خانه شیمی

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3
    1. Top | #1
      کاربر نیمه فعال

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات

      لحظه تحويل سال( بخونين كه كلي واسش زحمت كشيدم)

      سلام بچه ها
      سال 93 هم داره تموم ميشه كم كم دوباره فصل بهار ميرسه و تازگي و طراوت دوباره به طبيعت بر ميگرده ديگه داره تحمل درخت ها به ثمر ميرسه و تحمل كردن اون برگ هاي خشك و زرد و تحمل اون برف هايي كه رو شاخه هاشون انباشته شده بود داره تموم ميشه
      ياد دوره ابتدايي و راهنمايي بخير كه همين موقع ها يا قبل تر معلم انشا ميومد و موضوع بهار ميداد به بچه ها در صورتي كه هنوز زمستان بود و فكر ميكنيد اون كار اصلا چه فايده اي داشت؟ آيا فقط صرفا يه نمره بود؟ يا يك درس ؟ بله يك درس بود يك درس از صبر و يك درس از تحمل و يك درس از تلاش و يك درس از شكوفايي
      به راستي تحمل برف توسط درختان بر روي شاخه هايشان چه درسي براي ما داشت؟ چه چيز را به ما نشان ميدهد؟
      يه وقت هايي بار مشكلات آدم انقدر زياد ميشه كه مثل همون درخت ميشيم و سنگين ميشيم و سنگين تر تا جايي كه كمرمان خم ميشود فكر ميكنيم كه آخر كار است و بايد پا پس بكشيم و زمين بخوريم عين همون درخت ها كه خم ميشن و خم ميشن اما اونا عقب نميكشن و ايا ميدونين چرا؟
      چون صدايي در گوش آنها ميگويد : تحمل كنيد .. تحمل كنيد اي مخلوقات زيبايم ....... چيز نمانده كه موفق شويد
      و در اين لحظه برف ها اندك اندك به زمين ميخورند و آب ميشوند و درختاني زشت و سفيد كه هيچ زيبايي در مقايسه با قبل نداشتند دوباره شكوفه ميدهند و دوباره سبز ميشوند و دوباره ميوه ميدهند و زيبايي وصف نا پذير خود را مي يابند
      و آيا تحمل آن يك فصل ارزش اين سه فصل را ندارد ؟ آيا تحمل آن فصل سرد و يخبندان ارزش اين سه فصل زيبا را ندارد؟

      بله دوستان از قديم گفتن از تو حركت و از خدا بركت و به نظر من آينده ما رو اول خودمون رقم ميزنيم و بعد خدا چون اگه ما واسه آينده خودمون هيچ برنامه و تلاش و انگيزه اي نداشته باشيم ديگه خدا به چه اعتبار ما ميخواد واسه ما آينده ي درخشان رقم بزنه ؟ چه پاداشي و بابت چه كاري ميخواد در آينده واسه ما در نظر بگيره؟
      اگه غير اين بود كه مثلا اديسون شب ميخوابيد و به خدا ميگفت : ((صبح كه پا شدم يه لامپ رشته اي اختراع كنم)) . و اگه اينجوري بود كه همه دانشمند و كاشف و مخترع بودن ديگه
      مثلا شما سر شب بخوابين فرداش لنگ ظهر پاشين برين قهوه خونه يه قليون با چايي شيرين بزنين و بعد تشريف بيارين خونه و نهار ميل كنين و بعد برين پي عياشي شبانه و بعد بگين : آره من ميخوام دندون تهران قبول شم و من ميخوام برق شريف قبول شم و بعد آخرش كه حق به حقدار رسيد بگين : ببينين مردم چه شانسي دارن و حتما پارتي داشتن و سر جلسه بهشون رسوندن و شايدم اصلا سهميه داشتن

      اينا رو گفتم كه زمينه بسازم واسه حرف اصليم و حالا بريم سر اصل مطلب

      يه ساعت يا دو ساعت مونده به تحويل سال برين يه جايي كه تنها باشين و آلبوم عكساي بچگيتون رو هم ور دارين و يه قرآن جيبي با يه ورق كاغذ و قلم
      وقتي رفتين يه جاي خلوت كه هيچكي نباشه و شروع كنين آلبوم عكس رو نيگاه كردن
      ببينين نوزاديتون چه جوري بودين و كودكيتون و بزرگ شدنتون رو ببينين و ببينين كه كجا بودين و به كجا رسيدين
      ببينين كه پدر مادرتون شما رو چجوري از دو وجب به چند سانت رسوندن
      ببنين كه مادر مهربونتون چه سختي هايي كه واستون نكشيده :: مريض شدين و شب ها تا صبح منتظر بوده و دستش رو رو پيشوني شما گذاشته بود تا تبتون بالا نره و شما رو مدرسه ميبرد و اون موقع شب ها برنامه درسي فرداتون رو جمعع ميكرد و يا چك ميكرد كه چيزي يه وقت كم نذاشته باشين و صبح پا ميشد و بهتون صبحونه ميداد
      پدرتون هم همين طور اونم واسه شما سختي كشيده
      به خودتون بگين كه : پدر و مادر من منو به اين زحمت به 17 18 سال رسوندن و اونوقت من نميتونم با يه سال و يا چند ماه وقت گذاشتن با چند تا كتاب جواب اون همه محبت ها و سختي هاشون رو بدم ؟ و اگه غير از اين فكر ميكنين كه واقا بي غيرتين بي غيرت
      بردارين قلم و كاغذ رو و بين خودتون و خداي خودتون يه عهد و پيماني ببنيدين
      پيمان ببنيدين كه تمام تلاش خودتون رو ميكنين و وقت ميزارين و با جون و دل بي خوابي ميكشين و سختي ميكشين تا به هدفتون برسين و اشك شوق پدر و مادر تون رو ببينين و به خودتون از ته دل افتخار كنين كه تونستين اونا رو خوشحال كنين و پيمان ببنيدين كه همه ي اين اتفاق هاي خوب در سال جديد واسه شما رخ بده و در ازاش از خدا بخواين كه شما رو در اين راه كمك كنه و اگه مشكلي تو اين مسير واستون پيش اومد اولين كسي باشه كه كمكتون ميكنه چون خدا بدترين و عوضي ترين بنده خودش رو هم هيچ وقت تنها نميزاره
      همه اينا رو تو اون برگه بنويسن و پايينش يه جاي امضا واسه خودتون و يه جاي امضا واسه خدا بزارين و امضا خودتون رو بزنين و اطمينان داشته باشين كه خدا هم امضاش رو ميزنه
      اون برگه رو هم بزارين لاي اون قران جيبي و يك صفحش رو باز كنين و بخونين و به خداي خودتون توكل كنين و اون قران رو هم هميشه با خودتون داشته باشين كه اگه يه وقت نا اميد شدين اونو بر دارين و اون عهد نامه رو نيگاه كنين و يا پيماني كه با خدا بستين بيفتين

      سال خوب و پر باري رو واسه همتون آرزو ميكنم


    2. Top | #2
      کاربر انجمن

      divoone-shodam
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ميلاد دلشاد نمایش پست ها
      سلام بچه ها
      سال 93 هم داره تموم ميشه كم كم دوباره فصل بهار ميرسه و تازگي و طراوت دوباره به طبيعت بر ميگرده ديگه داره تحمل درخت ها به ثمر ميرسه و تحمل كردن اون برگ هاي خشك و زرد و تحمل اون برف هايي كه رو شاخه هاشون انباشته شده بود داره تموم ميشه
      ياد دوره ابتدايي و راهنمايي بخير كه همين موقع ها يا قبل تر معلم انشا ميومد و موضوع بهار ميداد به بچه ها در صورتي كه هنوز زمستان بود و فكر ميكنيد اون كار اصلا چه فايده اي داشت؟ آيا فقط صرفا يه نمره بود؟ يا يك درس ؟ بله يك درس بود يك درس از صبر و يك درس از تحمل و يك درس از تلاش و يك درس از شكوفايي
      به راستي تحمل برف توسط درختان بر روي شاخه هايشان چه درسي براي ما داشت؟ چه چيز را به ما نشان ميدهد؟
      يه وقت هايي بار مشكلات آدم انقدر زياد ميشه كه مثل همون درخت ميشيم و سنگين ميشيم و سنگين تر تا جايي كه كمرمان خم ميشود فكر ميكنيم كه آخر كار است و بايد پا پس بكشيم و زمين بخوريم عين همون درخت ها كه خم ميشن و خم ميشن اما اونا عقب نميكشن و ايا ميدونين چرا؟
      چون صدايي در گوش آنها ميگويد : تحمل كنيد .. تحمل كنيد اي مخلوقات زيبايم ....... چيز نمانده كه موفق شويد
      و در اين لحظه برف ها اندك اندك به زمين ميخورند و آب ميشوند و درختاني زشت و سفيد كه هيچ زيبايي در مقايسه با قبل نداشتند دوباره شكوفه ميدهند و دوباره سبز ميشوند و دوباره ميوه ميدهند و زيبايي وصف نا پذير خود را مي يابند
      و آيا تحمل آن يك فصل ارزش اين سه فصل را ندارد ؟ آيا تحمل آن فصل سرد و يخبندان ارزش اين سه فصل زيبا را ندارد؟

      بله دوستان از قديم گفتن از تو حركت و از خدا بركت و به نظر من آينده ما رو اول خودمون رقم ميزنيم و بعد خدا چون اگه ما واسه آينده خودمون هيچ برنامه و تلاش و انگيزه اي نداشته باشيم ديگه خدا به چه اعتبار ما ميخواد واسه ما آينده ي درخشان رقم بزنه ؟ چه پاداشي و بابت چه كاري ميخواد در آينده واسه ما در نظر بگيره؟
      اگه غير اين بود كه مثلا اديسون شب ميخوابيد و به خدا ميگفت : ((صبح كه پا شدم يه لامپ رشته اي اختراع كنم)) . و اگه اينجوري بود كه همه دانشمند و كاشف و مخترع بودن ديگه
      مثلا شما سر شب بخوابين فرداش لنگ ظهر پاشين برين قهوه خونه يه قليون با چايي شيرين بزنين و بعد تشريف بيارين خونه و نهار ميل كنين و بعد برين پي عياشي شبانه و بعد بگين : آره من ميخوام دندون تهران قبول شم و من ميخوام برق شريف قبول شم و بعد آخرش كه حق به حقدار رسيد بگين : ببينين مردم چه شانسي دارن و حتما پارتي داشتن و سر جلسه بهشون رسوندن و شايدم اصلا سهميه داشتن

      اينا رو گفتم كه زمينه بسازم واسه حرف اصليم و حالا بريم سر اصل مطلب

      يه ساعت يا دو ساعت مونده به تحويل سال برين يه جايي كه تنها باشين و آلبوم عكساي بچگيتون رو هم ور دارين و يه قرآن جيبي با يه ورق كاغذ و قلم
      وقتي رفتين يه جاي خلوت كه هيچكي نباشه و شروع كنين آلبوم عكس رو نيگاه كردن
      ببينين نوزاديتون چه جوري بودين و كودكيتون و بزرگ شدنتون رو ببينين و ببينين كه كجا بودين و به كجا رسيدين
      ببينين كه پدر مادرتون شما رو چجوري از دو وجب به چند سانت رسوندن
      ببنين كه مادر مهربونتون چه سختي هايي كه واستون نكشيده :: مريض شدين و شب ها تا صبح منتظر بوده و دستش رو رو پيشوني شما گذاشته بود تا تبتون بالا نره و شما رو مدرسه ميبرد و اون موقع شب ها برنامه درسي فرداتون رو جمعع ميكرد و يا چك ميكرد كه چيزي يه وقت كم نذاشته باشين و صبح پا ميشد و بهتون صبحونه ميداد
      پدرتون هم همين طور اونم واسه شما سختي كشيده
      به خودتون بگين كه : پدر و مادر من منو به اين زحمت به 17 18 سال رسوندن و اونوقت من نميتونم با يه سال و يا چند ماه وقت گذاشتن با چند تا كتاب جواب اون همه محبت ها و سختي هاشون رو بدم ؟ و اگه غير از اين فكر ميكنين كه واقا بي غيرتين بي غيرت
      بردارين قلم و كاغذ رو و بين خودتون و خداي خودتون يه عهد و پيماني ببنيدين
      پيمان ببنيدين كه تمام تلاش خودتون رو ميكنين و وقت ميزارين و با جون و دل بي خوابي ميكشين و سختي ميكشين تا به هدفتون برسين و اشك شوق پدر و مادر تون رو ببينين و به خودتون از ته دل افتخار كنين كه تونستين اونا رو خوشحال كنين و پيمان ببنيدين كه همه ي اين اتفاق هاي خوب در سال جديد واسه شما رخ بده و در ازاش از خدا بخواين كه شما رو در اين راه كمك كنه و اگه مشكلي تو اين مسير واستون پيش اومد اولين كسي باشه كه كمكتون ميكنه چون خدا بدترين و عوضي ترين بنده خودش رو هم هيچ وقت تنها نميزاره
      همه اينا رو تو اون برگه بنويسن و پايينش يه جاي امضا واسه خودتون و يه جاي امضا واسه خدا بزارين و امضا خودتون رو بزنين و اطمينان داشته باشين كه خدا هم امضاش رو ميزنه
      اون برگه رو هم بزارين لاي اون قران جيبي و يك صفحش رو باز كنين و بخونين و به خداي خودتون توكل كنين و اون قران رو هم هميشه با خودتون داشته باشين كه اگه يه وقت نا اميد شدين اونو بر دارين و اون عهد نامه رو نيگاه كنين و يا پيماني كه با خدا بستين بيفتين

      سال خوب و پر باري رو واسه همتون آرزو ميكنم
      خیلی خوب بود .... ممنون و شما هم سال خوبی داشته باشین

    3. Top | #3
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات

      میخوام عیدو بترکونم:yahoo (4):

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. معرفی اساتید و مشاوران خوب در کرمان
      توسط mahsa92 در انجمن مشاوران و مدرسان و موسسات کنکوری
      پاسخ: 81
      آخرين نوشته: 14 خرداد 1396, 14:42
    2. مرحله ثبت نام مجدد و تكميل ظرفيت كارشناسي بدون كنكور آزاد آغاز شد
      توسط winter son در انجمن پرسش و پاسخ پیرامون انتخاب رشته
      پاسخ: 0
      آخرين نوشته: 22 شهریور 1393, 21:39
    3. پاسخ: 36
      آخرين نوشته: 04 دی 1392, 22:32

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن