در من به جز خاکستر و فریاد چیزی نیست
شهر دلم ویرانتر از دوران چنگیز است
نمایش نسخه قابل چاپ
در طلب زهره رخ ماه رو /مینگرد جانب بالا دلم
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال/با که گویم در این پرده ها چه ها میبینم
تو مشاعره هر کس ی بیت میگ چن بیت گفتم چون نمیدونستم از کدوم شروع کنم
تو مو می بینی و مجنون پیچش مو تو ابرو او اشارت های ابرو
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون/نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا:yahoo (12):
در جهان بال و پر خويش گشودن آموز *** كه پريدن نتوان با پر و بال دگران
نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد