سلام دوستان راستش من یه برنامه براآیندم دارم میخوام بعد قبولی دررشته بزشکی انشالله به دلایلی خانوادموبرای همیشه ترک کنم وتنهایی زندگی کنم وخرج خودمودربیارم میخواستم بدونم همچنین چیزی میشه همزمان باتحصیل کارکرد؟
نمایش نسخه قابل چاپ
سلام دوستان راستش من یه برنامه براآیندم دارم میخوام بعد قبولی دررشته بزشکی انشالله به دلایلی خانوادموبرای همیشه ترک کنم وتنهایی زندگی کنم وخرج خودمودربیارم میخواستم بدونم همچنین چیزی میشه همزمان باتحصیل کارکرد؟
اول قبول شو
بعد بیا حرف میزنیم
والا چی بگم /اول اگه رتبت خوب باشه و.. می تونی با مشاوره دادن واموزش یک درس تا حدودی مستقل باشی / ولی چون دختری و.. کارت خیلی سخته
در ثانی /هر کس اختیار زندگی اش دست خودشه اما از الان فکر این مسائل نباش و اینقدر با دید بد به اطرافیانت نگاه نکن واوضاع پیرامونی ات رو با این دید وتفکر بدتر از اون چیزی که هست تبدیل نکن
چون دختری کارت خیلی سخته ولی اگه رتبه برتر بشی شاید بشه یه کارایی کرد ولی خب...............:))
سلام
نه اصلابا این کار فقط خودت خسته میشی.
به وقتش این کار انجام به بهره.
واس ی اوایل میتونی با تبلیغ سی دی ازشون پول بگیری
اما همش رتبه ی خوب میخواد
خیلی خوبه ... خوشحالم که همچین دختری رو توی فروم کنکور میبینم که اینقد جسارت داره که روی پای خودش وایسته
من نه تنها به شما بلکه به همه پیشنهاد میکنم از سن 18 سالگی به بعد از خانواده کلا جدا شین و زندگی خودتونو بسازید ... ربطی به تحصیلم نداره .. این یه قدرته که شما کل زندگیتون رو تو مشت خودتون بگیرید و به استقلال شخصی برسید
مهمترین مسئله شاید بحث مالی باشه که به نظرم خیلی راحت حل میشه ... فقط باید به اندازه کافی به آشنایی با کسب و کار های بروز و دیجیتالی برسید
بهترین زمان و سن رو شماها دارید اگه واقعا رو خودتون کار کنین و مستقل بشید و دووم بیارید تمام روزاش خاطره میشه براتون ... چون دیگه اسیر حرف های خانواده نیستید و زندگی رو فقط خودتون نقاشی میکنید
موفقیتتون پایدار :yahoo (8):
اگه رتبت خوب نشه واقعا سخته!
اینم درنظر بگیر ک درسای پزشکی واقعا آسون نیست و واسه اوناهم باید واقعاً وقت بذاری
ولی متاسفانه حالا حالا ها به خانوادت نیاز داری
اگر پسر بودی اوضاع آسون تر میشد
ولی بازم فرقی نمیکرد
هنوز مونده ...
اگر پسر بودی شاید میشد بعد اینکه قبول شدی کار پیدا کردی و ساکن شدی تو شهری ک قبول شدی و کارت ثابت شد و یکم مطمئن شدی از کارت...و ..
خانواده رو فراموش کنی...ولی خب اینا همش باید فراهم باشه
همچنین باید دانشگاه دولتی قبول شی چون آزاد هزینش کم نیست (یعنی جوری که شاید زیاد نباشه هزینش ولی خودت ب تنهایی نمیتونی از پسش بربیای)
Sent from my BND-L21 using Tapatalk
بزرگتر که بشی میفهمی خانواده بزرگترین سرمایه هر آدمه چون فقط خانوادت هستن که پشتیبانت هستن تو هر شرایطی
الان تحت تاثیر قرار گرفتی اومدی این چیزا رو میگی
از خانوادت فاصله نگیر
دوست عزیز ادما مخصوصا نوجونا تو سن شونزده هفده سالگی دچار اختلاف یا پدر و مادر و خانواده میشن حالا چرا؟چون که کم کم رشد میکنن و دوست دارن تصمیماتی مستقل برا زندگیشون بگیرن و خب خانواده بالطبع نظریه هایی کاملا مخالف با اون ها دارن و اختلاف نسل ها و افکار فاحش میشه و نوجوان احساس خشم و سرکوفتی و تحمیل شدن زور و احساس میکنه مخصوصا ایرانی ها که نوجوون ها بیشتر فشار و احساس میکنند اینجاس که شما احساس خشم و ناراحتی میکنی و همش به خودت میگی
از اینجا کوفتی برا همیشه میرم و راحت میشم
و من به عنوان کسی که کاملا این دوران و گذرونده و این افکار و داشته بهت میگم : دوسال دیگه وقتی هجده نوزده سالت شد و انشالله قبول شدی و رشد عقلیت کامل شد تازه میفهمی که اگه پدر و مادرت نبودن هیچ کشکی نبودی و تا سی سالگی یجورایی هنوز وابسته بهشونی وبیشتر از قبل عاشقشون میشی وسلام و من الله توفیق