:yahoo (50): زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
نمایش نسخه قابل چاپ
:yahoo (50): زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
جرئت داشته باش خودت باشی
تمااااااااااااااااااااااا اااااااااااااام
کم تر دختر بازی و پسر بازی کنید:yahoo (9)::yahoo (9)::yahoo (9):
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود
فایل پیوست 84215 @saj8jad
چهل هزارتایی شدنت مبارک پسر:yahoo (20)::yahoo (20):
ی سلبریتی ما شالله واس خودت
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺍﺯ ﺩﻫﯽ ﺑﻪ ﺩﻫﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯿﺮﻓﺖ .
ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍﻩﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﻣﺴﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﯿﺒﻨﺪﻧﺪ
ﻭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﺎﻣﯽ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﻣﯿﮑﻨﺪ .
ﻣﺮﺩ ﺍﺳﺘﻐﻔﺮﺍﻟﻠﻪ ﮔﻮﯾﺎﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﺯﺩ ﻭ ﻭﻟﯽ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ .
ﺑﻼﺧﺮﻩﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺷﺮﺍﺏ ﺗﻌﺎﺭﻓﯽ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩ ﮐﺸﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ .
ﻣﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺟﺎﻥ ﺭﺍﺿﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﮐﺮﺍﻩ ﺟﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ
ﮔﻔﺖ:
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺣﻔﻆ ﺟﺎﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﺍﺏ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ.
ﭼﻮﻥ ﺟﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻟﺐ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮐﺮﺩ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﺮﺵ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺗﮑﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺳﺮﺧﻮﺩﮐﺮﺩ
ﻭ ﺳﺮ ﺧﺮ ﺑﻪ ﺟﺎﻡ ﺷﺮﺍﺏ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ .
ﻣﺮﺩ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﮔﻔﺖ :
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﯼ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺷﺮﺍﺑﯽ ﺣﻼﻝ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺳﺮ ﺧﺮ ﻧﺬﺍﺷﺖ
عبید زاکانی
یادمون باشه هروقت خواستیم حرفی بزنیم قبلش یه کم فکر کنیم مبادا حرف نادرستی بزنیم که دیگه نشه جمعش کرد...
چشمام تقریبا هیچی نمیبینه ولی اومدم انجمن
میفهمید حد و اندازه علاقمو؟
یه مورد مهمی رو که خیلی بین جوانان عزیز میبینم و برای خودمم هم پیش اومده جا داره بگم:جریان از اون جایی شروع میشه که وارد هیجده سالگی میشی کم کم بیشتر میفهمی بعد تنها میشی بعد میخوای تنهاییتو پر کنی توهم میزنی میری دنبال کسی که هیچ شباهتی با تو نداره..در اخر هم بعد از چند ماه با کمال بغض از هم جدا میشید و میگید من دلم شکست و زندگی تموم شد و این چیزا..یا حداقل چند سال افسرده اید..همین چند سال از بهترین روزای عمرتون که میتونید بزرگترین کارها رو انجام بدید..و متاسفانه بین نزدیکان خودم دیدم که بعد از ده سال هم نتونسته برگرده به زندگی..به خاطر چی؟ به خاطر یک عشق خیالی..ما متاسفانه خانواده های درستی هم نداریم که بچه رو اگاه کنه و جامعه ی خیلی بیسوادی هم داریم..عزیزان دل الکی عاطفه خرج کسی نکنید..مجازی هم برای فان بیایید یا کار..به فکر هدفتون باشید همه چیز به موقع خودش اتفاق میوفته..این سیستم دنیاست..کمی مغرور تر باشید..محکم تر باشید..گول کسی رو هم نخورید..شما قراره با یه نفر ازدواج کنید..یه جا کار کنید..مثل همه...همه چیزم مال شما نیست و نخواهد بود..پس خواهشا توهم نزنید..بیشتر در لحظه زندگی کنید و سرتون به کار خودتون باشه تا بقیه.ملاک هم خوب بودن همه چیز باشه تا وقتی خلافش ثابت نشده..نه بر عکس..موفق باشید.
محکم باشید کم مونده تموم بشه
ممکنه حس کنی تو این دنیا مهم نیستی،ولی به خاطر تو الان یه نفر خودشو کمی بیشتر دوس داره
چون تو بهش اظهار لطف کردی و باعث شدی حس خوبی داشته باشه.
یه نفر کتابی رو خونده که تو پیشنهاد دادی و توی صفحاتش گمه.
یه نفر جوکی رو که تعریف کردی رو به یاد آورده و باعث شده تو اتوبوس لبخند بزنه : )
هیچ وقت فکر نکن تاثیری نداری،اثر انگشت تو هیچوقت نمیتونه از نشونه های کوچیکی از مهربونی که توی دنیا به جا گذاشتی،پاک بشه.
:yahoo (90):
انقدر فاز غم برندارید
زندگی رو هر جوری بگیری ، همونطور میگذره
مگه چند بار فرصت زندگی کردن داریم
که بخوایم با ناراحتی بی جا خرابش کنیم؟
+
خواهشا اگه حس میکنید عاشقید
اول از همه مطمئن شید که این
عشق دو طرفه است یا نه ؟!
از انجایی که خیلی از رفتن ها بهتر از موندن هاست..من هم تصمیم گرفتم بعد از 7 سال بودن توی نت برم پی کارم :)) ..تو این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم..غصه خیلی ها رو خوردم که اصلا نمیشناختمشون..بیشتر به بقیه کمک کردم تا کمکی گرفته باشم..و دیگه فکر کنم برای من کافیه..درباره ی فلسفه ی فضای مجازی..هم جای خیلی خوبیه هم خیلی بد..نت یه جای استثنایی هست..شما میتونی با کل دنیا در ارتباط باشی..در کنار مزایاش عیب بزرگش اعتیاد بهش هست..هیچ کس به دلیل عظمتش جنبه ش رو نداره..خودم یکیش که کلا بهتره برم ازش..هر چند دیگه مثل سابق احتیاجی ندارم بهش..هیچوقت هم توی نت سعی نکردم کسی رو وابسته به خودم کنم..وجدان همه جا یکسانه..چه توی نت چه واقعیت چه بهشت..گاهی بعضیا از روی اعتقاداتم میخواستن رد شن که شدید برخورد کردم..مقصرم خودشون بودن..نوش جونشون.به هر روی این هم پست پایان کار من در انجمن.موفق باشید.