ساعت 8:5 از انجمن دربيام و تا شب بش سر نزنم:yahoo (77)::yahoo (110):
نمایش نسخه قابل چاپ
ساعت 8:5 از انجمن دربيام و تا شب بش سر نزنم:yahoo (77)::yahoo (110):
امتحان هفته ی دیگه!
به اينكه جوونيم داره هدر ميشه ، هر روز سخت تر از ديروز ، هر روز گندتر از ديروز ، به اينكه خرافه پرستي و حماقت يه عده ادم ديگه رو تاوانش رو ما بايد بديم به اينكه نيازهاي اوليه مون شده هدف و آرزومون. ولش ديگه ننويسم بسه
به اينكه چقدر زندگيم ميتونست متفاوت باشه ...
ببخشيد اگر خاطرتون آزرده گشت امروز يكم دلم پره :))
اولا: اصلاح میکنم، جمع کنم
دوما: جمع شد
فایل پیوست 95551
.......
اينکه ادم گاهي درکمال پررويي ناشکري ميکنه...خدا يکي نشونش ميده تا کمي قدر بدونه.......خدا همه مريضها رو شفا بده........
به اینکه چرا من غیر ریاضی دوس ندارم درسای دیگه رو بخونم:|
آخرش قراره چی بشه
بع زندگی که رنگ و بویی برام نداره
به اینکه چقد لحظات شاد بودنم کوتاهه
به امشب که سپری نمیسه
به پوچی مطلق
به خودم به سارای چن سال پیش
به ایتکه کاش میشد برای مدتی دوووور شد
پووففف
به........
چرا احمقم؟؟؟؟چرا هیچوقت آدما رو درست نمیشناسم؟؟؟الان دقیقا این دو تا سوال دیوونم کرده
به اینکه ریاضی تست بزنم یا مبحث جدیدو بخونم:yahoo (35)::yahoo (65):
واقعا دیگ خسته شدم.
دیگه بسه
به اینکه وقتی من ناراحت شدم ناراحت نشد اما اون ناراحت شد، ناراحت شد...
به اینکه چقدر بی رحمن
به کسیکه الان میاد خونمون و بدم میاد ازش
به ایندم
به کنکورم
به اونی که امسال رف پرستاری و راضیه
به خودم...
به اینکه من چمه واقعا
به اینکه همیشه میگفتم دلم میخواد بمیرم اما الان دیگ میخوام واقعا زنده بمونم و از این مراحل رد شم
به امشب...
به گذشتم حتی به ثانیه ی قبلی...
بیهوده زی...
ب اینکه چرا ی موضوع ک دلم میخواد انجامش بدم بلافاصله بعدش زده میشم مثلا غروب خیلی دلم بیرونو خواست ی 30 یا 40 دقیقه رفتم قدم زدم وقتی اومدم خونه واقعن از بیرون متنفر شدم... اینکه ی فیلم سینمایی یا ی قسمت سریال ببینم وقتی بعدش میبینم انقد زده میشم تصمیم میگیرم تا ی ماه یا دو هفته دیگه هیچ سریالی نبینم با اینکه موردعلاقمم باشه
چم شده .... حتی دیگه نمی تونم تشخیص بدم و نمی دونم چرا؟
چرا عاقل کند کاري ک باز آرد پشيماني؟؟