تو همونی هستی که این بیماری رو درک کرد
برگرد برگرد
ببین برگرد
نمایش نسخه قابل چاپ
تو همونی هستی که این بیماری رو درک کرد
برگرد برگرد
ببین برگرد
در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زندبه دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند
دیده به در نهاده ام تا شنوم صدایه تو
حلقه به در بزن مرا عاشق در به در مکن
نردبان این جهان ما و منی ستعاقبت این نردبان افتادنی ستلاجرم هر کس که بالاتر نشستاستخوانش سخت تر خواهد شکستمولوی
یاد چشمام بخیر بوی نور میداد
الان خیس میپرسه یه روز خوب میاد ؟ :(
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
نقشی به یاد خط تو برآب میزدم....
ابروی یار درنظر وخرقه سوخته
جامی به یاد گوشه محراب میزدم....
ترسم این است بیایی و صدایم نکنی
کوهی از درد ببینی و دعایم نکنی
ترسم این است صدایم به صدایت نرسد
بِدَوم با سر و سر، باز به پایت نرسد
سه تا"سين" آرزو باشد به دنيا / "سلامت" را نشان باشد به هرجا
اگر داری به همره "سربلندی" / "سعادت" با تو باشد ای دلآگاه
سه"جيم" را تو هميشه در حذر باش / ز "جهل" بگريز و اور ا در سفر باش
ز" جنگ" پرهيز كن تا میتوانی / "جفا" را دور و، با يار همسفر باش
مگسی گفت عنکبوتی را
کاین چه ساقست و ساعد باریک
گفت اگر در کمند من افتی
پیش چشمت جهان کنم تاریک:))
تارو پود عالم امکان به هم پیوسته است///عالمی را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد