به اینکه بلاخره یکی رو پیدا کنم تا بتونم باهاش دعوا کنم ....الان منتظرم یکی یه چیزی بگه فقط :|
نمایش نسخه قابل چاپ
به اینکه بلاخره یکی رو پیدا کنم تا بتونم باهاش دعوا کنم ....الان منتظرم یکی یه چیزی بگه فقط :|
ب اینکه چرا عکس آواتارم بالا نمیاد، من نمی بینمش چرا؟
یعنی بقیم نمی بیننش
ب اینک همه مانتوهام تکراری شدن مامانم میگه دیگه برات نمیخرم:yahoo (83)::((
هر کی مانتو اضافه داره بیاره تو خصوصی بپوشم ببینم اندازمه :y (461)::y (461):
به اینکه شنیده ای زنان در دل( اری) و (نه )به لب دارند،
ضعف خود را عیان نمی سازند
راز دار و خموش و مکارند...
بانوی زیبا سخن فروغ فرخزاد
کاش اونروز دستم فلج میشد اما اون حرفا رو براش تایپ نمیکردم
کاش حسشو یکم درک میکردم...
کاش یکم مثل آدم باهاش برخورد میکردم...
حال الانم فقط میتونه نتیجهی شکستن دل اون باشه..فقط همین
به اینکه حیف اون پولی که بابت ویزیت اون دکترعمومی برای سرماخوردگیم دادم ، یارو یا با سهمیه شده دکتر ، یاجعل مدرک کرده :( والا با این دارو دادنش
دارم به این فکر میکنم که خیلی وقته شیطنت نکردم و کسی رو اذیت نکردم:))
دلم تنگ شده خوع: (
نترسید با مجازیا کاری ندارم حال نمیده:yahoo (16):
به اینکه
این همه کشور
این همه شهر
آخه چرا باید توی این کشور و این شهر دنیا میومدم؟!:(
اگر بهشت هم شهربندی داشته باشه یا جهنم ، احتمالا قسمت ما ایرانیا ، افتضاحترینشه:yahoo (35):
به اون که فکرمو مشغول کرده
به اینکه چرا تو این چهار سال کتاب جدیدی رو شروع نکردم
چرا یه سفر جدید شروع نکردم
چرا کار نکردم
چرا درس نخوندم
چرا شعر جدیدی رو آغاز نکردم
چرا عشق جدیدی رو شروع نکردم
چرا نشستم و رد شدن فصل ها و آدما و عمرم رو دیدم
چرا از خودمو و دیگران و آرزوهام فرار کردم
چرا خودمو کشوندم تو انزوا ......تو یک مرگ تدریجی
و حالا ...............چرا دارم دوباره همه اینا رو تکرار میکنم؟چرا...
به اینکه چرا من تا الان مثل جغد بیدارم؟:((