خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
رفتی یادتم گل من
نازی ناز گل من
عشق تو حالا تو دل من
نازی ناز گل من
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
خودم : تمرکز میکنم تا اگه نتایج اومد شوک نشم و هوشمندانه ترین تصمیم رو میگیرم ، من میتونم
مغزم : حسین اقااااا چرا خورشت کم کشیدین
اووو بچه ی جنوب شهر رو باش که
ایستاده رو سینه تو غروب هر دوپاش
"میبـینـم آن طلـوع خـورشـیـد را ! 🤍"
اووو بچه ی جنوب شهر رو باش که
ایستاده رو سینه تو غروب هر دوپاش
اووو بچه ی جنوب شهر رو باش که
ایستاده رو سینه تو غروب هر دوپاش
در حال حاضر 631 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 631 مهمان)