خانه شیمی

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4
    1. Top | #1
      کاربر فعال

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات

      برسی مفهوم و معنی ابیات خارج از کتاب درسی

      سلام
      لطفا این ابیات رو معنی کنید یا مفهومشو بگید:

      ابیاتی از سعدی در مورد خداوند

      1) وگر خشم گیرد به کردار زشت/چو باز آمدی ماجرا در نوشت.

      2) وگر بر جفاپیشه بشتافتی/که از دست قهرش امان یافتی؟

      3) به تهدید اگر برکشد تیغ حکم/بمانند کروبیان صم و بکم.

      4) دهد نطفه را صورتی چون پری/که کرده ست بر آب صورتگری؟

      5) نهد لعل و فیروزه در صلب سنگ/گل لعل در شاخ پیروزه رنگ

      6) در این ورطه کشتی فروشد هزار/که پیدا نشد تخته ای بر کنار


      - - - - - - پست ادغام شده - - - - - -

      چنتا دیگه هست لطفا زحمت اینم بکشید

      1) توان در بلاغت به سحبان رسید/نه در کنه بی چون سبحان رسید

      2) که خاصان در این ره فرس رانده اند/به لااحصی از تگ فرومانده اند

      3) یکی باز را دیده بردوخته ست/یکی دیده ها باز و پر سوخته ست

      4) کسی ره سوی گنج قارون نبرد/وگر برد، ره باز بیرون نبرد

      5) اگر طالبی کاین زمین طی کنی/نخست اسب بازآمدن پی کنی

      6) مگر بویی از عشق مستت کند/طلبکار عهد الستت کند

      7) دگر مرکب عقل را پویه نیست/عنانش بگیرد تحیر که بیست

      8) در این بحر جز مرد داعی نرفت/گم آن شد که دنبال راعی نرفت

      9) کسانی کز این راه برگشته اند/برفتند بسیار و سرگشته اند

    2. Top | #2
      کاربر فعال

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات
      خوب یکی بیاد ما رو دریابه
      حتی یکیشم نمیدونید؟

    3. Top | #3
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط marsad نمایش پست ها
      سلام
      لطفا این ابیات رو معنی کنید یا مفهومشو بگید:

      ابیاتی از سعدی در مورد خداوند

      1) وگر خشم گیرد به کردار زشت/چو باز آمدی ماجرا در نوشت.

      2) وگر بر جفاپیشه بشتافتی/که از دست قهرش امان یافتی؟

      3) به تهدید اگر برکشد تیغ حکم/بمانند کروبیان صم و بکم.

      4) دهد نطفه را صورتی چون پری/که کرده ست بر آب صورتگری؟

      5) نهد لعل و فیروزه در صلب سنگ/گل لعل در شاخ پیروزه رنگ

      6) در این ورطه کشتی فروشد هزار/که پیدا نشد تخته ای بر کنار


      - - - - - - پست ادغام شده - - - - - -

      چنتا دیگه هست لطفا زحمت اینم بکشید

      1) توان در بلاغت به سحبان رسید/نه در کنه بی چون سبحان رسید

      2) که خاصان در این ره فرس رانده اند/به لااحصی از تگ فرومانده اند

      3) یکی باز را دیده بردوخته ست/یکی دیده ها باز و پر سوخته ست

      4) کسی ره سوی گنج قارون نبرد/وگر برد، ره باز بیرون نبرد

      5) اگر طالبی کاین زمین طی کنی/نخست اسب بازآمدن پی کنی

      6) مگر بویی از عشق مستت کند/طلبکار عهد الستت کند

      7) دگر مرکب عقل را پویه نیست/عنانش بگیرد تحیر که بیست

      8) در این بحر جز مرد داعی نرفت/گم آن شد که دنبال راعی نرفت

      9) کسانی کز این راه برگشته اند/برفتند بسیار و سرگشته اند
      1) وگر خشم گیرد به کردار زشت/چو باز آمدی ماجرا در نوشت.===> یعنی وقتی کاربد کردی بهت خشم گرفت ولی وقتی توبه کنی حسابتو خودش پاک پاک میکنه

      2) وگر بر جفاپیشه بشتافتی/که از دست قهرش امان یافتی؟ ===>اگر به ناتوانان کمکی برسونی خدا قهرش رو ازت دریغ میکنه!

      3) به تهدید اگر برکشد تیغ حکم/بمانند کروبیان صم و بکم. ====>از این مطمئن نیستم ولی فک کنم همین میشه که روز قیامت وقتی میخوان بگن چیکارا کردیم مهر خاموشی به لب همه من جمله کروبیان(فرشتگان) و... میزنه که حقیقت آشکار شه
      لُب مطلب اینکه اگر بخواد حقیقتی آشکار شه همه صم و بکم میشن!

      4) دهد نطفه را صورتی چون پری / که کرده ست بر آب صورتگری؟ ====> تو رو به بهترین شکل ممکن صورت گری کرده

      5) نهد لعل و فیروزه در صلب سنگ/گل لعل در شاخ پیروزه رنگ ====>
      فک کنم یعنی همین که خدا خیلی خفن همه ی موجودات رو آفریده ! لعل که سنگ قیمتی هست رو وسط سنگ سخت قایم کرده و...


      6) در این ورطه کشتی فروشد هزار/که پیدا نشد تخته ای بر کنار ====> یعنی از درک بعضی از اسرار هستی عاجزیم!
      ____________

      1) توان در بلاغت به سحبان رسید/نه در کنه بی چون سبحان رسید
      ===>بلاغت کلام خداوند زیاده(سحبان اینجا یعنی کمیاب---بلاغت پروردگار نایابِ) و و ذاتش پاک از هر بدی ایِ

      2) که خاصان در این ره فرس رانده اند/به لااحصی از تگ فرومانده اند
      ===>بازم مطمئن نیستم ولی فک کنم یعنی:عارف حقیقی نمیتونه صفات نیک پروردگار رو بشماره و حساب کنه!!!


      3) یکی باز را دیده بردوخته ست/یکی دیده ها باز و پر سوخته ست
      ===>از اینم مطمئن نیستم!!ولی معنی لغویش یه چیزی تو اینه که میگم حالا مفهوم دقیقشو نمیدونم دیگه!

      "یکی پرنده رو میبینه و خیره میمونه! یکی چشماش چنان باز هست که شدت پرتو نور چشماش رو میسوزونه!!!"


      4) کسی ره سوی گنج قارون نبرد/وگر برد، ره باز بیرون نبرد
      ===>مجددا فک کنم یعنی کسی که حقیقت پروردگار رو شناخت دیگه توان سخن گفتن نداره


      5) اگر طالبی کاین زمین طی کنی/نخست اسب بازآمدن پی کنی
      ===> اگر میخوای به عرش برسی اسبت نباید بر گرده باید فقط بره

      6) مگر بویی از عشق مستت کند/طلبکار عهد الستت کند
      ===> این همون انگیزه ی به عرش رسیدن هست!میخوای به عرش برسی باید عشق الهی در وجودت باشه


      7) دگر مرکب عقل را پویه نیست/عنانش بگیرد تحیر که بیست
      ===>فک کنم یعنی دیگه عقل توانایی ستایش خدا رو بیشتر از این نداره


      8) در این بحر جز مرد داعی نرفت/گم آن شد که دنبال راعی نرفت
      ===> هر کس به دنبال اصل خویش(پروردگار)نره هلاک میشه


      9) کسانی کز این راه برگشته اند/برفتند بسیار و سرگشته اند
      ===> کسی بجز صراط مستقیم رو بره سرگردان میشه و به منزل هم نمیرسه!

      باشد که مفید واقع شود
      دیگه ببخش بعضی جمله بندی ها قشنگ از آب در نیومدن



      ویرایش توسط M o h a m m a d : 06 مرداد 1393 در ساعت 19:32 دلیل: از غیب یه راهنمایی هایی رسید:)مر30

    4. Top | #4
      کاربر فعال

      Khoshhalam
      نمایش مشخصات
      ممنون داداش
      زحمت کشیدی اومدی

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 2 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن