منم که شهره ی شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودم به بد دیدن
نمایش نسخه قابل چاپ
ناصح به طعن گفت برو ترک عشق کن محتاج جنگ نیست برادر نمیکنم
یاد باد ان روزگاران یاد باد
روز وصل دوستداران یاد باد
یا رب این مجتبی خندان که سپردی به منش / میسپارم به تو از چشم حسود بچه های انجمن:yahoo (20):
- - - - - - پست ادغام شده - - - - - -
به به امشب چه شبیه
خاله جون اینجاست
بریزیم تو مشاعره که دلم پر از شعر شده که نخوندم
---------------
دل من در هوای کوی فرخ / بود آشفته همچون موی فرخ
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
در ازل پرتو حسنت زه تجلی دم زد
عشق پیدا شد و اتش به همه عالم زد
در دیـــــاری كه در او نیست كســی یار كســــیكاش یارب كه نیفتد به كسی كار كسیهــــــر كس آزار منِ زار پســـــندیــــــد ولــــــــــینپـــســـــندیــــد دلِ زار مـن آزارِ كســــی
مجتبی اذیت نکن دیگه بزار 2 کلوم با خاله مشاعره کنم معلوم نیست بره کی بیاد
-------------
یا رب این آتیش که در جان من است / سرد کن زان سان که کردی بر خلیل
لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی
لبخند تو را چند صباحیست ندیدمیک بار دگر خانه ات آباد،بگو سیـب
ممل تقدیم کسایی که یکی رو دوست دارن و بهش نمیگن
.........................................
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / صحبت در خور آن مونس جان ما را بس ( انقد از ی نیارین دیگه کم اوردم:yahoo (1):)
سعدی از سرزنش غیر نترسد هیهات غرقه درنیل چه اندیشه کند باران را