ضمنِ احترام به نظرتون
هر ریسکی ارزشمند نیست و گاهی آسیبی که به روحتون میزنه خیلی بیشتر از لذتی هست که تجربه ش میکنید ، لذت گذراست و آسیب پایدار
نمایش نسخه قابل چاپ
سلام.....
می خواهم یک داستان کوتاه برای شما بگم،قشنگه به نظرم:
خانم میانسالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد،وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد.
زمانی که بی هوش بود فرشته ای را دید و از او پرسید:آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟
فرشته گفت:نه،تو 43سال و 8ماه و 2روز فرصت خواهی داشت.
بعد از به هوش آمدن آن خانم تصمیم گرفت تا در بیمارستان بماند چون به زندگی بیشتر امیدوار شده بود تصمیم گرفت چند عمل زیبایی انجام بدهد.
جراحی پلاستیک،لیپساکشن،جراحی بینی و...او حتی تصمیم گرفت تا موهایش را نیز رنگ کند.خلاصه از یک خانم میانسال به یک خانم جوان تبدیل شد!
بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد.وقتی که او داشت از عرض خیابان عبور می کرد،با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!!
وقتی با فرشته رو به رو شد به او گفت:من فکر کردم تو گفتی که 40سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسد،چرا من را از جلوی آمبولانس کنار نکشیدی؟چرا من مُردم؟
فرشته گفت:ببخشید،وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت....
امیدوارم از داستان خوشتون آمده باشد،قدر زندگی خودتون را بدانید،هیچ کس از آینده خوش خبر نداره.....
دیروز چیزهایی دیدم که خیلی خیلی حالم رو بد کرد...
در طول روز همه این چیزها رو می بینیم اما خیلی بی تفاوت از کنارش رد میشیم...
همیشه آرزو داشتم و دارم یه روز دنیایی شکل بگیره که هیچ وقت این اتفاقات وجود نداشته باشن...
دیروز درب شیرینی فروشی منتظر تاکسی بودم...
یه دختر 5 یا 6 ساله که خیلی هم زیبا بود دوید و اومد و از ویترین شیرینی و کیک ها رو نگاه کرد...
سر و وضع لباسش خوب نبود .پدرش هم همینطور ...پشت سرش می اومد...
وقتی پدرش به درب شیرینی فروشی رسید دختر کوچولو ویترین رو بوسید و فرار کرد!!!
اصلا نمی تونستم به پدرش نگاه کنم...
پدرش از فروشنده پرسید کیلویی چند؟!
فروشنده گفت 30 .کم تر هم داریم
پدرش بچه سرش رو پایین انداخت و رفت....
غرور یک پدر به همین سادگی در برابر بچه اش خورد شد...
صحبتم طولانی شد ..شاید حوصله خوندنش رو هم نداشته باشید...
فقط این رو بدونید که وقتی ما درکنار خانواده مون نشستیم و
غذاهای متفاوتی می خوریم و نسبت به بعضی از غذاها بی میل هستیم
و ایراد میریم...چند متر اون طرف تر...
بچه هایی هستن که با ارزوی خوردن یه شیرینی روزشون رو شب می کنن
صد در صد
ریسک کردن بر خلاف چیزی که همه میگن ( فکر نکن ریسک کن و این حرفا...) باید با فکر باشه
سبک سنگین بشه که ارزششو داره یا نه
منظور از دلو به دریا زدن اینه که بدبین نباشیم
بعضی چیزا
بعضی لذت ها ارزش ریسک دارن
و بعضی نه
و گرنه اینکه همش بدون فکر فقط سرتو بندازی بری جلو که بلا نسبت گاو میشیم:دی
بعضیا یک دیوار بلندددددد ( از اون دیوارا که ترامپ میخواست تو مرز مکزیک بزنه :دی) دور خودشون ساختن نمیزارن کسی نزدیکشون بشه مبادا ضربه ای بخورن
خوشبختی و حال خوب مثل تلفن همراهه ...
اگه من داشته باشم و تو نه , به دردم نمیخوره
اگه حال خوبی داریم , با بقیه شریک شیم ...
تو باید میرفتی آمریکاز گات تلنت *-*
@Ellie.79
هیچکس را در زندگیتان ملامت نکنید
آدمهای خوب برایتان شادی می آورند
آدمهای بد تجربه
بدترین ها درس عبرت میشوند
و بهترینها خاطره...
وقتی غمگین هستید، دنیا شما را به مسخره میگیرد.
وقتی خوشحالید، دنیا به شما لبخند میزند.
اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید، دنیا به شما تعظیم میکند.
همتون دروغ میگین
@Mojtaba93
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی،
رفتار توجه طلبانه بسیار زیادی از خود نشان میدهند.
آنها در افکار و احساسات خود اغلب مبالغه میکنند و
هر چیز سادهای را مهمتر از آنچه در واقع هست، جلوه میدهند.
آنان مثلاً با فخر فروشی دربارهٔ داشتن سهام سازمانهای بزرگ یا مهارتهای ورزشی یا هنری،
میکوشند توجه دیگران را به خود جلب کنند.
میخوای دانشگاه بری چیکار؟؟؟؟؟؟؟
ادمای سالم ...
هیچوقت دروغای توهم امیز نمیگن
توهم نمیزنن
از اعتماد دیگران سواستفاده نمیکنن
پشت سیستم نقاب نمیزنن برت تو مجازی اراجیف بگن
این روزا کسایی که ذره ای انسانیت تو وجودشون نیست زیاد دم از انسانیت میزنن
عشق...
یعنی اینکه بتوانیم و بخواهیم که آنهایی که برایمان مهم هستند،
آنچه را می خواهند انتخاب کنند...
بدون اصرار بر اینکه انتخاب آنها، رضایت ما را تامین کند...