من ترم ۵ یک رشته ای هستم که اصلا بدرد نمیخوره فقط برای گرفتن مدرک و جلوگیری از حرف های اطرافیان میرم دانشگاه قراره بعد گرفتن لیسانس مجدد کنکور بدم(اونموقع ۲۳ ۲۴ سالم میشه)
حقیقتا با اینکه تکلیفم با خودم روشنه و میدونم قراره دوباره کنکور بدم ولی بازم موقع اعلام نتایج که میشه یک غم شدیدی میاد سراغم بخصوص کسایی که پزشکی قبول شدن رو میبینم داغون میشمدرواقع ناراحت نمیشم جیگر درد میگیرم به معنای واقعی کلمه!! به این فکر میکنم که پدرمادرم برام چی کم گذاشتن که من یک رشته بدردبخور قبول نشدم و هیچ آینده ای ندارم.من سال کنکور و سال پشت کنکورم خیلی خیلی زحمت کشیدم مغزم پاره شد با بیخوابی ولی نهایتا تراز کلم شد ۸۱۰۰ و رفتم بهداشت عمومی
خیلی پشیمونم که چرا دانشگاه های ضعیف تر نزدم حداقل آینده ای داشتم و سرم بالا بود.اینم بگم من با ماهیت رشته مشکل دارم و ابدا به فکر ارشد و.... نیستم خودم رو خوب میشناسم
فقط یک راهنمایی میخوام من که کنکور میدم ولی تا سه ترم دیگه این حال بد همراهمه چکار کنم حالم یکم خوب شه و با دیدن نتایج بقیه پنیک نکنم؟ و یک فکر وسواسی دیگه ای که دارم همش به این فکر میکنم که من دارم عمرم رو الان هدر میدم برای یک رشته بدرد نخور و تو ۲۴ سالگی قراره از صفر شروع کنم عین ۱۸ ساله ها انکار تا اون موقع دانشگاه نرفتم درحالی که اگه رشته خوب میخوندم مسیرم تا اون سن باید مشخص میبود شغلی داشتم ازدواج میکردم و.... ولی با این شرایط تا ۲۴ سالگی باید ۱۸ ساله باشم
باور کنید برای فارغ التحصیل شدن و خلاص شدن روزشماری میکنم هر ساعت تو دانشگاه اندازه ۲۰ ساعت برام میگذره خیلییی متنفرم خیلیی
ببخشید ناله کردم واقعا حالم خوب نیست و هیچکسی رو هم ندارم



LinkBack URL
About LinkBacks
درواقع ناراحت نمیشم جیگر درد میگیرم به معنای واقعی کلمه!! به این فکر میکنم که پدرمادرم برام چی کم گذاشتن که من یک رشته بدردبخور قبول نشدم و هیچ آینده ای ندارم.من سال کنکور و سال پشت کنکورم خیلی خیلی زحمت کشیدم مغزم پاره شد با بیخوابی ولی نهایتا تراز کلم شد ۸۱۰۰ و رفتم بهداشت عمومی
خیلی پشیمونم که چرا دانشگاه های ضعیف تر نزدم حداقل آینده ای داشتم و سرم بالا بود.اینم بگم من با ماهیت رشته مشکل دارم و ابدا به فکر ارشد و.... نیستم خودم رو خوب میشناسم
پاسخ با نقل قول
