خلاص کردن خودم.
نمایش نسخه قابل چاپ
خلاص کردن خودم.
اینقدر ضعیفی؟ جالبه
خستگی و خواب
پارسال این روز داشتم فیلم میدیدم:yahoo (65):
همین الان هم دو راه دارم
1 الان بازم مث پارسال بشینم
2 الان فیلم نبینم و سال بعد ببینم
مسیر یکیه فقط این که حسم بعد تموم شدن فیلم قراره چطور باشه باعث میشه انتخابم تغییر کنه :yahoo (12):
سکوت شب
تاریکیش وقتی تمام چراغها رو خاموش کردی
همراه بشه با گوش کردن یه کتاب صوتی...
مثل این میمونه که آخر اون شب چشمت رو از این دنیا بستی و توی یه جای دیگه چشم باز کردی و شانس این رو داشتی توی یه دنیای دیگه هم زندگی کنی و طعمش رو بچشی
که واقعا چیکار کنم .
به اینکه چقدر بچه بودم دوست داشتم ۱۸ سالم بشه و الان که شد دلم میخواد فرار کنم
امیدوارم سن خوبی باشه چون من واقعا خستم
چرا بقیه دنبال پیدا کردن علاقه ن؟
من چرا دنبال ساختن علاقه م؟
کدوم درسته؟
پیدا کردنش یا ساختنش؟
+
چرا زندگیم اینجوری شده؟
من اینقد بیخیال نبودم
بودم و ولی نه در این حد
این چه وضعشه؟
دیگه منتظر فردا نمیمونم
اول باید امروزمو بسازم...!
به اینکه حس وحال آدما چقد شبیه همن اینجاست ک خدا میگه نفختُ فیه من روحی
فرار نکن ازش ۱۸سالگی شناژو فنداسیون تمام تفکرو ایده های سالهای عمر آدمه معیار سنجشه تو این سن یادبگیری گذشت کنی دیگه با گذشت میشی یاد بگیری غصه بگیری دیگه غصه میخوری یاد بگیری شاد باشی دیگه سالای بعدتم شادابی عادت بدیو یاد بگیری سالای بعدیتم همینه تلاش کنی بازم همینه
کلا قدرشو بدون مثله درخت سال هرسِ ۱۸سالگی عادت خوبو هرس کنی سال بعد بجا یکی ۴تا شاخه ی پر بار میده عادت بدو هرس کنی باعث میشه عادتای خوبت نور بخوره رشد کنه کلا ساله هرسِ غافل نشه ادم ازش بهتره
بنظرم تو این سال سخت نگرفتن زیاد تمرین کنه ادم عالی میشه
به نبردی بی حاصل...
به اینکه چقدر بچه های انجمن مهربونن:yahoo (56):
به این که نسبت به گذشته کمتر استرسی ام
البته گذشته های دور و نزدیک با استرس آشنایی نداشتم کلا ماست بودم نسبت به همه چیز
الانم دلم میخواد بازم اونجوری شم
زندگیم اون موقع رنگش بهتر بود:))
و به این که بیست سالم تموم میشه
دلم میخواد دهه جدید زندگیم تا جای ممکن شوینده قوی برای گذشته باشه