بالاخره بعد چند سال قرار کادو تولدم ساز مورد علاقمو بگیرم
بابت یاد گرفتن ساز جدید خیلیییی ذوق دارم ^^
نمایش نسخه قابل چاپ
بالاخره بعد چند سال قرار کادو تولدم ساز مورد علاقمو بگیرم
بابت یاد گرفتن ساز جدید خیلیییی ذوق دارم ^^
خلاصه ای از فشار کاریم :|
۷-۹ صبح شهرکتاب ( سفارش هارو اوکی کنم )
۹-۱۴ بازار مالی ( سخت ترین ۵ ساعت طول روزم )
۱۶-۱۸ راه اندازی کافه ( در حد ناظر ولی خب متریال باید فراهم کنم و کیفیت سنجی هم بکنم )
۱۸-۲۳ اشپز و باریستای کافه ( این خوبه ^_^ همبرگرد میزنم :)) خوشالم میکنهههه :(( )
وسطاش میتینگ های متعدد ( با انسان هایی عجیب )
باز هم وسطاش چک کردن کمبود های انبار شهرکتاب ( یهو زنگ میزنن میگن فلان بار داره میرسه یا فلان بار رو اوکی کن برسه )
شنبه یکشنبه که بازار خوابه ، فوووول تایم شاگرد دارم ( اینم لذت بخشه ^_^ ندریس دوس :)) )
و تازه اینجا هم میام :|
اراز لطفن بیا منو بخور :((
بعد رسیدگی به موهام و پوستمم هست :| ( دارم ابرسان لورئال رو تست میکنم ، بعدنی نظرمو میگم در موردش )
برم که سفارش ها رسیدن :|
مراقبت کنین :|
ماچ :|
بوس :|
بغل :|
از پشه ها متنفرم کل بدنم پر از دونه شده:yahoo (17):
به اینکه چرا شمارش رو پاک نمیکنم ؟؟؟
یعنی هنوز اون پشت مشتای ذهنم منتظرم؟؟؟
منتظر چیم ؟؟؟ چیییی اخه
+به اینکه شاید خیلی دم دست بودم ی سری تایما باید طاقچه بالا بزاری شاید
+و اینکه فردا ساعت چند قراره برگرده
+به بابام که دلم براش تنگ شده کاش کوتاه بیاد
به حرفایی که به مامانم زدم و عذاب وجدانش..
به مهربونی داداشم که با وجود خستگیش حاضر بود برام انجام بده
حس میکنم بچه خوبی برای مامان بابام نیستم
و همچنین خواهر خوبی برای داداشام
رفتارام باهاش بد بود ولی بازم تقصیر خودش بود که اینجوری شد
ولی بازم ببخشید کاش جوری بود که میرفتم بهش میگفتم اینو
باید رفتارامو بهتر کنم
اگه بتونم..
به حرفایی که زدم ...
لفت دادن
دارم سریال برکینگ بدو میبینم و سریال دیدن واسه منی که خیلی عجولم واقعا اذیتم میکنه
دوست دارم زودتر به تهش برسم
چقد امروز فشار کاری زیاد بود :(
شبو چیکار کنم…
دلم میخواد حرف بزنم کلییییییی :((
همزمان هم دلم میخواد یکی زیاد برام حرف بزنه :((
چقد احتماعی بودن سختهههه :((
چجوری تنهایی تحمل میکنیییییییییین :((
وااااای خداااااا چجوری بعضیا چند ساعت تنهاااااااان :((
نجاتشون بده از این وضعیت…
شاید من زود قضاوت کردم، زود قضاوت کردم؟
به اینکه چقدر قلبم شکست
به اینکه من همه کاری براش کردم اما فهمیدم آدمها فراموشکارن
قلبم نیاز به ترمیم داره
من میاز ندارم قوی بشم من نیاز دارم ترمیم بشم
توی باشگاه وزنه ها سبکتر نميشن... این تويی که قويتر ميشی؛
توی زندگی شرايط آسون تر نميشه... این تويی که برای مديريت كردنشون مجهزتر ميشی .
به رشد كردن ادامه بده ... :y (565):
تو میتونی
چرا بعضیا با بی توجهی زیاد دل میشکننن؟؟ واقعا چراااا؟
به اینکه دو نفر به اسم مهدیار و فاطمه تو امتیاز همیشه بهم حرفای قشنگ میزنن
خیلی قلب مهربونی دارن با اینکه شناختی از من ندارن بازم تلاش میکنن حال منو خوب کنن
همیشه تو فکر خوبیتون هستم♥️
به فردا