وای الان رفته بودم ازمایش برا چکاپ سرم داره گیج میره![]()
سه ساعت خوابیدم
دارم اذیت میشم ب شدت
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
The only way to deal with an unfree world is to become so absolutely free that your very existence is an act of rebellion
به ظهر خنده ای برلب
و گاهی حرف های پیچ در پیچ و هم هیچ
------
هراسهای بیهوده،تا بوده همین بوده
فرزندهای مشروع، شرع، قانون و تباهی و پوچی
بیهودگی و عمر میرسد به سی، پنجاه. هفتاد..
------------------
طی چند سال اخیر اولین باری بود که صب اینهمه کلافه از خواب پا شدم😐
...
به لطف یه دوست گل و دوست داشتنی حالم بهتر شد 😘
.....
سر صبح یه نخ سیگار تا چشما باز شد ...
روی میز تیکت با پول نقد و پاسپورت
یه کبریت، یه بنزین، یه رویا، یه خونه
یه کوله خاطره که باید جا بمونه...
حس و حال هیچکاریو ندارم
خودمم نمیدونم برا چیع ...
اعصابمم خرده
دوس دارم حرف دلمو بزنم اما اگه بزنم قید زندگیم باید بزنم...
از طرفیم سکوت خعلی عذابم میده
باید بسوزم و بسازم

یه حس ناب و خاص و غیر قابل وصف...
یه مدتیه که حضور خدا رو شدیدا توی زندگیم حس میکنم
چه زمانی که در بستر بیماری بودم و لطفش شامل حالم شد
چه در نشون دادن چهره و هویت ادمهایی که حتی ارزش فکر کردن هم نداشتن چه برسه به اینکه بخوای بخاطرشون ناراحت بشی
شکرت خدا , که با تموم بدی هام همیشه هوامو داری
خلاصه اینکه :
حالم این روزا , حال خیلی خوبیه...![]()
یکی از بهترین روز های زندگیم امروز بود!!
امروز تو راه کلاس بودم و در حال پیاده روی، یه ساز فروشی تو راهم بودش، ناخودآگاه وارد ساز فروشی شدم، از اونجایی که خیلی وقت بود از قیمت های سازهای زهی مثل گیتار خبر نداشتم از طرف پرس و جو کردم و یهو بدون اینکه بخوام به طرف گفتم میتونم گیتار آکوستیکی که اون گوشه هست رو تست کنم؟ طرف هم آدم خوبی بود و گذاشت تست کنم... دیدم 30 دقیقه رفته و من تو این 30 دقیقه 2تا گیتار آکوستیک، یه گیتار الکتریک و دوتا پیانو رو تست کردم، وقتی سلطان قلبها رو با پیانو برای طرف زدم، طرف خیلی خوشش اومد و گفت باریک الله همه سازها رو بلدی که...
خدایا شکرت بخاطر این حس خوبی که دارم![]()
run forrest runnn
در حال حاضر 5 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 5 مهمان)