همه ميگن زامبي ديگه چه اسميه گذاشتي! نصف شبي تو فكر تغيير اسمم:yahoo (35):
نمایش نسخه قابل چاپ
همه ميگن زامبي ديگه چه اسميه گذاشتي! نصف شبي تو فكر تغيير اسمم:yahoo (35):
به اینکه کاشکی یکی بود باهم درس میخوندیم ، شبا برنامه ی همو چک کنیم و بهم روحیه بدیم :yahoo (117): حوصله سر بر شده درس خوندن برام
اینکه چرا نمیرم سر درسم؟:yahoo (114):
یاد شب اخر مدرسه افتادم ،که توی خوابگاه بودیم بعد 7 سال باهم داشتیم خدافزی میکردیم ،که اقای حسن پور سرپرست این اهنگو گذاشت توی خوابگاه...
http://dl.abanmusic.net/music/1393/0...0%5B128%5D.mp3
اون شب من داشتم از بچه ها حلالیت میطلبیدم،به خاطر اینکه کلید تمام قفلهای کمداشون داشتم موقع نداشتن قند میرفتم ،قند بر میداشتم، به خاطر اینکه ساعت دو شبه صدای زوزوی گرگ در میاوردم..بخاطر اینکه دستمو توی لوله بخاری میکردم صورتاشون سیاه میکردم..
الان بفکر حلالیت از اقای حسن پور افتادم،کلیدای سرپرستی داشتم ،وقتی عصری توو حیاط بود، من میرفتم از جیبش پول برمیداشتم ، هندونه میگرفتم باز باهاش میخوردم..
یاد شبایی که گفتم کنتور مدرسه رو بزنن پایین ،منم تمام کمدهارو توی تاریکی انداختم.،که عقیل اونشب زیر کمدا شو :yahoo (117):
یاد پتو هارو ور میداشتم میرفتم توی ساختمون دیگه اتیش میزدم ، باز با کپسول اتش نشانی خاموش میکردم..
ساعت دو شب دلمون هوس میکرد بریم توی پارک فوتبال ، ملافه هارو گره میدادم بچه هارو دونه دونه پایین میفرستادم از دو طبقه پایین ..:yahoo (9):
خدااا منو ببخشه اینا همه توی سن 18 سالگی بودد،اوج جهالت :yahoo (117):
به اینکه قبلا فکر میکردم نمیشه اما شد و الان فک میکنم نمیشه اما مطمئنم میشه!!!
به این جمله:
من از سرکوب رویاهای خودم سکو ساختم
دیگه چاقو تو رویای بقیه فرو نمیکنم
فایل پیوست 77151
به اینکه نمیدونم با خودمم چند چندم
هی با خودم میگم ولش کنم و خودمو از این زندگی جهنمی نجات بدم ولی میترسم تا آخر عمرم همش حسرت و افسوس بخورم
به اینکه داره همه چی خوب میشه: )
به اینکه دلم بر زدن سازم تنگ شده و امروز وقتی گرفتمش دستم یاد روزای خوبی که داشتم قبلنا افتادم : )
یعنی من دارم خودم رو گول میزنم عایا ؟؟؟:yahoo (113):
به اینکه 1 ماه مونده به امتحانا و باید شروع کنم
یا علی
به بارون!
به اینکه چرا!!!
نمیخوام درست شه ولی اینکه بفهمم چرا، و "چرایی" یه عده مسائل رو بفهمم عالی میشه ؛-؛
به اینکه .........
یا امام زمان(عج)
ب این ک کاش از شر یه حسی راحت شم:(
ب فالم
/ به جشن و مهمانی دعوت میشوی / 5.هدیه ای میگیری / ۶. راه خوب و روشن در زندگیت دیده میشود / تنفر از چیزی که در گذشته از دست دادی / ۶.راهی را با دلهره و ناراحتی طی میکنی / 10.خبر ناراحت کننده و شوک آور / سرباز : پسر قد کوتاه و سبزه یا روشن در زندگیت تاثیر میگذارد