برگشتنی از جلوی مدرسه ابتدایی رد شدم
شلوغ بود ب شدت
ی مادره از دخترش پرسید چیا خوندی امروز
گفت همون صفحه ک عکس آزاده و امین بود : ))))))))
منی ک پشمام ریخته بود آزاده و امین هنو تو کتابان؟ : ))))
ب همینا
چرا کلاس اولیا انقده با نمکن : ))
نمایش نسخه قابل چاپ
برگشتنی از جلوی مدرسه ابتدایی رد شدم
شلوغ بود ب شدت
ی مادره از دخترش پرسید چیا خوندی امروز
گفت همون صفحه ک عکس آزاده و امین بود : ))))))))
منی ک پشمام ریخته بود آزاده و امین هنو تو کتابان؟ : ))))
ب همینا
چرا کلاس اولیا انقده با نمکن : ))
دانشگاه : هفته اول مهر رو مجازی میکنیم که تجمعات و شلوغ بازی دانشجوها شر نشه برن بشینن خونه شون مجازی شرکت کنن
شهرداری : هفته اول مهر کلیه ی متروها و اتوبوس های تندرو درون شهری برای دانشجوها رایگانه
اساتید : نت نیست بسترهای کلاس مجازی فیلتره به هرحال مهم نیست مشکل دانشجوعه ما کلاسمون رو سرفلان ساعت برگزار میکنیم باید دانشجو آنلاین بشه
دانشجو : اصلا نمیشه به تلگرام و واتساپ وصل شد که اطلاع رسانی ها درمورد کلاسای مجازی و ساعت برگزاری شون رو خوند چه برسه به شرکت کردن
عاشق تونم :yahoo (8)::yahoo (23):
به اینکه چند ساله میگم فردا زندگی میکنم
ب حراست دانشگاه
ینی خدایی یکی از صب تا شب کارش اینه ک گیر بده چی پوشیدی قابل قبوله از نظر اون یا نه؟
عجیییییبههه://
به انکه چی دارن به هم میگن و میخندن.:yahoo (101): و اون کسی که این دو رو مقابل هم قرار میده چجور میتونه خودش رو آدم حساب کنه
فایل پیوست 102094
به این فکر میکنم که چطور ازرش نظر بقیه برام کم رنگ تر بشه
به اینکه چه خواهد شد...
به اینکه بشینم برناممو بچینم و حالا ک سوت شروع بازی زده شده
بازی کنم!
به اینکه چیکار کنم تا منو نندازن زندان
بسکه به یه چیزی فکر میکنم و مسائل کوچیکو تو ذهنم بزرگ میکنم! تهش که چی؟ خجالت ناشی از بی اعتماد به نفسی و لرزش تموم وجود از اتفاقایی که ممکنه یک در صد میلیونیوم بیفته :/
چاره چیست؟ در وهلهی نخست، فکر نکردن! :)
پینوشت: به قول آرمان { آرمان دوست فابریکمه. قربونش برم:))} اونی که عمده ی مردم بهش میگن «فکر» اصلا فکر نیست. این فکری که توی جمله ی اول گفتم از همون دسته است. منظور خیال کردن و پیشبینی احتمالات و اینهاست.
+ همه عیب خلق دیدن، نه مروتست و مردی
نگهی به خویشتن کن، که تو هم گناه داری
- دل نازک به نگاه کجی آزرده شود
خار در دیده چو افتاد، کم از سوزن نیست
اما خودمونیم، مرد جدی{ مرد جدی اونایی ان که یهویی می افتن تو دلت و بزرگیشون رو حس میکنی} اگه میخواست فقط یه چیزی بهم یاد بده اون این بود:
«گر به خود محکم شوی سیل بلاانگیز چیست؟
مثل گوهر در دل دریا نشستن میتوان»
+ صحیح! بلا در اراده ی محکم بی اثره :yahoo (15):
نتیجه افتصاد آزاد، دموکراسی و جدایی دین از سیاست میشه کشوری مثل آمریکای کبیر که جوون هاش توی دانشگاه بزرگترین شرکت ها رو تاسیس میکنن و به ثروت مند ترین افراد جهان تبدیل میشن. حالا نتیجه اقتصاد عسلامی و مرگ بر همه مشتی جوون نا امید و بی انگیزه هست که همش به خودکشی فکر میکنن و البته اختلاس، رانت و انحصارگری
دلیلش اینه سرباز امریکایی حتی توی جنگ هم اگر یه غیرنظامیُ بکشه اونقد عذاب وجدان میگیره که چند ماه میره بیمارستان روانی
ولی سرباز ما برای یه کیلو مرغ یخ زده حاضره چنتا بمب اتم رو هموطن خودش بندازه و شاد بِزی یه
ب یاس ک میگف:
همه چی مث قبل،خوبِ خوب میشه و
غما دور میشن و
دلامون نزدیک تر از قبل ب هم
...
+
ب سه شنبه و بازم کلان :))
+
ب "هه هه هه" و "ههه هههه ههههه":))
+
ب"خونه عشق مادرم بود، خونه روح پدرم بود"
+
ب این ک اگر کسی شر و وری ا من شنید باید راست و دروغشو ازم بپرسه :/تا میرم تل یادم میوفته حرص میخورم:/
+
ب این ک امشبو نخابم تا فردا شب
+
ب این ک این لیست فرق داشت،یادی نبود توش
+
ب این ک زر نزن:))همین قبلی یاد بود توش:))