نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را
نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم
چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
این عبادت مایه قرب خداست
مونس شب های تار انبیاست
این عبادت مایه غفران ماست
ناجی و کفاره عصیان ماست
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
وگر تنهاست عاشق نیست تنها
که با معشوق پنهان یار باشد
شراب عاشقان از سینه جوشد
حریف عشق در اسرار باشد
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانت
که جانم در جوانی سوخت ای جانم به قربانت
mucizelere inanırım
از نظرت کجا رود، ور برود تو همرهی
رفت و رها نمیکنی، آمد و ره نمیدهی
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
مرا به آب زلال زمانه میلی نیست
که سالهاست که از خون دیده سیرابم
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
به به دوباره آمد فصل بهاری
بیا بریم ببندیم اسبو به قاری
![]()
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایان هر چیز
شیرینی حضورش را تلخ می کند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست …
مثل آغاز
در حال حاضر 47 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 47 مهمان)