به اینکه این چه شانسیه که دقیقا روز قبل امتحانام باید حالم انقد بد باشه:/
نمایش نسخه قابل چاپ
به اینکه این چه شانسیه که دقیقا روز قبل امتحانام باید حالم انقد بد باشه:/
به اینکه قراره 15 فروردین تا 10 اردیبهشت مهمون بیاد خونمون و بمونن
از الان عصبیم عالیه وافعا
به اینکه باید روی قدرت نه گفتنم کار کنم. اوضاعش خرابه
چرا دارم این کارو میکنم با خودم؟
اینکه الان وقتشه مثل میگ میگ درس بخونم و جا نزنم سخته ولی به اندازه نفس کشیدنم میخوامش :yahoo (99):
به اینکه چقدر این اوضاع و ادما ***
امشب فهمیدم اون چیزی که بعد کنکور منو به اینجا می کشونه دوستیم با بعضی از بچهای انجمنه دوستون دارم رفقا
به هر چیزی که این چندروز اتفاق افتاده
خیلی خستم
بیخیال درس شدم خیلی وفته که نمیخونم باید یه فکری به حال این اوضاع کنم الان وقت جا زدن نیست
تصمیم گرفتم برم پانسیون 8 تا 10 شب امیدوارم این همه عقب افتادگی جبران بشه
نمیخوام همه روزام انقدر بد باشن
نمیخوام 18 سالگیمو خراب کنم یا حتی سالای بعدش
من حتی نمیخوام الناز کوچولورو نا امید کنم
میدونم خیلی روزارو از دست دادم خیلی اشتباها داشتم ولی وقتشه خودمو ببخشم
درستش میکنم این اوضاعوهرچقدرم که سخت باشه من النازم
الان دقیقا مودم اون اهنگ شایعه که میگه
یادتون رفت یاده من موند
مرور حرکتای همتون شد کاره هر روز
نمیدونم چپ افتادم با خودم برا چی
ا لایه پنجره جوونیمو فوت میکنمو
دود میشم و دود میکنمو
اصن یه چند وقته یه جوری شدمو
دم به دقیقه خالی میکنم پشت خودمو
هی زندگی کردنو یادم میره
حتی یادم میره که یادم میره
شده بیست و پنج سالم دیگه و
هنوز پیش خودم کارم گیره
آدم بمیره بهتر از اینه که خُل باشه ولی فکر کنه سالمه
زندگی کارمای پارادوکس واره
به کمر درد . یک کمر دردی گرفته ام که از جام نمیتونم تکان بخورم . پاهام بی حس شدن رسما:yahoo (101):
یکم بنویسم
ی چیزی هست
ک میدونم خوب نیست
اونم اینه ک حس میکنم همه ی ادما از من بهترن ،بیشتر مهارت دارن و من این وسط افتضاحم و دارم دور سر خودم میچرخم
شاید منشأ ش مقایسه کردن باشه
ولی این مزخرفاتو باید از ذهنم بیرون کنم
به اینکه برگشتم؟!
[font="arial"]یه مدت هیچ جا آفتابی نشم شاید یه معجزه ای شد همه چیزای امروز فراموش کردم.
یه روز اینجوری میتونه کل هفته یا ماهتو داغون کنه.
با آدمای خوب بپرین اگه دیدن ارزش ندارن فاصلتونو حفظ کنین تا بهتون اسیب نزنن
فایل پیوست 108325