همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویى
چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویى؟!
نمایش نسخه قابل چاپ
همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویى
چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویى؟!
یارا بهشت ، صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامناسب، جهنم است..
تواضع ز گردن فرازان نکوست
گدا گرتواضع کن خوی اوست
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شد؟
دوستی کی آمد آخر دوستداران را چه شد؟
حافظ
مسلم ،کسی را بود روزه داشت
که درمانده ای را دهد نان چاشت
و گرنه چه لازم که سختی بری
ز خود بازگیری و هم خود خوری؟!
سعدی
نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده
که بلکه رام غزل گردی ای غزال رمیده
ندیده خیر جوانی غم تو کرد مرا پیر
برو که پیر شوی ای جوان خیر ندیده
همه شب خواب بینم خواب دیدار
دلی دارم دلی بی تاب دیدار
تو خورشیدی و من شبنم چه سازم
نه تاب دوری و نه تاب دیدار
یکی از شاهکارهای قیصر امین پور
متن کامل شعر
رواق منظر چشم من آشیانه توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست
حافظ
یاد باد آنکه در صفحه ی شطرنج دلت
شاه غم بودم و با کیش رخت مات شدم
کسایی مروی
ای همدم روزگار چونی بی من ؟
ای مونس و غمگسار چونی بی من؟
من با رخ چون خزان زردم بی تو
تو با رخ چون بهار،چونی بی من؟