-
به اون لحظه ایی که صورت مامان بابا رو یهویی بوسیدم و بابام بوس بک زدم خر ذوق شدم مامان گفت این دختره روانیه حالش خوب نیست...
به سیلی که به فرفری زدم وقتی یکی زبون درازی کنه دست خودم نی تا حد مرگ شاید بزنمش
به پفیلایی که درست کردم
به بوی زندگی
به گوشیه شکسته مامانم
به اینکه اسمای مامان بابا رو تغییر بدم
به پدربزرگم آیا دلش برام تنگ نشده؟
به سه ماه هیچکدومشونو ندیدم یعنی مهم نیستم براشون؟
به واکسنی که فردا باید برم بزنم:))
به دنیای عجیب اطرافم
به عروسی هایی که دعوت شدم و نمیرم
به آینده خیلی ترسناکه بمولا
به....
-
-
به اینکه ملت رفتن حداقل ۴۳ تومن دادن برای اینکه یه شب تو هتلی که رونالدو خوابه بخوابن:yahoo (11):
-
به اینکه بالاخره آینده کشور چی میشه :yahoo (17):
-
به همسایه روبرویی مون
چند روزی که نبودیم اومده شاخه های خوشگل درختمونو کوتاه کرده اونقد شاخه هاش قشنگ بود . بید مجنون بود
درخت خودشونم از ته بریده رو باغچه کوچولوی جلو درش هم آسفالت ریخته
با درخت خودشون کاری ندارم یه چیزی مث کاج بود
ولی شاخه ها بید مجنون ما خیلی دلبر بودن
تنها دلیلش هم اینه که دختر. و پسر میومدن زیرش همو ماچ میکردن و عکس میگرفتن البته ما که همچین چیزی ندیدیم .
البته همون همسایه مون که میگفت من جلو پنجره میخوام دل شوهرش رو بلرزونم:yahoo (23):
کسی تاکسیدرمی بلده ؟ حیفه آیندگان این همسایه رو نبینن
-
2 فایل پیوست
ب فردا ۵ صبح!باید اصن سمت اتاق نرم و بلافاصله برم سالن مطالعه.
ب این ک خوشحالم کار ب دعوا نکشید و خودشون جم کردن ا اتاق رفتن، واقعا حوصله مراعات نداشتم! الان دیگه راحت میتونم رو تختم دراز بکشم:|و رفیقام سر جاشونن:|
ب این ک ی روز مدل موهای این بشر رو من تغییر میدم:))
ب امتحان فردا و بعدی ها..
ب رنگ سبز !
ب نیروگاه اتمی...
ب این عکس ها؛
فایل پیوست 106867
فایل پیوست 106868
و ب این ک؛
عاه ای تردید رفتن،گاهی دامن نگیر !
-
به خواب لذت بخش قبل مرگ
به دردهای قلبم
به حرفای مامان : تهش تو رو باید ببریم تیمارستان و روانی میشی !
به پوزخندهای تکراریم
به نتایجی که منتظرشم
به بودن اما نبودن
به اون طرف که نمیدونم کیه
به دروغ های درونم
به سوال های بی جوابم
به دلخوشی های کوچیک دیگران
به گشنگیم
به اینکه با فردا میشه ۷۲ ساعت بدون غذا زنده موندم
به گودیه زیر چشام
به مقصر بودنم توی هر کاری
به حرفای ملیکا
به اینکه باید خلاص میکردم و تموم میشد امروز
تموم میشد و شاد میرفتم : )
به ...
من براش کیم ؟
-
ب یکی از همون خط قرمزا :
دروغ! : )
-
یه سیل نمیاد هر چی آدم نمک نشناس و بد ذاته ببره راحت شم
-
به گریه های عمه و دخترا
به این که یه بار دیگه تسبیحو به طاهره دادم به عنوان یادگاری
به اینکه طاهره رو خیلی دوس دارم
به اینکه چقد این دختر پاکه
به اینکه تو شرایطی قرار داده شدم که باید میرفتم با کسایی صحبت میکردم که تو عمرم نه دیده بودمشون و نه منو دیده بودن
پیش تک تک مینشستم و باهاشون صحبت میکردم
و طوری برخورد کردم انگار سالهاست باهاشون اشنام
به اینکه هم من حس خوب میگرفتم
هم اونا
و وقتی تشکر میکردم و میرفتم هم من لبخند داشتم هم اونا
به اینکه مازک و شازک دهنشون باز مونده بود
به کارام
به راه پیش رو
به فکرای مختلف
به...
زیادن
-
به اینکه جوابمو بده و تکلیفمو مشخص کنه...
-
-
به این که:
دلم نمیخواد کتاب ایین نامه رو بخونم:|:yahoo (91)::y (636):
-
به مهمونی که الان پاشده اومده
ای کاش زودتر میگفتن رخت خواب و پیژامه اماده میکردیم...
به گردوهامون که نصف بیشترشو خودشون برداشتن...
ای کاش رنگ نوشابه شون رو هم میگفتن.
-
به ادم هایی ک اینجا باهاشون اشنا شدم
از همون اولِ اول