خانه شیمی

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 4 از 6 نخستنخست ... 345 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 46 به 60 از 82
    1. Top | #46
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط AliRZ نمایش پست ها
      مرسی دوست عزیز خوشحالم که موضوع مقبول افتاد
      من با شما موافقم که الفبای ما جزئی است اما اینکه غلط هست نه الزاما !
      در جهان منطقی هر جا تناقض پیدا بشه منطق فرض ها باطل است و اثبات به غلط بودن موضوع میشه
      ببینید اگه این اتفاق می افتاد که زنگ خونه میخورد و ... یه سوال پیش میاد اگر منطقا فکر کنیم من درکم از محیط مادی به واسطه مغز و اجزای مادی من هست حالا مغز و اجزای ماده من حتی اگر در ذهن دو نفر باشد بازم ما دونفر متفاوت هستیم (من تو خونه و منه پیرمرد ) مثلا پیرمرد مثل یه کولون پیرشده از من هست . پس اینکه منطقا بپذیریم یک جسم شخص و ... در یک زمان در دو جا است منطقا پذیرفتنی نیست مگر اینکه در نظر بگیریم اون چیزی که در یک زمان دو جا هست چیزی فراتر از یک ماده است که اگه بشه
      اثبات کرد چه شود ...
      "بد نیست خاطره ای اشاره کنم یکی از فامیل هایمان nde داشته بود میگفت احساس میکردم در عین حال که تو صحنه تصادف هستم تو خونه داشتم بچه هام رو هم میدیدم !
      بله البته من بهتر بود بجای "غلط" از "جزئی" استفاده کنم
      بزارین براتون یه مثال بزنم
      شما فرض کنید دو چشم دیگر داشتین که روی کمرتون بود
      الان شما میتونید تصور کنید که چطوری با این چهار چشم میبینید ؟ لطفا سعی کنید تصور کنید
      من وقتی سعی میکنم به این نتیجه میرسم که نمیتونم تصور کنم یا تصویر گنگی ازش توی سرم پدید میاد
      اما این مساله از نظر علمی کاملا شدنیه و موجودات چند چشمی هم هست
      ولی ما نمیتونیم درکش کنیم همونطوری که نمیتونیم درک کنیم که همزمان هم پیر مرد باشیم هم اینی که هستیم
      من فک میکنم که شدنی باشه و خیلی هم دوست دارم که درکش کنم
      run forrest runnn




    2. Top | #47

      نمایش مشخصات
      دوستان همه پست اول رو بخونید یه سوال جدید اضافه کردم راجع به همین موضوع

    3. Top | #48
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط AliRZ نمایش پست ها
      دوست عزیزم
      ببین رفیق من نمیگم چیزی که درک نمیکنیم نمیشه ! من میگم چیزی که منطق رد میکنه رو نمیشه پذیرفت داشتن هشت تا چشم و یا 100 تا پا منطق تناقضی ایجاد نمیکنه
      مرسی بحث قشنگی کردی
      این مثال رو برای درک کردن گفتم که چطوری وقتی شما خودتونید یکی دیگه هم باشید
      وگرنه این که چطور منطق اینو رد میکنه من فک میکنم چون کل منطق هم خودش از همین الفبای غلط پیروی میکنه
      run forrest runnn




    4. Top | #49
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط AliRZ نمایش پست ها
      بگذریم هر چند باز هم با نظراتمان هم سو نشد راجع به سوال دوم چه نظری دارید ؟(در پست اول اضافه کردم .!
      تاحالا بهش فک نکرده بودم
      بازم فکر نمیکنم مطلقا بشه ردش کرد
      ولی اگه میخواستم ردش کنم یکی از ایده هام این بود که اگه من الان 50 سال برگشتم به عقب و این شدم دوباره 50 سال دیگه بر میگردم عقب و این میشم و این چرخه هی تکرار میشه
      تو برنامه نویسی یه چیزی هست به نام حلقه که یه سری دستورات رو هی تکرار میکنه و یه جایی باید قطع شه
      اگه قطع نشه و برنامه دایره وار کد هاشو تکرار کنه سیستم با خطا مواجه میشه
      البته بازم میگم این یه ایده محتمله
      run forrest runnn




    5. Top | #50
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      یه چیز دیگه راجب سوال اول اینه که وقتی یکی میاد در خونمونو میزنه ما میریم درو وا میکنیم کلا سرنوشت ما تغییر میکنه و دیگه نباید اون اونموقع بیاد درمونو بزنه
      په نمیشه که اینطور بشه
      البته با توجه به منطق الان که شما قبول داری این ایده قبوله
      run forrest runnn




    6. Top | #51
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط AliRZ نمایش پست ها
      بستگی داره اگر شما جبر گرا باشید بله سرنوشت تغییر کرد و مشکل ایجاد شد
      ولی من جبر گرا نیستم و قبول ندارم که جبر کاملا حاکم باشه بلکه معتقدم گاهی جبر رخ میده (اونهم به دلایل خاصی ) پس وقتی جبر گرا نباشم کلا چیزی برای من نوشتهنشده که بخواهد تغییر کند
      سوال خوبی بود
      خوب شما جبر گرا نباش
      وقتی که من درو باز میکنم بعد دوباره تو هر لحظه n تا تصمیم ممکنه بگیرم یعنی احتمال اینکه اون فرد 50 سال بعد بیاد در بزنه میشه یک انُم ضرب در یک انُم ضرب در .... (رجوع شود به امضاتون )
      خوب چطوری الان این مرده اومده دم در خونتون ؟
      run forrest runnn




    7. Top | #52
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط AliRZ نمایش پست ها
      بحث احتمال نیست که !!!!
      اصلا ما اینجا با احتمالات سر و کار نداریم ببین اگه مثلا ما میگفتیم همینطوری یهویی یکی بیاد که شما باشید و ... اونوقت احتمال میشد یه اتم ضربدر یه اتم ضربدر یه اتم و... ضربدر 0 !
      اما ما راجع به این صحبت میکنیم که اون شخص پشت در هست پس میشه 100 درصد ! امیدوارم منظورم رو خوب منتقل کرده باشم ! شما مگر جبر گرا هستید ؟ به سرنوشت اعتقاد دارید ؟
      خوب چیزی که شما میگید اینه که وقتی اون فرد دم دره همون احتمال بلفرض یک اپسیلون اتفاق افتاده و دیگه صحبت از احتمال نیست ؟ درست فهمیدم دیگه؟
      حالا اگه اینطوری در نظر بگیریم
      اون مردی که میاد دم در چی یادشه ؟
      یادش میاد وقتی 18 سالش بود داشت با کامپیوتر درباره این موضوع بحس میکرد و بعد رفت خوابید ؟ یا یادش میاد داشت پست میزاشت بعد یه پیر مردی اومد در زد بعد ... ؟
      run forrest runnn




    8. Top | #53
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط AliRZ نمایش پست ها
      اون مردی که میاد دم در در سوال خود شمایید ! فکر کن الان بعد از خوندن این پست چه میکنی و بعد که برگشتی تو زمان همین اتفاق برات رخ داده و همین یادت میاد !
      راستش فک کنم منظورمو نگرفتی یا احتمال زیاد من منظورتو نگرفتم
      من میگم به فرض اینکه ما تو یه دنیاییم
      من الان میرم درو باز میکنم
      یه پیر مرده که نسخه 50 سال بعد منه
      بعد به زندگیم ادامه میدم دوباره 50 سال بعد من بر میگردم دم در خونمون
      حالا من چی یادم میاد ؟ یادم میاد که یه روز تو 18 سالگیم داشتم پست میزاشتم بعدش خوابیدم ؟ یا یادم میاد یکی اومد در زد منم رفتم درو باز کردم ؟
      run forrest runnn




    9. Top | #54
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط AliRZ نمایش پست ها
      کاملا منظورت رو متوجه شدم دوست عزیز
      بزار بیان کنم : شما داری میگی اون پیرمرد از این لحظه که 50 سال قبل 18 سالش بوده چی یادشه ! درسته ؟
      اگر درست متوجه شده باشم که به گمانم شدم
      باید منظورمو واضح تر بگم :ببین دوست من اون پیر مرد خود شماست ! در واقع اون پیر مرد و شما تا 18 سالگی زندگی مشترک داشتید ! بدون وجوددوتا از شما اما بعد 18 سالگی این اتفاق افتاده که پیر مرد به زمان شما اومده ! فکر میکنم مشکل در اینه که شما پیر مرد رو یکی سوای از خودتون میدونید اما پیر مرد همون شمایید که 50 سال بعد تو زمان سفر کرده و امده حالا پس شما همون کاری رو انجام میدید که اون پیر مرد انجام میداده واضحح تر اینکه اگه فرض کنیم هیچ پیر مردی نیاد شما و پیر مرد دقیقا یکی هستین و اعمال مشابهی انجام میدین یعنی اگه شما الان اب میخورید اون پیرمرد هم همین یادش میاد
      جایی همه چیز تغییر میکنه که پیر مرد زنگ در خونه رو بزنه ! اونوقت اونچه پیر مرد یادش میاد با اونچه شما یادتون میاد متفاوت میشه
      البته بازم بیانم شاید واضح نبود در این صورت عذر من رو به خاطر عدم توانایی بیان بپذیرید .
      خوب ببینید منم دقیقا همینو میگم
      بند آخر حرفتون
      جایی که پیر مرد وارد میشه دیگه خاطرات خودشم تغییر میده
      ببین ما زمان رو اگر بخوایم حذف کنیم خود به خود جبر بوجود میاد
      وقتی که طرف 50 سال برگشته عقب دیگه تو قید زمان نیست
      منظورمو متوجه میشین ؟
      run forrest runnn




    10. Top | #55
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط AliRZ نمایش پست ها
      اره بذارید یه چیز جالب تر بگم اصلا اگه اون پیر مرد شمارو بکشه شما دیگه وجود نداشتین که بخواید به گذشته سفر کنید !!! این پدیده رو بهش میگن تناقض پدر بزرگ (البته اونجا پدر بزرگتو میکشی! ) همین مسائل هست که باعث میشه عجیب بشه دیگه البته فکر میکنم کلا این بحث تو صفحات قبل تقریبا رد شد واسه همین هم من یه سوال جدید مطرج کردم دیگه
      آره دوستم چیزیم که من گفتم دقیقا همینه فقط با این تفاوت که من برای اینکه اون پیرمرد نباشه دلیلی ندیدم که حتما پسره رو بکشه و میگم همینطوریشم نباید باشه
      فک کنم بهتره ادامه این بحث رو بزاریم واسه فردا که بقیه ام توش باشن اینطوری بیشتر شبیه یه مکالمه دو نفره شده
      ممنون از این بحث درست حسابی
      run forrest runnn




    11. Top | #56
      کاربر باسابقه

      Daghon
      نمایش مشخصات
      سلام... دوست عزیز
      من تایپیک رو از ابتدا دنبال کردم... متاسفانه سوال شما جواب نداره چون از بیخ وبن غلطه...
      درمورد یک سوال اشتباه هم نمیشه جوابی درست پیدا کرد...البته ببخشید...ازلحن صحبتم بد برداشت نکنید


    12. Top | #57
      کاربر اخراجی

      نمایش مشخصات
      اقا من راجع به اینها نظرم بده
      زمان را ببین مثل برق میدوه بدو بدو به حال برسی اینده گذشته
      پیشکش اقا درست نمیگم
      ما در زمان حالم محرومیم چه رسه به اینده و گذشته
      نه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    13. Top | #58
      کاربر باسابقه

      Daghon
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط مسعود ارجمند نمایش پست ها
      اقا من راجع به اینها نظرم بده
      زمان را ببین مثل برق میدوه بدو بدو به حال برسی اینده گذشته
      پیشکش اقا درست نمیگم
      ما در زمان حالم محرومیم چه رسه به اینده و گذشته
      نه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      هستيم همگي با تو موافقم
      گفتم دوستت دارم
      .

      و همه چیز فرو ریخت
      .

      چون جان دادن دسته گنجشک‌ها
      .

      در بی قراری درخت زیر دستان صاعقه
      .
      👤یحیی صفی آریان



    14. Top | #59
      کاربر باسابقه

      Mamoli
      نمایش مشخصات
      نظر من:
      مستقیم برم سر اصل مطلب... ببینید شما دارید با یه مجهولی سوال میپرسید که از لحاظ علمی هنوز به هیچ قطعیتی نرسیده
      به طور مثال یه مدت بود این سوال اینطور برای پاسخش فرض شده بود ک وقتی به گذشته برگردید هیچ تغییری نمیتونید در اون زمان انجام بدید...یعنی حتی شاید توسط افراد دیده نشید...و هیچ کاری نتونید بکنید...نمونه های زیادی هم ازش تصویر سازی شده
      یا برای جوابش یه فرضی میشد در این مورد ک شما خودتون رو نمیبینید در اون زمان و همون 70 ساله هستید...
      یا اینکه به قول شما با خودتون روبرو میشید و....
      به هرحال سفر در زمان فعلا برای انسان در دسترس نیست
      اگر هم بتونیم در زمان سفر کنیم و به گذشته بیایم، باید بتونیم برگردیم به همون زمان و به انسان ها اون اطلاعات رو بدیم! وگرنه مثل این میمونه ک یک نفر رو در زمان بفرستید و دیگه بهش دست پیدا نکنید...
      تا جایی هم ک من اطلاع دارم ماشین زمان اگر بخوایم بسازیم باید فراتر از سرعت نور پا بذاریم تا بتونیم به گذشته برگردیم، که اجزای سلولی ما حتی تحمل این سرعت رو هم ندارن....البته شاید اشتباه میکنم در این مورد ولی تا جایی ک میدونم همین هستش...
      هر شـــــب... دلم دریــــای آتیـــــشه
      از این بدتر مگه میـــــــــــــــــــــشه ؟؟
      حــــال هیچکی تو دنـــــــــــــــــــــــ یا
      بدتر از حـــــال مــــــــن نــــــــــیست
      درد رو زمین، بدتر از همیــــــــــــــــن
      درد تنها شدن نیســــــت..............

    15. Top | #60
      کاربر باسابقه

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط mohamadj07 نمایش پست ها
      نظر من:
      مستقیم برم سر اصل مطلب... ببینید شما دارید با یه مجهولی سوال میپرسید که از لحاظ علمی هنوز به هیچ قطعیتی نرسیده
      به طور مثال یه مدت بود این سوال اینطور برای پاسخش فرض شده بود ک وقتی به گذشته برگردید هیچ تغییری نمیتونید در اون زمان انجام بدید...یعنی حتی شاید توسط افراد دیده نشید...و هیچ کاری نتونید بکنید...نمونه های زیادی هم ازش تصویر سازی شده
      یا برای جوابش یه فرضی میشد در این مورد ک شما خودتون رو نمیبینید در اون زمان و همون 70 ساله هستید...
      یا اینکه به قول شما با خودتون روبرو میشید و....
      به هرحال سفر در زمان فعلا برای انسان در دسترس نیست
      اگر هم بتونیم در زمان سفر کنیم و به گذشته بیایم، باید بتونیم برگردیم به همون زمان و به انسان ها اون اطلاعات رو بدیم! وگرنه مثل این میمونه ک یک نفر رو در زمان بفرستید و دیگه بهش دست پیدا نکنید...
      تا جایی هم ک من اطلاع دارم ماشین زمان اگر بخوایم بسازیم باید فراتر از سرعت نور پا بذاریم تا بتونیم به گذشته برگردیم، که اجزای سلولی ما حتی تحمل این سرعت رو هم ندارن....البته شاید اشتباه میکنم در این مورد ولی تا جایی ک میدونم همین هستش...
      یه فرضیه ام هست که اگه برگردی عقب هر تغییری تو دنیا بدی دنیا خودش خنثی اش میکنه
      run forrest runnn




    صفحه 4 از 6 نخستنخست ... 345 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن