نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی*** نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
نمیشه دیگ هیچی نمیشه گفت
نمایش نسخه قابل چاپ
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی*** نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
نمیشه دیگ هیچی نمیشه گفت
هرکس که ترا شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی، هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هردو جهان را چه کند
در راه خدا دو کعبه آمد حاصل یک کعبه صورت است و یک کعبه دل تا توانی زیارت دلها کن کافزون ز هزار کعبه باشد یک دل
ابوجهل از کعبه میآید ابراهیم ز بتخانه کار به عنایت تو بود باقی بهانه
دل چو بستم به خدا
حسبی الله و کفا...
فیض کاشانی
عالیه
جز بحرِ فضلِ تو ما را امید نیست...
مولانا
گفتی که گنه کنی،به دوزخ برمت این را به کسی گو که تو را نشناسد
به نام آنکه هستی نام ازو یافت
فلک جنبش،زمین آرام ازو یافت
ای همه هستی زتو پیدا شدهخاک ضعیف از تو توانا شده
زیرنشین علمت کایناتما به تو قائم چو تو قائم بذات
هستی تو صورت پیوند نیتو بکس و کس بتو مانند نی
آنچه تغیر نپذیرد توئیوانکه نمردست و نمیرد توئی
ما همه فانی و بقا بس تراستملک تعالی و تقدس تراست
رفتی اگر نامدی آرام توطاقت عشق از کشش نام تو
تا کرمت راه جهان برگرفتپشت زمین بار گران برگرفت
هر که نه گویای تو خاموش بههر چه نه یاد تو فراموش به
پرده برانداز و برون آی فردگر منم آن پرده بهم در نورد
غنچه کمر بسته که ما بندهایمگل همه تن جان که به تو زندهایم
بنده نظامی که یکی گوی تستدر دو جهان خاک سر کوی تست
خاطرش از معرفت آباد کنگردنش از دام غم آزاد کن
نظامی گنجوی
تقریبا چهارسال از زمانی که این پست رو گذاشتم میگذره، امشب خیلی اتفاقی بعد از مدت ها اومدم انجمن و این پست با امتیاز یکی از عزیزان برام بالا اومد
(jhasani@ ممنونم:yahoo (9):)
نمیدونم اون موقع تو چه حالی این پست رو گذاشتم ولی الان خوشحالم و خدایا مرسی که فرای تصور من حواست هست:y (561)::yahoo (8):
فایل پیوست 101931
ای تو امانِ هر بلا، ما همه در امانِ تو
الحمدلله الذی خلق الوجود من العدم
فبدت علی صفحاته انوارُ اسرار القدم
شکر آن خدایی را که او هست آفریدهست از عدم
پس کرد پیدا بر عدم انوار اسرار قدم
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی
این نمکدان خدا جنس عجیبی دارد
هر چقدر میشکنیم باز نمکها دارد …
آن گاه که لیاقت دریافت خدا را در خویش داشته باشی، بدان که او به هزاران شیوه در تو تجلی خواهد کرد.
همیشه خدایا محبت دل ها به دل ها بماند به سان دل ما چو لیلی و مجنون فسانه شود محبت ما جاودانه شود