با اون لیوان و با اون سیگار توش
#پایان_زدبازی
دیدگانی همه از شوق درون پر اشوب
لب گرمی که بر ان خفته به امید و ناز
بوسه ای داغتر از بوسه ی خورشید جنوب
#فروغ
بيرون ز تو نيست هر چه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهي كه تويي
مولانا
یا رب ان نوگل خندان که سپردی به منش
میسپارم به تو از شر حسود چمنش
) یه نوع دیگشم هست میگه : میسپارم به ننش از شر اخلاق ***ش
یاد داری که زمن خنده کنان پرسیدی
چه ره اورد سفر دارم از این راه دراز
چهره ام را بنگر تا به تو پاسخگوید
اشک شوقی که فرو خفته به چشمان باز
#فروغ
زن اگر با اشک، قلبش را تسلی میدهد
کودتا در قلب مرد از شانه خواهد شد شروع