ب اینکه ،سخته ،و قرار نیس آسون شه
نمایش نسخه قابل چاپ
ب اینکه ،سخته ،و قرار نیس آسون شه
خیلی حرصم میگیره میبینم یه نفر دیگه ایده هایی که از قبل داشتمو اجرا میکنه و نتیجه گرفته
حسادت نیست
واقعا نمیدونم هر چی هس خیلی حس بدیه
حسرت شاید؟!
اصلا تا کی قراره این وضع ادامه داشته باشه
خودمم میدونم تهش یه روزی فرصت انجامشون رو دارم که نه ایده ای واسم مونده نه اشتیاقی هییع
به گریه کردن
به اینکه اولین روزی که از بند کنکور رها گشتم میرم در مورد گریه و. انواع اشک مطالعه میکنم .
امروز اشکام خیلی بزرگ و گوگولی می باریدن ...
دفترچه کنکور ۹۹ هم جلوم بود
خیلی رمانتیک گریه کردم
به اینکه میشه اشک رو رنگ کرد ؟
به اینکه منم گاهی اوقات موقع گریه کردن میشستم جلو ایینه برگام میریخت:)))))
تا پنج قطره اول همه چیز عالیه اما از قطره پنچم به بعد...:yahoo (20):
نچ نچ تا سه روز صورتم پف میکرد
الان حتی به قطره سوم هم نمیرسه=/کاش میتونستم مثله قبلا راحت گریه کنم....
یه حسه راحتی خاصی داشت... هعی
ب اتفاقایی ک بعد کنکور میفته اصلا چرا باید جای استرس کنکور استرس بعد کنکور رو داشته باشمí ¾íµº
به موشی که مرد
موشی که زنده ماند
موشی که زنده ماند
موشی که مرد
و موش هایی که کلا در جریان نبودند
به برنجی که هنوز تو آبه
به تنهاییم تو خونه
به حس مزخرف پوچی
به آینده روشن اما تاریکم
به موش کوچولو آخه با لباس مهد مگه میشه انقدر دلبر شد؟
به خندهای دیشب بابا
به مامان که همیشه فراموش میکنه گاز رو خاموش کنه
به دمبلایی که وسط خونه ولو شدن
به اینکه تا صبح پتانسیل این رو دارم ورزش کنم
به...
به خودم و دگر هیچ : )
به اینکه فردا کجا هستم. اوضاع یکم بهم ریختس
به اینکه امروز اخرین روزیه که قراره اینجوری طی بشه و فردا رویه قراره تغییر کنه
اذیت میشم؟ نمیدونم
موفق میشم؟ نمیدونم
۳ ماه دیگه خسته میشم؟ نمیدونم
فقط میدونم همه چیز مثل یه پازله که هر تیکش انگار یه تن وزنشه. باید دونه دونه تیکه هارو بذارم رو دوشم و حرکتشون بدم سمت جای اصلیشون
مایکل گمبون. ....
هعی دنیااااااا
به فردا ..
به کارای عقب مونده ..
به برنامه ریزی جدید ..
به کم کردن تایم مجازی ..
به رفیقِ شفیق ..!
ب غزل هایی که همچنان پِلی میشه ..
به دولپی و خنده ها ..
به ۱۱۸ و داستانش ...
به دوَندگیهایی که کردم ..
به دوَندگیهایی که باید بکنم ..
به این بیخوابیِ بدقلق ..
.
.
•
آنمویا - anemoia
- حس دلتنگی برای دورانی که هرگز تجربه نکردهاید.
من اینم
عجب چیزی دارن خارجیا
ی سری شرایط ک برا بعضیاا سخته ،برا بعضیا ن
همیشه یه بدتری هست
همونجا که میگی بدتر از این نمیشه دقیقا بدون قراره بدتر بشه
الان اینقدر توی اوضاع بدیم اونقدر بد که هیچکس باورش نمیشه اگه تعریف کنم
نمیدونم تاوان کدوم کار بدمه ولی به قول مولانا رنج از پی رنج آید زنجیر
نمیدونم کی قراره تموم شه/: ماهم پیشرفت میکنیم ولی فقط تو لول سختیها
الان اون چیه جفت ماه شده عطارد ؟ هنوز تو کف یه تلسکوپ حرفه ایم