دلا تا کی در این زندان فریب اینو ان بینی
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
یادم بود:)):)):)):)):))
نمایش نسخه قابل چاپ
یا رب این نو دولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند
دلا بسوز که سوز تو کارهابکند
نیاز نیمه شبی،دفع صدبلا بکند...
یک همدم و همنفس ندارم
میمیرم و هیچ کس ندارم
گویند بگیر دامن وصل
میخواهم و دسترس ندارم
من که در اجلاس غم، عضوی دمادم ثابتم
درد شد، حق اضافه کاری آدینهام
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوش حالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارنند
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید وسلام
ما بی غمان مست دل از دست داده ایم
همراز عشق و همنفس جام باده ایم
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
در خزانه به مهرتو و نشانه ی توست
تو از آن دگری , رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من ازان جهانی دگرم
از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم
ما را به آب دیده شب و روز ماجراست
ز آن رهگذر که برسر کویش چرا رود . . .
ای عزیزان پشت کنکوری
تا به کی داغ و درد و رنجوری ؟تا به کی تست چند منظوره ؟
تا به کی التهاب و دلشوره ؟شوخی و طعن این و آن تا چند ؟
ترس و کابوس امتحان تا چند ؟غرق بحر تفکرید که چی ؟
بی خودی غصه میخورید که چی ؟گیرم اصلاً شما به طور مثال
کشکی، از بخت خوش، به فرض محالزد و شایسته دخول شدید
توی کنکور هم قبول شدیدیا گرفتید با درایت و شانس
مدرک فوق دیپلم، لیسانسگیرم این نحسی است، سعدش چی ؟
اصلاً این هم گذشت، بعدش چی ؟تازه از بعد آن گرفتاری
نوبت رخوت است و بیکاریبعد مستی، خمار باید بود
هی به دنبال کار باید بودآنچه داروی دردمندی هاست
صفحات نیازمندی هاستگر رضایت دهی تو آخر سر
گه شوی منشی فلان دفتربه تو گویند : بعله، دفتر ما
هست محتاج آدمی داناآشنا با اتوکد و اکسل
و فری هند و آوت لوک و کورلباید البته لطف هم بکند
چای هم، بین تایپ، دم بکندبکشد وانگهی به خوش رویی
هفته ایی یک دوبار جاروییاین که از این، حقوق هم فعلاً
ماهیانه چهل هزار تومن!پس بیایید و عز و جز نکنید
بی خودی هی جلز ولز نکنید