حس فنجون بدون نعلبکی
خسته ام...
حوصله این امتحانا رو هم ندارم
دوتا سختش مونده
دوتا هم معمولی!
کی تموم شه برم جزایر هاوایی افتاب بگیرم اخه
دو روز دیگ کنکوره....
حداقل خوشحالم کنکوری نیستم
با ارزوی موفقیت برای دست اندرکاران کنکور
پ.ن
مسابقه یادتون نره![]()

حس فنجون بدون نعلبکی
خسته ام...
حوصله این امتحانا رو هم ندارم
دوتا سختش مونده
دوتا هم معمولی!
کی تموم شه برم جزایر هاوایی افتاب بگیرم اخه
دو روز دیگ کنکوره....
حداقل خوشحالم کنکوری نیستم
با ارزوی موفقیت برای دست اندرکاران کنکور
پ.ن
مسابقه یادتون نره![]()
ی روز بد با قرمه سبزی بهتر از
ی روز خوب بدون قرمه سبزیه
آرومم صبورم
همینا برام بسه
نگاه میکنم
یاد میگیرم
حسی ک دارمو میلیاردرا ندارن
پولیم ک اونا دارن من ندارم
: دی
باید کار کنم رو خودم
زندگیه دیگه هم جالب هم آزار دهنده
میگم دارم یاد میگیرم
وضع مالیم رو براه شه
حتمن مصرف کوکایینو شروع میکنم
والا من چیم از فِروید کمه
: )
We are our choices
-J.P.Sartre-
توی این انجمن از اول تا الان فقط دو تا دوست صمیمی داشتم که معلوم نیس کی بیان و کی نیان
به خاطر کنکور اصلا دلم نمی خواد بگم بیان و وقتشون گرفته بشه
چقدر منطق بی رحمه
@BRAIN SURGEON
@WickedSick
ویرایش توسط aRWENiSsteEe : 05 تیر 1397 در ساعت 21:42
چشم هات رو ببند، این شاید فراتر از یه بازی باشه، اسمش رو گذاشتم مخمصه بزرگ!
این بازی هیچ قانونی نداره، فقط باید چشم هات رو ببندی و جایی رو ببینی که دوست داری الان باشی.
هیچ لازم نیست اون جا رو پیدا کنی، چون اون جا تو رو پیدا می کنه!
میتونی هر کجا باشی، جایی توی گذشته ی لعنتی، جایی توی آینده ی رویایی و یا شایدم هیچ کجا!
اما شک نداشته باش همونجایی داری زندگی می کنی که ، وقتی چشم هات رو می بندی می آد سراغت.
~
#چشمهات_رو_ببند_
خوشحالم دارم کم کم به جایی میرسم که حرفِ هیچکس برام مهم نباشه...از هیچکس جز خدا نترسم...که البته اون خدایی که من میشناسم اصلا هم ترسناک نیست که بخوام ازش بترسم...محرمِ تمومِ رازامه...خوب باشم یا بد دوسم داره...
خیلی حرف برای گفتن دارم اما...
امیدوارم هرکسی که امسال تلاش کرده پاداشِ زحماتشو بگیره![]()
بالاخره اشتی کردیم
با هزاران بدبختی
الان رسیدم خونه.از خستگی دارم می میرم
ولی خیلی خوب بود
ای خستگی خیلی شیرینه
حالا بعد مدت ها می تونم بدون عذاب وجدان بخوابم
خیلی خوشحالم واقعا
گمان نمی بردم بخشیده شَم
حس خوبی دارم
خب
بالاخره لحظه ی موعود داره فرا می رسه
باید خودمو عادت بدم به حجم بی مهریایی که بعد اعلام نتایج باهام خواهد شد
از همین الان سعی می کنم کم تر تو جمع خانواده باشم و کم تر باهاشون حرف بزنم تا عادت کنم به وضعیتی که در پیشه
مصمم هستم برا رسیدن به چیزی که می خوام ولی راه سختی در پیشه
تحمل می کنم...
ویرایش توسط It is POSSIBLE : 06 تیر 1397 در ساعت 12:00
سلام
اون روز داشتم ب یکی از دوستام می گفتم .رتبمون هر چقدم باشه براش خیلی زحمت کشیدیم.استرس داشتیم. شبای سختی گذروندیم.هر چقدم کم یا زیاد زحمت کشیدیم
پس از اعلام نتایج نترسین. به رتبتون افتخار کنید .چون حاصل زحمت خودتونه
هر وق تو این 4 سال هر کی ازم رتبمو پرسید واضح بهش گفتم.اوایل خیلی مسخره می کردند چون واقن نجومی بود هر سال ک پیشرفت می کرد نگاها عوض میشد
انقد تلاش کردم . ک یکی از بچه های فامیلمون می گف می خواد بعد 4 سال دوبارع کنکور بده برا ارزوش ک رشته برق تلاش کنه.
دیگ تو فامیلمون پشت کنکوریارو مسخره نمی کنن
من واقعا تغیرر رو دارم توشون می بینم
الان می گفتم بیرون بودم.قبل ظهر خونه مامان بزرگم مهمونی بود همه برام ارزوی موفقیت کردن اونایی ک مسخرم میکردن دلمو می شکستن
همههه .باورم نمی شد.واقعا صداقت داشتن.دلشون می خواس موفق بشم
همتون سعی کنین نگاه اطرافیانتون رو ب خودتون عوض کنین.فرار نکنین
بزارین اونا از کاراشون خسته بشن
همه مون نیاز ب فرصت داریم
همتون موفق باشید
ببخشید شمارو نقل گرفتم هم کلاسی![]()
سالمندان 1
3 تا کتاب تو یه روز
خدایا ینی چی
کنون اگرچه کویرم؛ هنوز در سر من
صدای پر زدن مرغ های دریایی ست
در حال حاضر 316 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 316 مهمان)