آلفا اسکول

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 3 از 16 نخستنخست ... 23413 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 31 به 45 از 229
    1. Top | #31
      کاربر اخراجی

      Daghon
      تاریخ عضویت
      03 مهر 1394
      نوشته ها
      423
      نمایش مشخصات
      نحوه نزول وحی به رسول اللهدر هنگام وحی در گوشهای حضرت محمد ــ ص ـ زنگ به صدا در می آمد,چشمانش قرمز میشد و نفسش به تنگی می افتاد , در این زمان یا روی زمین می افتاد و یا اینکه دراز می کشید, بدن مبارکش به شدت می لرزید و چشمانش باز می ماند. کف از دهانش جاری میشد و به شدت عرق میکرد, بعضی وقتها در هنگام وحی همانند(استغر الله) شتر خرناس میکشید.(صحیح بخاری , جلد دوم ,فصل 16 , صفحه 254)

    2. Top | #32
      کاربر باسابقه
      در انتظار تایید ایمیل

      Khabalod
      تاریخ عضویت
      23 خرداد 1394
      نوشته ها
      1,893
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط raha.. نمایش پست ها
      در رابطه با سوالای قبلیت هیچ اطلاعاتی ندارم اما در حال مطالعه و بررسی ام
      اما ی سوال کجای عاشورا نفرته؟؟؟؟؟؟؟
      طفل 6 ماهه؟؟؟
      دختر 3 ساله؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      عموی بی دست؟؟؟؟
      خواهر دل شکسته؟؟؟؟؟؟
      پدر داغ دیده؟؟؟؟
      یتیم شهید؟؟؟؟؟
      کجاش ؟؟؟؟؟ عاشورا سرتاسر عشقه...
      این که ی دختر 3 ساله باسر باباش میره توخواب ابدی...
      اینکه ی خواهر سر بریده ی برادر را میبینه اما میگه در عاشورا بجز زیبایی ندیدم...
      اینکه ی نوداماد میره و دیگه نمیاد...
      این که ی مادر از فرزندش میگذره و حتی سر بریده اش را پس میده...
      اینکه موقع نماز خوندن امام چند نفر محافظ باشن و در برابر تیرها خم نشن....
      این که ی مادر نوزاد شش ماهش گرسنه باشه و نتونه هیچ کاری بکنه...
      اینکه این نوزاد بره و دیگه نیاد...
      مابچمون بیفته میمیریم....
      من باشم با همون تیر اول دلا میشم...
      من باشم داغ ببینم ... میگم خدایا چرا من ...من باشم....
      اما اونقدر عشق تو عاشورا هست که همه ی اینها را زیبا میکنه...
      بنظرت بجز عشق چی میتونه به آدم قدرت مقابله با این همه مصیبت را بده؟؟؟؟
      عاشورا رو که نمیگم...کتاب زیارت عاشورا

    3. Top | #33
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      23 فروردین 1395
      نوشته ها
      650
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط reza__sh نمایش پست ها
      خدای تورات (یهوه)ﺧﺪای ﺗﻮرات ﮐﻪ ﻳﻬﻮﻩ ﻧﺎم دارد(و در ﺗﻮرات ۶٨٢٣ ﺑﺎر از اوﻧﺎم ﺑﺮدﻩ ﺷﺪﻩ اﺳﺖ) ﺻﺮﻓﺎ ﺧﺪای ﻗﻮم ﻳﻬﻮد اﺳﺖ و ﺧﻮدش ﻧﻴﺰ ﺧﺪاﺋﯽ ﺻﺪ در ﺻﺪ ﻳﻬﻮدی اﺳﺖ. پیاﻣﺒﺮاﻧﯽ ﮐﻪ از ﺟﺎﻧﺐ ﺧﻮد ﻣﻴﻔﺮﺳﺘﺪ ﻣﻨﺤﺼﺮا ﭘﻴﺎﻣﺒﺮان ﻣﻠﺖ ﻳﻬﻮدﻧﺪ و ﺑﻪ ﮐﻔﺮ ﻳﺎ اﻳﻤﺎن دﻳﮕﺮانﮐﺎری ﻧﺪارﻧﺪ.ﺗﻌﺎﻟﻴﻢ و ﻗﻮاﻧﻴﻦ ﺁﻧﺎن ﮐﻼ ﺑﺮ اﻳﻦ ﻣﺤﻮر ﻣﻴﮕﺮدد ﮐﻪ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﺎص ﻗﻮم ﻳﻬﻮد از هر راهی ﮐﻪ ﻻزم ﺑﺎﺷﺪ ﺣﻔﻆ ﺷﻮد، وﻟﻮ اﻳﻦ ﻣﺴﺘﻠﺰم ﺁن ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺧﻼﻗﯽ و اﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﺴﻴﺎری زﻳﺮ ﭘﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ و ﺣﻘﻮق ﻣﺸﺮوع ﻣﻠﺘﻬﺎی دﻳﮕﺮی ﻧﺎدﻳﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ ﻳﺎ ﮐﺴﺎن ﺑﺴﻴﺎری ﺑﻪ ﻧﺎﺣﻖ ﮐﺸﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ.در ﺟﺮﻳﺎن ﺣﻮادث روزﻣﺮﻩ ﻳﺎ وﻗﺎﻳﻊ ﻣﻬﻢ از ﻗﺒﻴﻞ ﺟﻨﮕﻬﺎ و ﺑﻼﻳﺎی ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ و زﻣﻴﻨﻲ، ﻳﻬﻮﻩ ﺷﺨﺼﺎً از آﺳﻤﺎن ﺑﻪ زﻣﻴﻦ می‌آید ﺗﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻗﻮم ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﻩ ﺧﻮد را ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﺎ ﺳﺮ ﭘﺮﺳﺘﯽ و درﺻﻮرت ﺿﺮورت ادارﻩ ﮐﻨﺪ و در همه اﻳﻦ ﻣﻮارد در ﻣﻮﺿﻊ ﻳﮏ ﺧﺪای ﻳﻬﻮدی ﻋﻤﻞ ﻣﻴﮑﻨﺪ و ﻧﻪ ﺧﺪای همه اﻗﻮام و همه ﺳﺮزﻣﻴﻨﻬﺎ.ـ ﺑﺎ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺧﻮدش ﻗﺮار داد ﻣﻴﺒﻨﺪد ﮐﻪ اﮔﺮ ﭘﺴﺮان اﺳﺮاﺋﻴﻞ ﺧﺘﻨﻪ ﺷﻮﻧﺪ او در ﻋﻮض ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﮐﻨﻌﺎن را ﺑﺮای همیشه ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺒﺨﺸﺪ، و ﺑﻌﺪا ﻧﻴﺰ ﺷﻬﺮهای ﻣﺘﻌﺪد اﻳﻦ ﺳﺮزﻣﻴﻦ را ﻳﮑﯽ ﭘﺲ از دﻳﮕﺮی ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺷﺮط ﮐﻪ هیچکدام از ﺁﻧﻬا نه ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺮد وزن و ﮐﻮدک ﺑﻠﮑﻪ ﮔﺎو و ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ و ﺑﺰﻏﺎﻟﻪ و ﺳﮓ و ﮔﺮﺑﻪای را ﻧﻴﺰ زﻧﺪﻩ ﻧﮕﺬارﻧﺪ. ـ ﺑﺎ ﻳﮏ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮش ﮐﺒﺎب و ﺁﺑﮕﻮﺷﺖ ﻣﻴﺨﻮرد و زﻳﺮ درﺧﺖ اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﻣﻴﮑﻨﺪ. ـ ﺑﺎﭘﻴﻐﻤﺒﺮ دﻳﮕﺮش ﮐﺸﺘﯽ ﻣﻴﮕﻴﺮد و زورش ﺑﻪ او ﻧﻤﯽرﺳﺪ. ـ در ﺷﺐ ﺗﺎرﻳﮏ دﻧﺒﺎل ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ دﻳﮕﺮش در ﺑﻴﺎﺑﺎن ﻣﯽدود ﺗﺎ او را ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺧﺘﻨﻪ ﻧﺒﻮدن ﺑﮑﺸﺪ. ـ از ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ دﻳﮕﺮش ﻣﯽﺧﻮاهد ﮐﻪ ﺑﺎ زﻧﯽ زﻧﺎ زدﻩ و زﻧﺎ ﮐﺎر ازدواج ﮐﻨﺪ. ـ ﺑﻪ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ دﻳﮕﺮش دﺳﺘﻮر ﻣﻴﺪهد ﮐﻪ روی ﻧﺎن روزاﻧﻪاش ﮔﻮﻩ ﺑﻤﺎﻟﺪ و ﺑﺨﻮرد. ـ ﺑﻪ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ دﻳﮕﺮش ﺷﮑﺎﻳﺖ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ دو ﺧﻮاهری ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪ او ﺑﻮدﻧﺪ ﻳﮑﯽ ﭘﺲ از دﻳﮕﺮی ﺳﺮش ﮐﻼﻩ ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﻧﺪ و ﺑﺎ دﻳﮕﺮان زﻧﺎ ﮐﺮدﻩ اﻧﺪ. ـ دﺧﺘﺮان ﻧﺎزﭘﺮوردﻩ اورﺷﻠﻴﻢ را ﻏﻀﺐ ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻓﺮﻣﺎن ﻣﯽدهد ﮐﻪ دﻳﮕﺮ ﻣﻮ ﺑﺮ ﻓﺮج ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺮوﻳﺪ. ـ رودﻩهای ﮐﺴﺎﻧﯽ را ﮐﻪ ﺑﻪ او بی‌اﺣﺘﺮاﻣﯽ ﮐﺮدﻩاﻧﺪ از ﻣﻘﻌﺪﺷﺎن ﺑﻴﺮون ﻣﯽﺁورد. ـ ﺑﺎ ﺷﻴﻄﺎن ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﻨﺪﻩ اش اﻳﻮب ﺷﺮط ﺑﻨﺪی ﻣﯽﮐﻨﺪ. ـ ﺑﻪ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ دﻳﮕﺮش ﭘﺮﺧﺎش ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﺮا ﺑﺎ زن ﻳﮑﯽ از ﺳﺮداران ﺧﻮد زﻧﺎ ﮐﺮدﻩ اﺳﺖ در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺧﻮد ﻳﻬﻮﻩ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮدﻩ اﺳﺖ زﻧﺎن دﻳﮕﺮی را ﺑﻪ ﺁﻏﻮش او ﺑﻔﺮﺳﺘﺪ. ـ ﻧﺤﻮﻩ دﻗﻴﻖ ﮐﺒﺎب ﮐﺮدن ﮔﺎو و ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ را ﭼﻮن ﻳﮏ ﺁﺷﭙﺰ ﮐﻬﻨﻪ ﮐﺎر ﺑﻪ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ اوﻟﻮاﻟﻌﺰم ﺧﻮدش ﺗﻌﻠﻴﻢ ﻣِﯽ دهد. ـ اﺧﺒﺎر ﻣﺤﺮﻣﺎﻧﻪ درﺑﺎر ﻳﻬﻮد را ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻳﮏ ﻣﺎﻣﻮر ﻣﺨﻔﻴﻪ اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ ﺑﻪ ﮔﻮش ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ دﻳﮕﺮش ﻣﯽرﺳﺎﻧﺪ. ـ در ﻧﻘﺶ ﻳﮏ رﺋﻴﺲ ﻣﺎﻓﻴﺎ ﺑﻪ ﻳﻬﻮدﻳﺎن ﻣﺼﺮ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ از همسایگان ﻣﺼﺮی ﺧﻮد هر ﻗﺪر ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻃﻼ و ﻧﻘﺮﻩ ﺑﻪ اﻣﺎﻧﺖ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎ را در ﺧﺮوج از اﻳﻦ ﮐﺸﻮر ﺑﺎ ﺧﻮدﺷﺎن ﺑﺒﺮﻧﺪ، ـ و ﺧﻮد او در ﻋﺮض ﻳﮏ ﺷﺐ ﭼﻨﺪ ﻣﻴﻠﻴﻮن ﻧﻮﺟﻮان و ﮐﻮدک ﻣﺼﺮی و ﺣﺘﯽ ﮔﺎو و ﮔﻮﺳﻔﻨﺪهایﻧﻮزاد را ﺑﺎ دﺳﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﺳﺮ ﻣﯽﺑﺮد
      برام قابل قبول نیست ...خدایی که امیال انسانی داره نمی تونه خدا باشه...
      از دایره من حذف شد...

    4. Top | #34
      کاربر اخراجی

      Daghon
      تاریخ عضویت
      03 مهر 1394
      نوشته ها
      423
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط raha.. نمایش پست ها
      برام قابل قبول نیست ...خدایی که امیال انسانی داره نمی تونه خدا باشه...
      از دایره من حذف شد...
      ایناچیزایی که هست ینی خودشون میگن

    5. Top | #35
      کاربر اخراجی

      Daghon
      تاریخ عضویت
      03 مهر 1394
      نوشته ها
      423
      نمایش مشخصات
      خودتون برین ترجمه آیه 50 و51 سوره احزاب رو بخونین من هیچ حرفی ندارم

    6. Top | #36
      کاربر اخراجی

      Daghon
      تاریخ عضویت
      03 مهر 1394
      نوشته ها
      423
      نمایش مشخصات
      از من میشنوین دنبال این چیزا زیاد نگردین به یه چیزایی میرسین که واقعا دهنتون باز میمونه حداقل امسال نع اشتباه منم پارسال همین بود

    7. Top | #37
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      23 فروردین 1395
      نوشته ها
      650
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط reza__sh نمایش پست ها
      مردی بنام "عتبه" که بخاطر عدم پخش مساوی غنایم بین لشکریان اسلام به صورت حضرت محمد تف کرده بود بوسیله حضرت علی سر بریده شد.
      (تاریخ طبری . جلد 5 .صفحه 1103)

      پاسخ طولانیه اما عاجزانه خواهش میکنم که بخونید:
      ) پس از شکست ائیل، محمد پیامبر اسلام به علی دستور داد که نضر پسر حارث را سر بریدند. همینطور در منطقه ای دیگر بنام الظیه از میان اسرا، عتبه پسر ابی معیظ بدستور محمد و بدست علی سر بریده شد. (دفتر منتهی الامال، جلد اول، ص 57)

      5) مردی بنام عتبه که بخاطر عدم پخش مساوی غنائم بین لشکر اسلام به صورت محمد تف کرده بود، بوسیله علی سر بریده شد. (تاریخ طبری، جلد 5، ص 1103)



      نویسنده در ادامه شبهه مدعی شده که نضر ابن حارث به دستور حضرت رسول و به دست حضرت علی سر بریده شده است و حتی دلیل این امر را هم نمی گوید. او در ادامه مدعی می شود که فردی به اسم عتبه ابی معیظ هم به دستور آن حضرت کشته شده‌اند. او در ادامه مدعی شده فرد به نام عتبه به جرم اینکه معترض بوده بابت پخش غنائم تف به صورت رسول الله انداخته، سر بریده شده است.

      لازم است چند نکته اینجا بررسی شود.

      اول اینکه شکست ائیل کجاست؟ چیزی که در تاریخ است، اثیل هست. در ثانی نقل اینکه نضر ابن حارث در آن محل کشته شده ضعیف است و درست تر اینکه نضر ابن حارث در خود جنگ بدر کشته شده است. ثالثا نضر ابن حارث کیست؟ او فردی بود که پیامبر را به داستان سرایی متهم می کرد. او فردی بود که در پیمان ترور پیغمبر در رختخواب شرکت داشت. او کینه عجیبی نسبت به رسول الله داشت و بسیاری از کنیزان و غلامان مسلمان شده را مورد آزار و اذیت شدید قرار داد. او کسی است که پیمان مشهوری را که باعث تبعید مسلمانان به شعب ابی طالب شد را نوشت. همان تبعید سه ساله ای که در نهایت به اذن الله نامه ای که توسط نضر ابن حارث نوشته شده بود را موریانه خورد و از آن فقط نام خدا باقی ماند و عجیب آنجاست که این مشرکان به جای ایمان بعد از دیدن آن صحنه، رسول الله را به سحر متهم کردند.

      نضر ابن حارث در جنایت هایی شبیه شعب ابی طالب و ترور پیامبر و آزار و اذیت مسلمانان نقش داشت (شاید برای محکوم کردن یک نفر در همین عصر حاضر، یکی از موارد فوق کافی باشد) ولی او متاسفانه در جنگ بدر به درک واصل شد و نشد تا عقوبت کارش را از دست رسول الله و حضرت امیر ببیند.

      در ادامه شبهه به عتبه اشاره شده و عجیب است که نویسنده حتی نام او را نمی داند. او عقبه ابن ابی معیط است. یک جمله می گویم و فکر می کنم با همین جمله همه چیز روشن شود. از میان چیزی حدود 70 اسیر جنگ بدر، عقبه تنها اسیری بود که به دستور رسول الله کشته شد و همین جا می توان میزان کینه و عداوت او را نسبت به اسلام و مسلمانان فهمید. جالب است که خود عقبه به پیامبر اعتراض می کند که چرا فقط من باید کشته شوم؟ و این مسئله خود ثابت می کند که نضر ابن حارث اسیر نشده بوده است و روایات مربوط به نضر صحیح نیستند.

      در قسمت 5 این شبهه جعلی از فردی به عاسم عتبه اسم برده شده و من جلد پنجم طبری را هم دیدم و چنین چیزی در آنجا ندیدم و احتمالا نویسنده با زیرکی خواسته تا کشته شدن عقبه را به تقسیم غنائم ربط دهد ( چون عقبه به صورت رسول الله تف انداخته است) و این درحالی است که عقبه هیچگاه مسلمان نشد.

      او کسی است که به صورت پیامبر تف انداخت و مدفوع شتر را بر روی سر پیامبر ریخت. او مدتها مدفوع انسان را در مقابل خانه رسول الله می ریخت تا آن حضورت مجبور شود از بین آنها به بیرون برود. او یکبار وقتی رسول الله در حال عبدات بود به همراه چند مشرک دیگر به سمت او حمله برد و ضربه محکمی به گردن آن حضرت زد (در برخی روایات آمده با دستمال گردن آن حضرت را فشار داد) و نزدیک بود رسول الله از دنیا بروند و آن حضرت روایت می کنند که احساس کردم چشمانم نزدیک است جایش خارج شود ...

      در کل در برخی منابع آمده که عقبه هم در جنگ بدر کشته شده است (بخاری) اما به نظر می رسد نقل صحیح اسارت او باشد و هرچند که برخی راویان نام عاصم ابن ثابت را به عنوان کسی که دستور حضرت رسول را اجرا نمود، ذکر نموده اند ولی نظر صحیح تر این است که عقبه به دست حضرت علی به درک واصل شد و امیدوارم نویسنده شبهه و همه کسانی که با او در پخش این اراجیف نقش دارند و ذهن دیگران مشوش می کنند، در آن دنیا با یکدیگر محشور شوند.

      نکته نهایی اینکه پسر عقبه، ولید بعدها در اسلام فرد سرشناس و البته با شهرت منفی ای می شود. ولید کسی است که مدتی والب کوفه در دوره عثمان بوده و مست بر نماز حاضر می شود و مدتی هم با معاویه دمخور می گردد.

    8. Top | #38
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      23 فروردین 1395
      نوشته ها
      650
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Mr Sky نمایش پست ها

      اینا رو خوندم تو یه چند سایت.ولی بنظرم غیر منطقی هستن....مثلا همین داستان مختار تو تلوزیون فک کنم یه منبعش تاریخ طبری هست یا خیلی چیزای دیگه .چطور اونجا معتبره ولی اینجا نیست......داعش اگه فرض کنیم بر پایه اسلامه...خوب اول مسیحی ها رو باید دعوت به اسلام کنه...اگه قبول نکردن باید بکششون!!
      داعش بر پایه ی اسلامه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      ما نمیگیم تاریخ طبری معتبر نیست میگیم به کسی که به نقل از اون نوشته شده باید دقت کرد..

      آنجلینا جولی بازیگر مشهور هالیوودی نظر جالبی را در مورد مسلمانان منتشر کرده است .
      وی که قبلا سفر های زیادی را به منطقه خاورمیانه داشته و با مسلمانان آشنایی دارد آنها را جدای از داعش می داند .
      آنجلینا جولی داستانی در رابطه با گروه تروریستی داعش روی فیس‌بوکش منتشر کرد .
      این مطلب نشانه عقیده او در مورد داعش است و سر و صدای زیادی در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی به پا کرد.
      پست آنجلینا جولی درباره داعش

      این داستان را بخوانید:
      دیروز یک داعشی اتومبیل زوجی مسیحی را متوقف کرد.
      سرباز: شما مسلمان هستید؟
      مرد مسیحی: آری
      سرباز: اگر واقعا اینطور است آیه‌ای از قرآن بخوان.
      مرد مسیحی آیه‌ای از انجیل می‌خواند و داعشی به آنها اجازه عبور می‌دهد.

      پست آنجلینا جولی درباره داعش

      بعد از آنکه خطر رفع شد زن که نفس در سینه حبس کرده بود آرام می‌شود و از همسرش می‌پرسد چطور چنین ریسکی کرد؟!
      او مطمئن بود که اگر سرباز داعشی می‌فهمید دروغ گفته‌اند آنها را می کشت!
      مرد جواب داد مطمئن بودم این اتفاق نخواهد افتاد چون این مرد اگر قرآن خوانده بود هرگز دست به قتل و عام مردم بیگناه نمی‌زد!
      مرد بوسه‌ای بر پیشانی همسرش زد و گفت مطمئن باش داعشی‌ها هیچ ارتباطی با مسلمانان ندارند.

    9. Top | #39
      کاربر اخراجی

      Daghon
      تاریخ عضویت
      03 مهر 1394
      نوشته ها
      423
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط raha.. نمایش پست ها
      پاسخ طولانیه اما عاجزانه خواهش میکنم که بخونید:
      ) پس از شکست ائیل، محمد پیامبر اسلام به علی دستور داد که نضر پسر حارث را سر بریدند. همینطور در منطقه ای دیگر بنام الظیه از میان اسرا، عتبه پسر ابی معیظ بدستور محمد و بدست علی سر بریده شد. (دفتر منتهی الامال، جلد اول، ص 57)

      5) مردی بنام عتبه که بخاطر عدم پخش مساوی غنائم بین لشکر اسلام به صورت محمد تف کرده بود، بوسیله علی سر بریده شد. (تاریخ طبری، جلد 5، ص 1103)



      نویسنده در ادامه شبهه مدعی شده که نضر ابن حارث به دستور حضرت رسول و به دست حضرت علی سر بریده شده است و حتی دلیل این امر را هم نمی گوید. او در ادامه مدعی می شود که فردی به اسم عتبه ابی معیظ هم به دستور آن حضرت کشته شده‌اند. او در ادامه مدعی شده فرد به نام عتبه به جرم اینکه معترض بوده بابت پخش غنائم تف به صورت رسول الله انداخته، سر بریده شده است.

      لازم است چند نکته اینجا بررسی شود.

      اول اینکه شکست ائیل کجاست؟ چیزی که در تاریخ است، اثیل هست. در ثانی نقل اینکه نضر ابن حارث در آن محل کشته شده ضعیف است و درست تر اینکه نضر ابن حارث در خود جنگ بدر کشته شده است. ثالثا نضر ابن حارث کیست؟ او فردی بود که پیامبر را به داستان سرایی متهم می کرد. او فردی بود که در پیمان ترور پیغمبر در رختخواب شرکت داشت. او کینه عجیبی نسبت به رسول الله داشت و بسیاری از کنیزان و غلامان مسلمان شده را مورد آزار و اذیت شدید قرار داد. او کسی است که پیمان مشهوری را که باعث تبعید مسلمانان به شعب ابی طالب شد را نوشت. همان تبعید سه ساله ای که در نهایت به اذن الله نامه ای که توسط نضر ابن حارث نوشته شده بود را موریانه خورد و از آن فقط نام خدا باقی ماند و عجیب آنجاست که این مشرکان به جای ایمان بعد از دیدن آن صحنه، رسول الله را به سحر متهم کردند.

      نضر ابن حارث در جنایت هایی شبیه شعب ابی طالب و ترور پیامبر و آزار و اذیت مسلمانان نقش داشت (شاید برای محکوم کردن یک نفر در همین عصر حاضر، یکی از موارد فوق کافی باشد) ولی او متاسفانه در جنگ بدر به درک واصل شد و نشد تا عقوبت کارش را از دست رسول الله و حضرت امیر ببیند.

      در ادامه شبهه به عتبه اشاره شده و عجیب است که نویسنده حتی نام او را نمی داند. او عقبه ابن ابی معیط است. یک جمله می گویم و فکر می کنم با همین جمله همه چیز روشن شود. از میان چیزی حدود 70 اسیر جنگ بدر، عقبه تنها اسیری بود که به دستور رسول الله کشته شد و همین جا می توان میزان کینه و عداوت او را نسبت به اسلام و مسلمانان فهمید. جالب است که خود عقبه به پیامبر اعتراض می کند که چرا فقط من باید کشته شوم؟ و این مسئله خود ثابت می کند که نضر ابن حارث اسیر نشده بوده است و روایات مربوط به نضر صحیح نیستند.

      در قسمت 5 این شبهه جعلی از فردی به عاسم عتبه اسم برده شده و من جلد پنجم طبری را هم دیدم و چنین چیزی در آنجا ندیدم و احتمالا نویسنده با زیرکی خواسته تا کشته شدن عقبه را به تقسیم غنائم ربط دهد ( چون عقبه به صورت رسول الله تف انداخته است) و این درحالی است که عقبه هیچگاه مسلمان نشد.

      او کسی است که به صورت پیامبر تف انداخت و مدفوع شتر را بر روی سر پیامبر ریخت. او مدتها مدفوع انسان را در مقابل خانه رسول الله می ریخت تا آن حضورت مجبور شود از بین آنها به بیرون برود. او یکبار وقتی رسول الله در حال عبدات بود به همراه چند مشرک دیگر به سمت او حمله برد و ضربه محکمی به گردن آن حضرت زد (در برخی روایات آمده با دستمال گردن آن حضرت را فشار داد) و نزدیک بود رسول الله از دنیا بروند و آن حضرت روایت می کنند که احساس کردم چشمانم نزدیک است جایش خارج شود ...

      در کل در برخی منابع آمده که عقبه هم در جنگ بدر کشته شده است (بخاری) اما به نظر می رسد نقل صحیح اسارت او باشد و هرچند که برخی راویان نام عاصم ابن ثابت را به عنوان کسی که دستور حضرت رسول را اجرا نمود، ذکر نموده اند ولی نظر صحیح تر این است که عقبه به دست حضرت علی به درک واصل شد و امیدوارم نویسنده شبهه و همه کسانی که با او در پخش این اراجیف نقش دارند و ذهن دیگران مشوش می کنند، در آن دنیا با یکدیگر محشور شوند.

      نکته نهایی اینکه پسر عقبه، ولید بعدها در اسلام فرد سرشناس و البته با شهرت منفی ای می شود. ولید کسی است که مدتی والب کوفه در دوره عثمان بوده و مست بر نماز حاضر می شود و مدتی هم با معاویه دمخور می گردد.
      این حرف رو کی زده کجا زده؟؟منبع بگو

    10. Top | #40
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      23 فروردین 1395
      نوشته ها
      650
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط reza__sh نمایش پست ها
      خدای مسیحیت (عیسی مسیح)در اﻧﺠﻴﻞ همین ﺧﺪاوﻧﺪ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﺧﺪاﺋﯽ دو ﺷﺨﺼﻴﺘﯽ ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ در هیچ ﺁﺋﻴﻦ دﻳﮕﺮ اﺳﺎﻃﻴﺮی ﻳﺎ ﺗﻮﺣﻴﺪی ﺗﺎرﻳﺦ ﺟﻬﺎن ﻣﺸﺎﺑﻪ اورا ﻧﻤﯽﺗﻮان ﻳﺎﻓﺖ، ﻳﻌﻨﯽ ﺑﺮﺣﺴﺐ ﺁﻧﮑﻪ ﮐﺪام اﻧﺠﻴﻞ از اﻧﺠﻴﻞهای ﭼﻬﺎر ﮔﺎﻧﻪ و ﮐﺪام رﺳﺎﻟﻪ از رﺳﺎﻟﻪهای ﻋﻬﺪ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺪﺳﺖ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، از ﻣﻮﺿﻊ ﺧﺪای ﺗﺮﺳﻨﺎک و اﻧﺘﻘﺎﻣﺠﻮ و ﻓﺮﻳﺒﮑﺎر و ﺣﺴﻮدی ﭼﻮن ﻳﻬﻮﻩ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻊ ﺧﺪای ﻣﻬﺮﺑﺎن، ﻧﻴﮏدل و ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ و ﺑﯽﻋﻘﺪﻩای ﭼﻮن ﭘﺪر ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﻋﻴﺴﯽ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﺎهیت ﻣﯽدهد. ﭼﻨﻴﻦ ﺧﺪاﻳﯽ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ اﺳﺖ ﻧﻘﺶ ﮐﺎرﮔﺮداﻧﯽ را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ در ان واﺣﺪ هم ﮐﻴﻨﻪﺗﻮز اﺳﺖ و هم ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ، هم ﺳﺨﺖ ﮔﻴﺮ اﺳﺖ و هم ﺁﺷﺘﯽﺟﻮ، هم ﺧﺪاﺋﯽ ﻣﻨﺤﺼﺮا ﻳﻬﻮدی اﺳﺖ و هم ﭘﺪری اﺳﺖ ﮐﻪ همه اﻓﺮاد ﺑﺸﺮ را ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻓﺮزﻧﺪان ﺧﻮﻳﺶ ﻣﯽﻧﮕﺮد و ﻏﺎﻟﺒﺎ در اﻳﻦ ﺟﻤﻊ از داد ﺧﻮدش ﻧﻴﺰ ﺗﮑﻠﻴﻒ ﺧﻮﻳﺶ را ﻧﻤﯽﻓﻬﻤﺪ.مسیحیان در بحث صلیب معتقد هستند که خداوند بر روی صلیب مرده است، البته این هم قابل توجه است که تأکید میکنند که خود خدا بود که مرد، و نه جسم عیسی! خدایی که کتاب مقدس مسیحیان نشان میدهد داری بدن است، و بسیاری از اعضا و جوارح ما را نیز دارد:ـ او سر و مو دارد ـ او دارای دست راست و بازو است و صورتش نور دارد. ـ او رو و پشت سر(قفا) دارد. قفای او را میشود دید، ولی رویش را نمیشود! ـ او چشم و گوش دارد. ـ او صورت دارد. ـ او لب و زبان دارد ـ او دست و پا دارد. ـ او انگشت دارد. ـ او احشا و دل دارد و در درون خود قلبی دارد. ـ او کمر دارد و احساس کمردرد هم میکند ـ او خون هم دارد
      خدای مرده؟؟؟؟؟؟؟
      یعنی محدودیت انسانی داره؟؟؟؟؟؟
      پس نمیشه گفت خدا...
      قطعا خدا بایدکاملتر از انسان باشه

    11. Top | #41
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      23 فروردین 1395
      نوشته ها
      650
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط reza__sh نمایش پست ها
      این حرف رو کی زده کجا زده؟؟منبع بگو
      . زمخشری، جار الله، ربیع الأبرار و نصوص الأخیار، ج‏1، ص 153، مؤسسه اعلمى، بیروت، چاپ اول، 1412ق؛ خوارزمی، ابو بکر، الأمثال المولدة، ص 310، مجمع ثقافی، ابو ظبی، 1424ق. [2]. اصفهانی، ابو الفرج، الأغانی، ج ‏1، ص 45، دار احیاء تراث عربى، بیروت، چاپ اول ، 1415ق.
      [3]. ابن حمدون، محمد بن حسن، التذکرة الحمدونیة، ج ‏7، ص 113، دار صادر، چاپ اول، بیروت،1417ق.
      [4]. دمیری، کمال الدین، حیاة الحیوان الکبرى، ج ‏1، ص 279، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1424ق.
      [5]. ابن عبد البر، یوسف بن عبد اللّه،‏ الاستیعاب فى معرفة الأصحاب‏، ج ‏3، ص 1144، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، 1412ق؛ ابن اثیر، عز الدین، أسدالغابة فی معرفة الصحابه، ج ‏3، ص 639، دار الفکر، بیروت، 1409ق.
      [6]. بلاذری، احمد بن یحیی، أنساب ‏الأشراف، تحقیق: زکار، سهیل، زرکلى، ریاض، ج ‏5، ص 254، دارالفکر، بیروت، چاپ اول، 1417ق؛ طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 5، ص 269، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق.
      [7]. الاستیعاب فى معرفة الأصحاب‏، ج ‏4، ص 1553.
      [8]. أنساب‏ الأشراف، ج ‏2، ص290؛ زرکلی، خیر الدین، الأعلام، ج ‏8، ص 122، دار العلم للملایین، بیروت چاپ هشتم، 1989م.
      [9]. ابن اثیر، أسد الغابة، ج 4، ص 676، دار الفکر، بیروت، 1409ق.
      [10]. مقریزی، تقی الدین، إمتاع ‏الأسماع، ج ‏6، ص 230، دار الکتب العلمیة، بیروت چاپ اول، 1420ق؛ انساب ‏الأشراف، ج ‏1، ص 125.
      [11]. ر.ک: انساب الاشراف، ج 1، ص 125؛ بیهقی، ابو بکر احمد بن الحسین، دلائل النبوة و معرفة أحوال صاحب الشریعة، تحقیق: قلعجى، عبد المعطى، ج 2، ص 274 - 280، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1405ق.
      [12]. إمتاع ‏الأسماع، ج ‏4، ص 128.
      [13]. أنساب‏ الأشراف، ج ‏1، ص 137 و 138.
      [14]. اندلسى، ابو حیان محمد بن یوسف، البحر المحیط فی التفسیر، ج ‏8، ص 101 دار الفکر، بیروت، 1420 ق؛ واحدى، على بن احمد، أسباب نزول القرآن، ص 344، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول،1411 ق؛ دروزة، محمد عزت، التفسیر الحدیث، ج ‏3، ص 7، دار إحیاء الکتب العربیة، قاهره، 1383 ق؛ طبرى، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏19، ص 7، دار المعرفه، بیروت، چاپ اول، 1412 ق؛ ابن جوزى، عبدالرحمن بن على، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج ‏3، ص 319، دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ اول، 1422 ق؛ صالحى شامى‏، محمد بن یوسف، سبل‏الهدى، ج ‏2، ص 469، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1414ق؛ أنساب‏ الأشراف، ج‏1، ص 138.
      [15]. أنساب ‏الأشراف، ج ‏1، ص 292؛ تاریخ الأمم و الملوک، ج ‏2، ص 430؛ إمتاع‏ الأسماع، ج‏1، ص 88.
      [16]. مائده ،33.
      [17]. أنساب‏ الأشراف، ج ‏1، ص 148؛ إمتاع ‏الأسماع، ج ‏10، ص 5.
      [18]. تاریخ ‏الطبری، ج ‏2، ص 459؛ ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج ‏2، ص 74، دار صادر - دار بیروت، بیروت 1385ق؛ واقدی، محمد بن عمر، المغازى، ج‏1، ص 114، مؤسسة الأعلمى، بیروت چاپ دوم، 1409. ؛ ابن جوزی، عبد الرحمن، المنتظم، ج ‏3، ص 121، دار الکتب العلمیة، بیروت چاپ اول، 1412ق.
      [19]. ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ‏3، ص 305 و 306، دار الفکر، بیروت 1407؛ ذهبی، شمس الدین، تاریخ ‏الإسلام، ج ‏2، ص 65، دار الکتاب العربى، بیروت، چاپ دوم، 1413ق.
      [20]. «فِی کَلَامٍ کَانَ بَینَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع) وَ بَینَ الْوَلِیدِ بْنِ عُقْبَةَ فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ(ع) لَا أَلُومُکَ أَنْ تَسُبَّ عَلِیاً(ع) وَ قَدْ جَلَدَکَ فِی الْخَمْرِ ثَمَانِینَ سَوْطاً وَ قَتَلَ أَبَاکَ صَبْراً بِأَمْرِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) فِی یوْمِ بَدْر»؛ شیخ صدوق، الأمالی ص 490، کتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.
      [21]. ابن اعثم کوفی، الفتوح، تحقیق: على شیرى،ج 2، ص 443، دارالأضواء، بیروت، چاپ اول، 1411ق.

    12. Top | #42
      کاربر باسابقه
      در انتظار تایید ایمیل

      Khabalod
      تاریخ عضویت
      23 خرداد 1394
      نوشته ها
      1,893
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط raha.. نمایش پست ها
      داعش بر پایه ی اسلامه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      ما نمیگیم تاریخ طبری معتبر نیست میگیم به کسی که به نقل از اون نوشته شده باید دقت کرد..

      آنجلینا جولی بازیگر مشهور هالیوودی نظر جالبی را در مورد مسلمانان منتشر کرده است .
      وی که قبلا سفر های زیادی را به منطقه خاورمیانه داشته و با مسلمانان آشنایی دارد آنها را جدای از داعش می داند .
      آنجلینا جولی داستانی در رابطه با گروه تروریستی داعش روی فیس‌بوکش منتشر کرد .
      این مطلب نشانه عقیده او در مورد داعش است و سر و صدای زیادی در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی به پا کرد.
      پست آنجلینا جولی درباره داعش

      این داستان را بخوانید:
      دیروز یک داعشی اتومبیل زوجی مسیحی را متوقف کرد.
      سرباز: شما مسلمان هستید؟
      مرد مسیحی: آری
      سرباز: اگر واقعا اینطور است آیه‌ای از قرآن بخوان.
      مرد مسیحی آیه‌ای از انجیل می‌خواند و داعشی به آنها اجازه عبور می‌دهد.

      پست آنجلینا جولی درباره داعش

      بعد از آنکه خطر رفع شد زن که نفس در سینه حبس کرده بود آرام می‌شود و از همسرش می‌پرسد چطور چنین ریسکی کرد؟!
      او مطمئن بود که اگر سرباز داعشی می‌فهمید دروغ گفته‌اند آنها را می کشت!
      مرد جواب داد مطمئن بودم این اتفاق نخواهد افتاد چون این مرد اگر قرآن خوانده بود هرگز دست به قتل و عام مردم بیگناه نمی‌زد!
      مرد بوسه‌ای بر پیشانی همسرش زد و گفت مطمئن باش داعشی‌ها هیچ ارتباطی با مسلمانان ندارند.
      نیست....ولی گفتم اگه فرض کنیم.......فرض کن یه دوست جدید پیدا میکنی بعد از یه مدت میفهمی یهودیه یا یه چیزی غیر اسلا...اول راهنماییش میکنی ولی قبول نمیکنه...باید بکشیش.میکشی ایا..فرض کن اگه کشتیش کسی کارت نداره

    13. Top | #43
      کاربر اخراجی

      Daghon
      تاریخ عضویت
      03 مهر 1394
      نوشته ها
      423
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط raha.. نمایش پست ها
      خدای مرده؟؟؟؟؟؟؟
      یعنی محدودیت انسانی داره؟؟؟؟؟؟
      پس نمیشه گفت خدا...
      قطعا خدا بایدکاملتر از انسان باشه
      بابا اینا عقاید
      من نیست مسیحی میگن
      من خودم سیدم
      چیزی که واضحه اینه که اسلام کاملترین دینه(نسبت به بقیه)ولی در بعد مثلا سیاسی نواقصی داره

    14. Top | #44
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      23 فروردین 1395
      نوشته ها
      650
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط reza__sh نمایش پست ها
      از من میشنوین دنبال این چیزا زیاد نگردین به یه چیزایی میرسین که واقعا دهنتون باز میمونه حداقل امسال نع اشتباه منم پارسال همین بود
      . امتیازات ارائه شده به پیامبر(ص)، در مقابل تکالیفی است که منحصراً بر عهده ایشان می باشد.
      2. پیامبر(ص) هیچ گاه از این امتیازات، به صورت افراطی بهره برداری نکرده است.

      3. بر اساس عقیده شیعه در مجاز بودن ازدواج موقت، آن هم به صورت نامحدود، عملاً تفاوت چندانی میان پیامبر(ص) و دیگر مردان مشاهده نمی شود.

      4. محدودیت های تحمیل شده بر همسران پیامبر(ص) گرچه متناسب با جایگاهشان بوده، اما با این وجود، آنان اجباری بر ادامه زندگی با پیامبر(ص) را نداشته، بلکه با رضایت خود، این محدودیت ها را پذیرفته اند.
      پاسخ تفصیلی

      در حقیقت، این پرسش به چند بخش تقسیم می شود و بر این اساس، پاسخ آن را نیز باید در چند محور ارائه کرد:

      1. آیا تمام موارد اشاره شده در آیه پنجاهم سوره احزاب، اختصاص به پیامبر(ص) دارد؟

      2. چرا نوعی خاص از همسرگزینی، منحصر به پیامبر(ص) بوده که طی آن بانوان با ایمان می توانستند خود را به پیامبر(ص) هدیه کرده و بدون دریافت مهریه، به همسری ایشان در آیند؟

      3. چرا پیامبر(ص) از امتیازات ویژه ای در امور جنسی نسبت به دیگر مردان بهره مند است؟

      4. چرا با وجود این امتیازات برای شخص پیامبر(ص)، بانوان ایشان حتی از حقوق مورد قبول برای دیگر زنان نیز برخوردار نبوده و حق ازدواج با فرد دیگری را بعد از مرگ پیامبر(ص) نداشتند؟

      اکنون به همین ترتیب، به بررسی بخش های فوق می پردازیم:

      1. ابتدا لازم است نگاهی به آیه مرتبط با بخش اول پرسشتان بپردازیم.

      خداوند در این آیه، خطاب به پیامبر(ص) می فرماید:

      "یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَحْلَلْنا لَکَ أَزْواجَکَ اللاَّتی‏ آتَیْتَ أُجُورَهُنَّ وَ ما مَلَکَتْ یَمینُکَ مِمَّا أَفاءَ اللَّهُ عَلَیْکَ وَ بَناتِ عَمِّکَ وَ بَناتِ عَمَّاتِکَ وَ بَناتِ خالِکَ وَ بَناتِ خالاتِکَ اللاَّتی‏ هاجَرْنَ مَعَکَ وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِیِّ إِنْ أَرادَ النَّبِیُّ أَنْ یَسْتَنْکِحَها خالِصَةً لَکَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنین." [1]

      ‏ اى پیامبر! ما همسران تو را که مهرشان را پرداخته‏اى براى تو حلال کردیم، و همچنین کنیزانى که از طریق غنایمى که خدا به تو بخشیده است مالک شده‏اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه‏ها، و دختران دایى تو، و دختران خاله‏ها که با تو مهاجرت کردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هر گاه رن با ایمانى خود را به پیامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پیامبر بخواهد مى‏تواند او را به همسرى برگزیند امّا چنین ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه دیگر مؤمنان. [2]

      با اندک اطلاعی از احکام شرعی، به این موضوع پی خواهیم برد که بانوان اشاره شده در این آیه، البته جز یک مورد، اختصاصی به پیامبر(ص) نداشته و شامل تمام افراد می باشند و مخاطب قرار دادن ایشان با عبارت" أَحْلَلْنا لَکَ" دلیل بر انحصار نبوده، بلکه آیاتی دیگر نیز مشاهده می شود که مخاطب اولیه آن شخص پیامبر(ص)است، اما حکم موجود در آن، شامل تمام افراد می گردد. [3]

      2. تنها موردی که در آیه فوق، با عبارت " خالِصَةً لَکَ" منحصر در رسول خدا شده، جایی است که بانویی با رضایت و به دلخواه، خویشتن را به پیامبر(ص) ببخشد. ازدواج با چنین روشی، منحصر به ایشان بوده و دیگران امکان استفاده از آن را ندارند، اما دقت نظر در همین قسمت هم، نتایج جالبی را برایمان در پی خواهد داشت:

      اولا: این شیوه، در عمل راهی نیست که انحصاری واقعی را برای پیامبر(ص) ایجاد کند، بلکه اگر بانویی به دیگر افراد نیز مراجعه کرده و تمایل خویش را برای ازدواج با آنان اعلام دارد، امکان چنین ازدواجی وجود خواهد داشت، تنها با این تفاوت که پیامبر(ص) می تواند بدون پرداخت مهر با او ازدواج نموده و دیگران مکلف به پرداخت مهر می باشند. [4]

      ثانیا: برخی مفسران معتقدند که پیامبر(ص) در طول عمر خود، از این حق انحصاری به هیچ وجه استفاده نکرده است [5] ، اما گروهی دیگر نیز معتقدند که تنها یک زن با این روش به همسری پیامبر(ص) درآمده است که بر اساس برخی نقل ها، او نیز بانویی بیوه یا مطلقه بود که فرزندی به نام شریک هم داشت. [6]

      به همین دلیل، نمی توان این بخش از آیه را امتیازی فوق العاده برای پیامبر(ص) در نظر گرفت و آن را شاهد نوعی امتیاز طلبی جنسی پنداشت.

      3. در ارتباط با اینکه چرا عموم مردان، می توانند حداکثر چهار همسر برگزینند [7] ، اما چنین محدودیتی از لحاظ تعداد برای پیامبر(ص) وجود ندارد، باید گفت:

      1-3. مزایای در نظر گرفته شده برای پیامبر(ص) در برابر تکالیف بسیار دشواری است که بر عهده ایشان نهاده شده است. به همین دلیل، مشاهده می کنیم که اگر در یک مورد، امتیازی با عبارت "خالصة لک" به ایشان داده شده، در مورد دیگر، تهجد و شب زنده داری نیز با عبارت "نافلة لک" [8] منحصراً برای ایشان واجب شده است. موضوعی که با وجود استحباب برای دیگر افراد، ترک آن، مجازاتی را برایشان به دنبال ندارد.

      برخی معتقدند که پیامبر(ص) به دلیل آنکه از یک سو در اوج عرفان و ارتباط با مبدأ هستی قرار داشته و از سوی دیگر، در دنیای مادی، مکلف به زندگی با افراد عادی بوده است، نیاز به واسطه هایی تعدیل کننده داشت که معاشرت با همسران، یکی از آن واسطه ها به شمار می آمد.

      2-3. مطالعه ای در تاریخ، نشانگر تشکیل حرمسراهایی با ده ها و گاه صدها همسر، توسط فرمانروایان است، اما پیامبر(ص)، با اینکه از دیدگاه تئوری، مجاز به تشکیل چنین حرمسرایی بوده، اما در مقام عمل، طبق نقل مشهور، همسران ایشان به تعداد انگشت دستها هم نرسیده که جز یک مورد، تمامشان از میان زنان بیوه و مطلقه انتخاب شده بودند.

      تمام اینها، گواهی بر آن است که منحصراً انگیزه های جنسی، عامل چنین ازدواج هایی نبوده است.

      3-3. در دیدگاه شیعه، جز پیامبر(ص)، دیگر مردان هم از لحاظ تعداد همسر، محدودیتی ندارند، اما تنها چهار همسر می توانند به صورت دائم بوده و سایر همسران باید با عقد موقت به ازدواج آنان درآیند. [9] بر این اساس و در مقام عمل، تبعیضی بین پیامبر(ص) و سایر مردان در آزادی های جنسی نیست.

      4-3. صرف نظر از برخی اختلافات طبیعی که میان هووها وجود دارد،شما موردی را مشاهده نمی کنید که یکی از بانوان پیامبر(ص) شکایتی در ارتباط با عدم توجه ایشان به خواسته های جنسی خود داشته باشند و به عبارتی، تمامشان از وضعیت موجود، رضایت داشته و همان گونه که در بخش های بعد خواهیم دید، به هیچ وجه خواستار جدایی از ایشان نبودند، اما به ندرت افرادی را می توان یافت که حتی بین دو همسر دائم خود از لحاظ برطرف کردن نیازهای جنسی، رفتاری عادلانه داشته باشند و به دلیل همین تفاوت در رفتار است که اعمال محدودیت از لحاظ تعداد، برای آنان توجیه پذیر خواهد بود.

      4. در ارتباط با بخش نهایی پرسش، باید گفت که تفاوت های موجود میان آزادی های جنسی پیامبر(ص) و همسرانشان، در حقیقت به یکی از دو مورد ذیل بر می گردد:

      1-4. بخشی از این تفاوت ها، ناشی از تفاوت هایی است که میان جنس مرد و زن وجود دارد که انحصاری به پیامبر(ص) نداشته و دلیل آن نیز در جای خود، مورد گفتگو قرار گرفته است. گرچه این بخش، محور اصلی پرسشتان نیست، اما در ارتباط با آن، می توانید به پاسخ هایی که در پاورقی بیان می شود مراجعه فرمایید. [10]

      در همین راستا، اصل تفاوت در ارتباطات جنسی پیامبر(ص) و همسرانشان، تا آنجایی که به زمان حیاتشان بر می گردد، تفاوتی با دیگر مردان نداشته و از این حیث، محدودیت همسران ایشان، نظیر دیگر بانوان می باشد.

      2-4. بخش دوم، تفاوت هایی است میان همسران پیامبر(ص) و دیگر بانوان وجود دارد که در این زمینه باید گفت همسران ایشان به دلیل موقعیت ممتازی که در جامعه داشتند، نمی توانستند رفتاری مشابه با بانوان عادی داشته باشند. خداوند، خطاب به آنان می فرماید:

      "اى همسران پیامبر، شما اگر تقوا پیشه کنید مانند دیگر بانوان نیستید(و از اجر و پاداش بیشتری برخوردار خواهید بود)" [11]

      و در مقابل:

      "ر کدامتان که گناهی آشکار انجام دهید، مجازاتی دو برابر دیگران در انتظارتان خواهد بود" [12]

      ورود به چنین جایگاه مهمی و قرار گرفتن در نقش امهات المؤمنین، نمی تواند به صورت اجباری و بدون رضایت شخصی خود آنان باشد.

      به همین دلیل است که خداوند به پیامبر خویش چنین توصیه نموده است:

      "اى پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را مى‏خواهید بیایید با هدیه‏اى شما را بهره‏مند سازم و شما را به طرز نیکویى رها سازم! و اگر شما خدا و پیامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهید، خداوند براى نیکوکاران شما پاداش عظیمى آماده ساخته است." [13]

      بعد از آن بود که همسران ایشان، مجاز بودند که یکی از دو گزینه زیر را انتخاب کنند:

      اول. با دریافت هدایای ارزشمند و به صورت بسیار محترمانه، از پیامبر(ص) جدا شده و مانند دیگر بانوان به زندگی خود ادامه دهند. طبیعتاً با انتخاب این گزینه، آنان می توانستند به همسری فرد دیگری درآیند.

      دوم. یا اینکه با توجه به جایگاه ممتاز دنیوی و پاداش مناسب اخروی در صورت پرهیزگار ماندن، همچنان بر همسری ایشان باقی بمانند.

      طبیعتاً انتخاب این گزینه، محدودیت هایی را نیز به همراه داشت.

      تاریخ گواه آن است که تمام همسران پیامبر(ص)، با آگاهی از محدودیت های پیش رو، باقی ماندن در کنار ایشان را ترجیح داده و بر اساس برخی نقل ها، عایشه در اعلام رضایت پیشگام بود. [14]

      یکی از این محدودیت ها، ممنوعیت ازدواج با دیگران بعد از رحلت پیامبر(ص) بود که در آیه 53 سوره احزاب اعلام شد:

      "شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید که این کار نزد خدا بزرگ است!"

      ابن عباس بیان می دارد که این آیه در ارتباط با مردی نازل شده که تصمیم داشته بعد از پیامبر(ص) با عایشه(همان همسری که گفته شد در اعلام وفاداری به پیامبر پیشگام بوده)ازدواج کند! مفسری دیگر به نام سدی، اظهار می دارد که مردی که قصد ازدواج با عایشه را داشت، طلحة بن عبید الله بود!‏ [15]

      دقت فرمایید که همین صحابی محترم، با استفاده از پشتیبانی ام المؤمنین عایشه، فتنه بزرگی را در جریان جنگ جمل به راه انداخت.

      حال اگر او عنوان همسر ام المؤمنین را نیز به همراه داشت، آیا محتمل نبود که فتنه های بزرگ تری را ایجاد کرده و با عنوان اینکه او شوهر شخصی است که سابقاً همسر پیامبر(ص) بوده، افکار عمومی را فریفته افکار سلطه جویانه خود سازد؟! [16]

      به همین دلیل و برای جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی در این مورد و موارد مشابه، همسران پیامبر(ص) از ازدواج با دیگران بعد از رحلتشان ممنوع شدند و سابقاً بیان داشتیم که آنان مجاز بودند که در زمان حیات پیامبر(ص) از ایشان جدا شده و همسر دیگری انتخاب کنند، اما اکنون که با رضایت خویش، بر همسری ایشان باقی ماندند، به طور ضمنی، محدودیت های اعمال شده را نیز مورد پذیرش خود قرار دادند.

    15. Top | #45
      کاربر اخراجی

      Daghon
      تاریخ عضویت
      03 مهر 1394
      نوشته ها
      423
      نمایش مشخصات
      @raha..
      ببین شما داری افرطی حرف میزنی
      تو آیه 50 منظور خود پیامبر بود
      و اینکه چرا پیامبر با هر زنی که میخاست میتونست ازدواج کنه ولی بقیع نع خودش جای بحث داره
      ویرایش توسط reza__sh : 06 آبان 1395 در ساعت 15:03

    صفحه 3 از 16 نخستنخست ... 23413 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن