تو مشهد با این عظمت چقدر احتمال داره یک آشنا رو تو خیابون ببینی ؟!
میخکوب شدم تا دیدمش !
نمایش نسخه قابل چاپ
تو مشهد با این عظمت چقدر احتمال داره یک آشنا رو تو خیابون ببینی ؟!
میخکوب شدم تا دیدمش !
به جوانی بر باد رفته
الان که تصمیم گرفتم برم تو شرکت کارآموزی
یه موقعیت دیگه تو شرکت که قبلا میخواستم برم و بخاطر دانشجو بودنم به مشکل خوردم الان زنگ زده میگه بیا :|
خدایا کرمتو شکر
نمیدونم به آینده و رزومه و سابقه فکر کنم یا لحظات زودگذر دنیوی
به دنیایِ پوشالی.
به توهمات آدم هایِ اطرافم.
به اینکه باید یک گوشه نشست ، شکست رو پذیرفت و ناله کرد
یا بلند شد و ادامه داد و دوباره شروع کرد
یک شروع قوی
شروعی متفاوت با همه ی شروع های ناقص ...
گفتنش آسونه ولی انجامش سخت
حسم میگه اگه پسر بودم یچی مث کوری وان میشدم🤣
به اینکه چقدر پیر شدم
{بعد دیدن عکسهای دوران مدرسه دبیرستان }
داشتم پیغام خصوصی هام رو چک میکردم دوستای قدیمی ام رو دیدم که خیلی وقته ازشون خبری ندارم
امیدوارم هر جا هستن خوشحال و موفق باشن
دلم برای بعضی هاتون خیلی خیلی تنگ شده :y (598):
ممکنه یه نفر انقدر پیگیر باشه و تا این حد وارد حریم شخصی من شده باشه!؟
کاش حداقل اینو درک کنه که همه چیز فان بوده.....
به شعر:
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبَه آرام گرفت
بهرام که گور میگرفتی همه عمر
دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟
مخصوصا اون دو خط آخرش :))
هیچی
یه روانشناس داشتم ، پیجشرو دنبال می کردم
در طول سال یکی دو بار استوری میزاشت اونم یا رفته بود اسکی یا جت اسکی تو کیش
چطور میتونست استوری چس ناله نزاره ؟
چطور میتونست استوری تیکه دار نزاره ؟
چطور میتونست این همه باکلاس باشه واقعا
به فکرای توی سرم
نمیتونم بگمشون
نمیتونم دیگه باهاشون کنار بیام
به فشار کاریم
به قسط هام
به جنگ
به….
خب ناله بسه ^_^
اونقد خستم
که حاضرم یکی بیاد ماساژم بده
بعد غذا بزاره دهنم
بعد نازم کنه تا بخوابم
بعد بیدار شدم ببرتم حموم
خدا شاهده ۵۰ هزارتومنشم میدم
به همین قبله قسم
خدافزی
هیچی
به رفتار حال بهم زنش باز اینکه من عادی نشون میدادم جالب بود=/
به اینکه واقعا نیومد؟یا صرفا رد شد
به یکی از بچه های قدیمی اینجا که آن شده بود و باز دوباره رفت البته تو گپ هست جوری که خودش گفت
به نوشته ای که دیروز خوندم
به اینکه چرا و چگونه با وجود 3 ساعت خواب هنوز انرژی دارم