خوشبختی(خواجه امیری)
می خواستم بهت بگم چقدرپریشونمدیدم خود خواهیه ، دیدم نمی تونمتحمل می کنم بی تو به هر سختیبه شرطی که بدونم شاد و خوشبختیبه شرطی که بدونم شاد و خوشبختیبهشرطی بشنوم دنیات آرومهکه دوسش داری ، از چشم هات معلومهیکی اونجاست شبیهمن ، یک دیوونهکه بیشتر از خودم ، قدر تو رو می دونهچیکار کردی که باقلبم به خاطر تو بی رحممتو می خندی ، چه شیرینه گذشتنتازه می فهمم ، تازهمی فهممتو رو می خوام ، تموم زندگیم اینهدارم می رم ، ته دیوونگیماینهنمی رسه به تو حتی صدای منتو خوشبختی ، همین بسه برای منتوخوشبختی ، همین بسه برای منچیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحممتومی خندی ، چه شیرینه گذشتنتازه می فهمم ، تازه می فهمم
