صغیر اصفهانی
در راه خدا چو نیست شد هست ِ حسین
شد عالم ِ هستی همه پابست ِ حسین
صغیر اصفهانی
در راه خدا چو نیست شد هست ِ حسین
شد عالم ِ هستی همه پابست ِ حسین
همه لطف خداست.
باباطاهر عریان همدانی:
عاشق آن بی که دایم در بلا بی
ایوب آسا به کرمان مبتلا بی
حسن آسا به دستش کاسه ی زهر
حسین آسا به دشت کربلا بی
همه لطف خداست.
ابوالفضل بیهقی
اگر امروز اجل رسیده است، کس باز نتواند داشت که بر دار کِشند یا جز دار ،که بزرگ تر از حسین ِ علی (ع) نیَم.
(حسنک خطاب به بوسهل زوزنی - ماجرای بر دار کردنِ حسنک)
همه لطف خداست.
سنایی غزنوی، شاعر و عارف سنی مذهب!
داستان پسر ِ هند مگر نشنیدی؟
که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
پدر ِ او لب و دندان پیمبر بشکست
مادر ِ او جگر ِ عمّ ِ پیمبر بمکید
خود، به ناحق، حق ِ دامادِ پیمبر بگرفت
پسر او سر فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنم؟
لَعَنَ الله یزیدا و علی آل یزید!
همه لطف خداست.
ویرایش توسط mahdi nazari : 29 آبان 1392 در ساعت 10:30
قاآنی شیرازی
یه کار فوق العاده از قاآنی شیرازی، در قالب سوال و جواب؛ دو طرف مکالمه رو با رنگای جداگونه مشخص کردم:
بارَد! چه؟ خون! که؟ دیده! چسان؟ روز و شب! چرا؟
از غم! کدام غم؟ غم سلطان اولیا
نامش که بُد؟ حسین! ز نژاد که؟ از علی
مامش که بود؟ فاطمه، جدش که؟ مصطفی!
چون شد؟ شهید شد! به کجا؟ دشت ماریهکی؟ عاشر محرم، پنهان؟ نه، برملا
شب کشته شد؟ نه، روز! چه هنگام؟ وقت ظهرشد از گلو بریده سرش؟ نی نی، از قفا!
سیراب کشته شد؟ نه! کس آبش نداد؟ داد!که؟ شمر، از چه چشمه؟ ز سرچشمه ی فنا!
مظلوم شد شهید؟ بلی، جرم داشت؟ نه!کارش چه بُد؟ هدایت، یارش که بُد؟ خدا!
این ظلم را که کرد؟ یزید! این یزید کیست؟ز اولاد هند، از چه کس؟ از نسل اشقیا
خود کرد این عمل؟ نه، فرستاد نامهاینزد که؟ نزد زاده ی مرجانه ی دغا
ابن زیاد زاده ی مرجانه بُد؟ نعم!
از گفته ی یزید تخلف نکرد؟ لا!
این نابکار کشت حسین را به دست خویش؟نه، او روانه کرد سپه سوی کربلا
میر سپه که بُد؟ عمر سعد! او برید
حلق عزیز فاطمه؟ نه، شمر بیحیا!
کس کشته شد هم از پسرانش؟ بلی دو تندیگر که؟ نُه برادر، دیگر که؟ اقربا
دیگر پسر نداشت؟ چرا داشت، آن که بود؟سجاد! چون بُد او؟ به غم و رنج مبتلا
ماند او به کربلای پدر؟ نی! به شام رفتبا عز و احتشام؟ نه ! با جور و با جفا
تنها؟ نه، با زنان حرم، نامشان چه بود؟زینب، سکینه، فاطمه، کلثوم بینوا
بر تن لباس داشت؟ بلی! گرد رهگذاربر سر طبیب داشت؟ بلی ! چوب اشقیا
بیمار بُد؟ بلی! چه دوا داشت؟ اشک چشم!
بعد از دوا غذاش چه بُد؟ خون دل غذا!
کس بود همرهش؟ بلی، اطفال بیپدردیگر که بود؟ تب که نمی گشت از او جدا
از زینب و زنان چه به جا مانده بُد؟ دو چیز:
طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا
گبر این ستم کند؟ نه! یهود و مجوس؟ نه!هندو؟ نه! بتپرست؟ نه! فریاد از این جفا
قاآنی است شاعر این شعرها؟ بلی!خواهد چه؟ رحمت! ازکه؟ ز حق! کِی؟ صف جزا!
همه لطف خداست.
ویرایش توسط mahdi nazari : 15 آذر 1392 در ساعت 11:33
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)