به اینکه بعضی از آدما فلسفهشون خوبهها، ولی منطق ندارن متأسفانه:yahoo (31):
نمایش نسخه قابل چاپ
به اینکه بعضی از آدما فلسفهشون خوبهها، ولی منطق ندارن متأسفانه:yahoo (31):
آیا جهان و طبیعت و حیات به شکل تصادفی و شانسی شکل گرفته یا بر اساس یک نظم و منطق؟
چرا نقاشیم خوب نیست؟ منکه عاشق نقاشیم ولی یه خط موج دار نمیتونم بکشم
یه خاطره از دوران طفولیت:))
بالای پنجره یکی از همسایه ها یاکریم لونه کرده بود
بعد تخم گذاشته بود
مام فضول ببینیم تو لونه چیه
من از پنجره اویزون شدم دوستمو خواهرشم نگهبانی که کسی نبینه
اقا تخمو ورداشتم نگاش کردم بعد بردمش نزدیک دوستم که اونم ببینه جیغ کشید منم تخم از دستم افتاد شکست:((
منم تو همون حالتی که با یه دستم میله پنجره رو گرفته بودم و یه پام اویزون بود خشک شدم دوستمم تا جای ممکن دهن و چشماش باز شده بود این وسط خواهر دوستم دو دستی میزد تو سرش وای بدبخت شدیم میریم جهنم خدا اتیش میریزه تو حلقمون
یه ساعت بعد که شب بود یهو زلزله اومد:yahoo (76): بعد من و اونا دوییدیم تو کوچه دوستم میگفت عذاب الهی نازل شده و دوتایی زار میزدیم :yahoo (20):
خواهرش این وسط یه قالیچه اورده بود میگفت من میخوام برای اخرین بار بخوابم:yahoo (23):
من و دوستم ده یازده سالمون بود خواهرش هفت:yahoo (106):
.
به چه کسی واقعا میشه گفت آدم خوب (چون خوب و بد بسته به شرایط و دیدگاه ها فرق میکنه) و آیا وجود آدم های بد ضروریه؟
مسیر زندگیم
داشتم فکر میکردم چرا اینجا برف نمیااااادد
همه ایرانو برف برد :|
ولییییییی
فقط سوزش و سرماش به ما رسید :|
من برف میخوااااااام :((
گفته بودن امروز میاد ولی نیومد
خدایا فردا برف بباره :y (686)::11:
خزعبلات:/
باید ذهنمو پاک کنم
به اینکه کاش میتونستم موهامو پسرونه کوتاه کنم:32:
ولی حتی فکر کردن بهشم پشیمونم میکنه:(
دلم تنوع میخواااااااااااد:((
چقد جالبه تو خونه فقط من بیدارم و دارم گریه میکنم
چقد سخته به زور از وطنت جدا بشی
میخونه بی شرابه مهستی
دارم اینو گوش میدم
هر موقع میرم بیرون دختر پسرای راهنمایی دبیرستانی رو میبینم، خدایی خیلی شبیه شخصیتای توی فیلمای تینیجری خارجی شدن، این بده
داشتم صفحه رو رفرش میکردم و غرق تاپیکهای غیر درسی شده بودم
یهو تاپیک زیستی جلوم دراومد
داشتم به اوج نابود بودن وضعیت فکر میکردم
بلند شم برم درس بخونم
بلند شو برو درس بخوووووون :y (638):
(+ خطاب به خودم )
دارم به این فکر میکنم
که چقدر دلم واسه
له دورت گرم گفتن های مامانم تنگ شده
ذهنی پر از حرف و دهنی پر از سکوت