خانه شیمی

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 3740 از 3743 نخستنخست ... 36403730373937403741 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 56,086 به 56,100 از 56142
    1. Top | #56086
      کاربر انجمن

      نمایش مشخصات
      میترسم،خیلی هم میترسم.با اینکه کار بدی هم نکردم بازم ممکنه اگه بفهمه دعوا راه بندازه...من به درک،من از حال اون عزیز کرده زندگیم میترسم.داشتم فکر میکردم چقدر روحیه شکننده ای دارم.و اینطوری اصلا نمیشه با این زندگی و شرایط ساختاز طرفی هم چقدر سخته واسم که بخام قوی بشم و نسبت به اتفاقات واکنش نشون ندم.خدایا خودت کمک کن.هر لحظه ممکنه اشکم بریزه

    2. Top | #56087
      کاربر فعال

      bi-tafavot
      نمایش مشخصات
      خب امروز
      ترس و ذوق و خوشحالی و آرامش همه ی این حس ها رو بعد مدتها احساس کردم
      +مامان دوستم مثل شخصی میمونه که من تو دنیای موازی رفیق صمیمیم بوده شایدم خواهرم بوده خلاصه خیلی ماهه
      ....

    3. Top | #56088
      کاربر انجمن

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات
      دنبال بهونم برای گریه کردن
      انقد ضعیف شدم این چند روزه بازم حس میکنم قفسه سینم درد میکنه مخصوصا وقتی نفس میکشم رو سینم احساس سنگینی میکنم امیدوارم این چند روزم خوب بگذره تموم شه بره پی کارش دیگه واقعا خسته شدم
      img_20240710_155937_398.jpg
      img_20240710_155937_240.jpg
      img_20240710_155937_053.jpg
      img_20240710_155936_720.jpg
      img_20240710_155937_119.jpg


      وی چند ساعت تمام بخاطر این عکس گریه کرده است⁦⁦(⁠。⁠•́⁠︿⁠•̀⁠。⁠ )⁩
      ...All is well

    4. Top | #56089
      کاربر حرفه ای

      Sheytani
      نمایش مشخصات
      ناراحتم .خیلیییی ناراحتمممم
      بچم پاش ضربه دیده یه کوچولو هم زخم شدهدرد داره نمیتونه پاش رو بزاره رو زمیننن فک کنم خیلی درد میکنه
      بابام میگه هیچیش نیس فقط ضربه دیده دو روز دیگه خوب میشه ولی من میدونم این بچه درد داره اگ درد نداشت ک راه میرفت
      گفتم باید ببریمش پیش دامپزشک معاینش کنه میگه باید بریم خود اصفهان یک ساعت راهه تا اونجا. امروز و فردا وقت نداره. جمعه هم ک خودم کنکور دارم حتمن دامپزشک هم نیس
      نمیدونم چیکارش کنم حالش خوب شه. فقط نشستم کنارش گریه میکنم نازش میکنم
      فعلن گذاشتمش تو قفس استراحت کنه شاید بهتر شه. لنگ میزنه و راه میره اون پاش ک ضربه دیده گرفته بالا . با کمک اون یکی پاش و نوکش خودشو میکشه سمت ظرف دونه اش و غذا میخوره . جیگرم کباب شده واسش اگ تا جمعه خوب نشد میبرمش پیش دامپزشک امیدوارم شکستگی نداشته باشه فقط کاش همین امروز میتونستم ببرمشششششش چرا دامپزشک اینجا نیس اخه بچم داره درد میکشه
      Feelin' off when I feel fine
      Twenty-one took a lifetime

    5. Top | #56090
      MnT
      کاربر نیمه فعال

      نمایش مشخصات
      کاش تموم شه
      ۳۶ ساعت مونده که حتی مطمئن نیستم زندم یا چی
      سالمم یاچی
      ولی حرصشو میخورم
      زندگیه دیگه
      خدا کنه فقط زودتر زندگیم منظم شه

    6. Top | #56091
      کاربر نیمه فعال

      نمایش مشخصات
      به همه چیز و هیچ چیز فکر میکنم
      یه لحظه میشینم تا اخر زندگییم رو میپینم که تهش کجا میرسه یه لحظه هم دلم میخواد به هیچ چیز فکر نکنم فقط بگذرونم
      انگار توی این ساعت های پایانی کل خاطراتم مرور میشه
      میدونم کنکور اخر کارم نیست حتی توی تابستون بخاطر چیزی که میخوام کارام چند برابر میشه ولی میدونی این ...چجوری بگم حس بلاتکلیفی نداره همه چیز از قبل معلومه
      زندگی طبق رواله دغدغه ای توش نیست
      خوشحالم که داره تموم میشه
      خسته نباشید به تک تک تون
      امیدوارم همه تهش به چیزی که میخواین و براتون بهترینه برسین
      ترس احمقانه است؛ افسوس هم همینطور.

    7. Top | #56092
      کاربر انجمن

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات
      فک کن ده دیقه از فیلمت مونده هنوز کاپلای فیم بهم نرسیدن از اون طرف توام دسشوریت گرفته و میزنه نتتم قط میشه بعد نمیتونی پاشی بری دسشوری میدونی چرا ؟ چون میترسی مامانت بیاد چون فیلمه بدون سانسوره یهو بشینه ببینه بدبختی شی تازه فیلمم آنلاین میبینی اگه قط کنی یادت میره کجاش بودی باید دو ساعت بگردی دقیقا پیدا کنی کجاش موندی.
      حاح حاح نخندین سرتون میاد
      آره دیگه خلاصه یه همچین حسی دارم.
      خدا نصیب هیچ بنده ای نکنه.
      ...All is well

    8. Top | #56093
      کاربر فعال

      نمایش مشخصات
      هیچی دردناک تر از نفس کشیدن با یه قلب شکسته نیست...
      وجود داشتن کافی نیست;باید به این بودن,روشنایی بخشید...

    9. Top | #56094
      کاربر باسابقه

      نمایش مشخصات
      بنای زندگی بر اساس گول زدنه
      من اینو تازه فهمیدم

    10. Top | #56095
      Uio
      کاربر حرفه ای

      نمایش مشخصات
      امشب که شب کنکورم خبر مرگم باید زود بخوابم هیئت اومده دقیقا تو کوچه ما دارن طبل و زنجیر میزنن شیطونه میگه برم وسط کوچه داد و بیداد راه بندازم
      تازه مثل اینکه امشب مسجد محل ما خرج میده از جاهای مختلف رشت و بندر انزلی قراره هیئت بیاد تا ساعت ۴ ۵...عالیه دیگه کاملا شبو متناسب با وضعیتم سپری میکنم
      شد شد، نشد چایی دم می کنیم
      ویرایش توسط Uio : 21 تیر 1403 در ساعت 23:32

    11. Top | #56096
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه

      نمایش مشخصات
      + امروز ساعت ۶ صبح بهم زنگ زدن که یه مریض باردار داری، بیا. رفتم چکش کردم، نوارقلب جنینش رو گرفتم و به پزشک اورژانس گفتم که مشکلش عفونت ادراریه. گفت نههه سنگ کلیه اس. گفتم اون دردش فرق داره تو بارداری. سری تکون داد که یعنی خودم میفهمم. داشتم میرغتم سمت اتاق بیمار شنیدم به سوپروایزر میگغت نه، حتما سنگ کلیه اس.
      خلاصه شیفت رو تحویل دادم و اومدم خونه وبعدس ب همکارم پ دادم ببینم مریض چی شد که مشخص شد همون عغونت ادرازی بوده.
      هیچوقت هیچوقت حس برتز بودن نداشته باشیم و در برابر دونستن چیز جدید و گفتن «من نمیدونستم» مقاومت نکنیم.
      ++ به شددددت نیاز دارم به خواب اما خوابم نمیبره
      +++ حس میکنم تو قلبم خالیه
      ++++ دلم میخواد غذاهای جدید بپزم
      +++++ و اینکه مثل همیشه خیلی از کتاب و درس فاصله گرفتم و جای تاسف داره
      مهم نیست زندگی منو به کجا میبره... همیشه منو با یه لبخند پیدا میکنی..
      ویرایش توسط Masoume : 21 تیر 1403 در ساعت 23:44

    12. Top | #56097
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات
      زندگی بی رحمه ...
      نه مرا حسرت به رگ ها می دوانید آرزویی خوش/نه خیال رفته ها میداد آزارم ...

    13. Top | #56098
      کاربر اخراجی

      نمایش مشخصات
      احساساتم؟؟




      و تمام ....

      فقط همین

    14. Top | #56099
      Uio
      کاربر حرفه ای

      نمایش مشخصات
      حوصلم سر رفته
      حوصلم سر رفتههههه
      باورم نمیشهشههشخصخصخ بالاخره دارم این حس بیکاری حوصله سر رفتنو تجربه میکنم
      خدایا شکرت
      شد شد، نشد چایی دم می کنیم

    15. Top | #56100
      کاربر انجمن

      Mehrabon
      نمایش مشخصات
      نمی دونم....بی حس.... شایدم غیر قبل درک...یا شایدم احساسات نا محسوس
      صبح شیرخوارگان بود.... دلم میخواست می رفتم.... نشد:/
      این نوحه رو چقدر دوست دارم....
      تنها حرمی که روضه خون نمیخواد....حرم رقیه است...
      یه سر بزن به دخترت
      سرگذشت مادرت شده تکرار
      غروب روز عاشورا شدم بیدار
      دیدم صدای داد میاد....خواهرم کمک میخواد....زیر مرکب
      منو بیرون کشید از شعله ها زینب....
      آه زدنم ....تو همه ی راه زدنم....ماه روی نیزه ببین که منو یه ماه زدنم...
      چه سخته بی تو زندگی.....
      خسته ام از این اون ....
      چقدر فلسطین برام قابل لمس تر شده.... دارم به این فکر می کنم ما دغدغه ی روزامون اینه که ای وای تراز آزمونم چی شد ای وای یه مثبت یه منفی اشتباه نشه...ای وای فلان فامیلم اینو بهم گفت.....اون وقت اونا هر شب که میخوابن نمی دونن فردا کدوم یکی از عزیزاشون قراره دیگه نباشه....دغدغه شون ......
      هعیی...
      ویرایش توسط _TAN_ : 22 تیر 1403 در ساعت 18:06

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 2 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. ضد حال یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 222
      آخرين نوشته: 15 بهمن 1397, 18:36
    2. اگه یه تابلوی بزرگ تو آسمون بود که همه میدیدنش، روش چی مینوشتی؟
      توسط نیلگون_M5R در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 256
      آخرين نوشته: 27 آبان 1397, 15:57
    3. پاسخ: 180
      آخرين نوشته: 02 دی 1393, 00:39
    4. با جرئت هستید یا بچه ننه؟ و به نظرتون با جرئت بودن یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 72
      آخرين نوشته: 26 شهریور 1393, 20:49
    5. چند درصد پایه وپیش بخونم تو تجربی؟
      توسط VCP در انجمن پرسش و پاسخ زیست شناسی
      پاسخ: 2
      آخرين نوشته: 28 دی 1392, 02:27

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن