20 سال پیش
حدودا دوساعت قبل همزمان با اذان مغرب متولد شدم
اینجور شنیدم و میگن
شاید اگه میدونستم این دنیا اینقدر پیچیدگی داره
شاید دلم نمیخواست که متولد بشم
ولی کنار این همه سختی کشیدنا
خانواده ای دارم که میخوام کنارم باشن
وقتی میخندم باهام بخندن
وقتی گریه میکنم اشکامو پاک کنن و بغلم کنن
وقتی ...
و وقتی....
و خیلی چیزای دیگه

خانواده ی داشتن یه نعمت بزرگه
حالا چه خوب چه بد
قطعا همه ی ماها پدر و مادر و برادر و خواهرای خوبی داریم
گاهی ناشکریم
واسه همینه غر میزنیم
ساز مخالف میزنیم
+
خوابالودم همش....
پووووف
: )
خوشحالم که امروز تولدمه
یه کوچولو دلم گرفته بود
که در حال رفع شدنه
خوب میشم
مگه دست منه که نشم
: ))
+
واسه خودم کلی اروزی خوب و قشنگ دارم
همش در حال صبوریم
خدایا کی میخوای پاداشامو بدی اخه
صبورتر از من مگه داریم اصلا ؟مگه میشه؟!
.gif)
هدا جون کمک تن
.gif)
خلاصه تفلدم مبالک باشه
.gif)
هزاران سال عمر مفید و پربرکت کنار خانواده م داشته باشم
.gif)
به تمامی اهداف مفیدم برسم
هیچی دیگه نمیخوام
+خدا اگه این خواسته هامو برآورده کردی کنارشم اون شاهزاده با اسب سفیدم در نظر بگیر
.gif)
تنهایی فکر نکنم بشه سر کرد این زندگی پیچیده رو
فقط توروخدا زیاد پیچیده ش نکن همین دیگه خواسته ای ندارم
''good night''