خانه شیمی

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 3 از 7 نخستنخست ... 234 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 31 به 45 از 102
    1. Top | #31
      کاربر اخراجی

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Afsane-IN نمایش پست ها
      شخصیتتون منو کشته))
      مخصوصا اونی که ...
      خب دیگه چطور فیلترش کنم :yahoo (4):
      /.......

    2. Top | #32
      کاربر باسابقه

      نمایش مشخصات
      موش زنده انداختم توی تنگ آب! طرف غش کرد!


    3. Top | #33
      کاربر نیمه فعال

      Na-Omid
      نمایش مشخصات
      نمک با فلفل ریختم تو چایی دادم به دوستم:yahoo (4):

      - - - - - - پست ادغام شده - - - - - -

      نمک با فلفل ریختم تو چایی دادم به دوستم:yahoo (4):

    4. Top | #34
      کاربر انجمن

      نمایش مشخصات
      واییییی یه کار ضایعی کردم اصن روم نمیشه بگم خداااااااااااااااااااا

    5. Top | #35
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      نمایش مشخصات
      شما که خوبین باو!
      ما ی بار با مدرسه رفتیم مشهد
      بعد با یکی از دوستام پاشدیم رفتیم تو حرم
      بعد یه تیکه هست که کاملا جلو حرمه
      بعد دوستم زیارتنامه گرفت دستش داشت میخوند
      کلی فاز عرفانی برداشتش یهو

      هیچی اقا کلی گریه زاری و اینا کرد
      بعد پاشد رو به حرم وایساد شروع کرد نماز خوندن
      حالا هی من دارم نگاش میکنم
      اینم فاز برش داشته
      نه میتونسم بخندم نه میتونسم چیزی بهش بگم
      هی هرکی بغلمون رد میشه داره نگاش میکنه
      اخرش تو سجده بهش گفتم: صاحاب مرده بزمجه قبله اونوره
      بعد پاشد
      1
      2
      3
      ترکیدیم از خنده
      خیلی ضایع بود خدایی.همه داشتن اونور نماز میخوندن این اینور وایساد

      - - - - - - پست ادغام شده - - - - - -

      یه بار ناظم اومد سر کلاس با یکی از بچها کار داشت
      بعد من میز پشت سرشون نشسته بودم
      ناظم صداش کرد
      پسره اومد بگه : سوییشرت مو بپوشم میام اقا
      بعد قبلش رو شلوار بغل دستیش لاک غلط گیر ریخته بود
      یهو قاطی کرد گفت:
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      شلوارمو بپوشم میام اقا


      ناظم :
      معلم :
      من :
      نیمکت کلاس:
      درونت پاکه
      وحشی
      اما ساکت...!

    6. Top | #36
      کاربر فعال

      نمایش مشخصات
      ضایع ترین کارم تو دوران تحصیل بود تو درس عربی که میگفتن:جمع مونث سالم ...
      ما هم جواب میدادیم
      اصن یه همچین جمعی هس؟
      نه واقعن هس؟
      عجبا؟!...

    7. Top | #37

      Na-Omid
      نمایش مشخصات
      یکی از ضایع کاریام تو زمستون امسال بود
      تو حیاط مدرسه همگی جمع شدیم برف بازی ...
      ناظم و مشاور و بچه ها دور هم بودیم
      عاقا این دوست با معرفت من با برف کوبید به صورتم
      منم جلو ناظم مشاور خاستم کم نیارم
      ی برف گلوله کرد بزنم به دوستم
      بعد همین ک خواستم بزنم خودم جلو تر از برف پخش شدم رو زمین
      من :
      دوستم :
      ناظم :
      برف :
      جونی نیست
      انگار نوری نیست


    8. Top | #38
      کاربر نیمه فعال

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات
      چند سال پیش یه عروسی رفتیم تو باغ بود و زن و مرد هم جدا. من و پسر دایی و پسر خاله هام نشتیم سر یه میز که نزدیک جایی بود که زن و مرد ها جدا شده بودن!
      قرار شد یه ترقه ی موشکی رو بندازیم تو زنونه! میخواستم خودم بندازم پسر داییم گفت بده من میندازم. میخواستیم یه جور بندازیم که بالای سر زنا و خیلی نزدیک بهشون منجر شه!:yahoo (4):
      لحظه ی آخر برای اینکه باحال تر بشه یه دستمال کاغذی هم بستم به ترقه. بعد ترقه رو روشن کردم، دستمال رو هم آتیش زدم دادم به پسر داییم. پسر دایی من هم که 6، 7 سال از خودم بزرگ تر بود به جای اینکه ترقه رو تو دستش نگه داره تا بره تو هوا، میخواست همینجوری بندازه تو زنونه که اشتباهی افتاد 1 متر اونورتر خودمون، بعد رفت زیر پای یه مرد گنده ی هیکلی و منفجر شد!
      مردتیکه عصبانی شد، اومد طرف ما جلو همه گفت بی شعورا، زشته، خجالت بکشین و ... (و یه سری چیزای دیگه!:yahoo (4)
      حسابی ضایع شدیم جلو همه!
      دیروزو باید دید فردا رو باید ساخت / من یاد میگیرم دنیا رو باید ساخت


    9. Top | #39
      کاربر اخراجی

      نمایش مشخصات
      پيرزنه اومده بود دارو خانه،گفت: ننه جون ، لكه بر صورت دارين؟
      دختره با كلي افاده گفت : نه مادر نداريم.
      پيرزنم خون سرد گفت :خب معلومه كه ندارين
      اگه داشتين به اون صورت داغونت ميزدي...
      يعني داروخانه رف تو هوا....

    10. Top | #40

      Na-Omid
      نمایش مشخصات
      دیروز قرار بود با ابجیم بریم مراسم یکی از دوستان (دور همی):yahoo (4):
      بعد ابجیم بهونه اورد ک من نمیرم اینجور چیزا
      گفتم اخه چی بگم بهشون ک نیومدی ؟؟ !
      خلاصه ما رفتیم دقیقن جلو در طرف پرسید پس سارا کو ؟؟
      منم اولین چیزی ک به ذهنم رسیدو پروندم
      ک سارا رفته تهران
      همون لحظه سارا از جلو در اونا با ماشین رد شد دستشم تکون میداد
      بعد دوستم پرسید پس سارا رفته بود تهران اخه !
      منم با تته پته جواب دادم ک همین امروز صبح رسیده :yahoo (4):
      بعد هیچی دیگ تا اخر مراسم این شکلی بودم
      جونی نیست
      انگار نوری نیست


    11. Top | #41
      کاربر نیمه فعال

      Sharmande
      نمایش مشخصات
      دوران ابتدایی دوچرخه یکی از رفیقام رو با میخ ریختن تو راهش پنچر کردم هی حال داد!!!!!
      در بیابان گر به شوق کعبه، خواهی زد قدم

      سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان، غم مخور

    12. Top | #42
      کاربر باسابقه

      Daghon
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط sina3656355 نمایش پست ها
      پنج،شیش سال پیش بود،یکی از نسخه های فیلم american pie رو، روی دسکتاپ کپی کرده بودم،یه روزی که من خونه نبودم بابام با کامپیوتر کار داشته میره سرـه سیستم و فیلم رو میبینه....
      بابام که اصلا به روم هم نیورد اما مامانم قاطی کرد، تا یه هفته خونه مادربزرگم بودم خخخخ
      داداش شما .....ی میفهمی چی میگم ....ی به معنی واقعی کلمه.........


    13. Top | #43
      کاربر انجمن

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات
      منم یه چیزی بگم...

      یادش به خیر.یه زمونی که کنکور داشتیم آزمون سنجش هم ثبت نام کرده بودم،بعد از اولین آزمون رفتم سایت دیدم اه اسممو اشتباه زدن مریم!
      فک کردم دختر و پسرا با هم آزمون میدن،گفتم اشکال نداره همون جا میارم برگهمو.
      ولی یه حوزه دیگه بود.باید با تاکسی میرفتم برگه رو میاوردم و برمی گشتم
      آزمون داشت شروع میشد.منم که خیلی مهم بود برام
      استرس گرفتم و سریع رفتم حوزه دخترا
      در رو که باز کردم دیدم همشون نیششون بازه(نمی دونم برا چی)
      گفتم مراقبتون کجاست دخملا با یه ذره خنده گفتن تو اون اتاقه( فک کردم شوخی می کنن!)
      منم رفتم دیدم یه دختره اونجاست(با خودم گفتم یه دختر شیطونه اومده آزمون بده خب!)

      خیلی قدش کوتاه بود(اصلا قیافش به مراقب نمیخورد!) با نیش خند گفتم تو مسئول اینا هستی گفت: بله واسه چی؟

      منم چند همینو بار تکرار کردم(با حالت مسخره) گفت : بله آقا کار تون چیه.هیچی دیگه برگمو گرفتم و به آزمون دیر رسیدم... بیچاره داشت گریه می کرد.بعدا عذاب وجدان گرفتم که چرا شخصیت اون خانومو رو زیر سوال بردم...:yahoo (2):
      «شکست به وجود نمی آید مگر آنکه تلاشی مستمر و پیگیر در کار نباشد.هیچ مشکل یا مانع عبور ناپذیری بجز ضعف ذاتی عزم و اراده ما وجود ندارد.»:troll (4):


      البرت هوبارد

    14. Top | #44
      کاربر انجمن

      نمایش مشخصات
      برگه امتحان زمین شناسی رو کش رفتم بعد سرکلاس امتحان رو برای یک هفته عقب انداختیم . هفته بعد امتحان گرفت همه 20 شدن من 13 گرفتم!!

    15. Top | #45
      کاربر باسابقه

      Sarkhosh
      نمایش مشخصات
      با دختر دایی دختر خاله هام نشسته بودیم دور هم به مسخره بازیو تعریف بعد نمیدونم کی عمدی یا سهوی! دکمه ضبط پیام واسه پیغام گیر تلفنمون رو زده بود! هیچی دیگه 2 روز خونه نبودیم هرکی زنگ زده بود رفته بود رو پیغامگیر همه حرفامونو شنیده بودن ...
      تو همه چیت تکمیله !

      منم میکنم فقط به آدمای "تک" پیله !




    صفحه 3 از 7 نخستنخست ... 234 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن