-
امروز ۱۷ تیرماه ۱۴۰۳
روزسختی برای من بود روزی که هیچکس کنارم نبود حتی سخت تر از ۱۴ تیرماه۱۴۰۲
من یکه وتنها با خودم جنگیدم یا حس منت وترحم جنگیدم
من دووم اوردم خیلی حرف بود دربرابر اون همه حس بی ارزشی دوباره روی پای خودم وایستم وبگم هنوز تموم نشده
تصمیم جدیدی گرفتم
شاید تصمیمات جدیدی گرفتم این بار به کسی نمیگم...اروم میرم جلو شاید حرف های زیادی بشنوم زیادی له بشم
اما میگم من بارها له شدن روتجربه کردم پس این بار هم دووم میارم برای ازادی روح وروانم دووم میارم برای من شدن دووم میارم من محکومم به ایستادگی ومقاومت من محکومم راهی روبرم که باید بهش پایان بدم
و از همه مهم ترمن تنها خدا رو دارم
کی پای حرفات میشینه واشک های بی وقفه تورو پاک میکنه؟
شاید شاید دستاشو نبینم که دستی به صورتم میکشه وپاک میکنه همین یه ریزه امیدم یعنی اون هست...
امروزبه من ثابت شد هیچکس به جز اون بدون منت برات کاری نمیکنه
حتی پدر ومادرت منت میذارن سرت که به وجود اوردنت واین دنیا رو به تو هدیه دادن...
اره دلشون میاد...
دلشون میاد له بشی غرورت بشکنه
اما توفقط اشک میریزی ومیگی احترام واجبه میگی اهشون گریبان گیر تو نشه
من تا به الان تنها بودم بعدشم تنهام
حنااااا دل خوش نکن به دوست داشتن های ظاهرییی
حناااا دل خوش نکن به بودن های یهویییی
حنااااا دل خوش نکن به کسی چون پاش برسه پرتت میکنن جلو سگ
حنااااا دنیا بی رحمه دنیا کثافته دنیا دنیا دنیا
حتی تو هم نباشی مردم زندگیشون رو میکنن
همونجور که معید نبود ونیست بازم به زندگی ادامه دادن
اشک نریز بابت خطاهایی که واجب بودن
اشک نریز بابت تهمت هایی که بهت زدن
اشک نریز بابت بلاهایی که سرت اوردن
اشک نریز بابت بد بودنشون
اشک نریز بابت انسان بودن
توقول دادی زندگیه خودت رو بسازی اون هم تنهایی
تو به خودت قول دادی
این پایان داستان تو نیست این پایان این زندگی نیست
اشک های خشکیدت رو پاک کن وبلندشو
بلندشو که وقت گریه کردن نیست
خودت بهترمیدونی تو بهترین عالمم باشی همون دخترک گوشه انباری خونه مادربزرگتی که کزمیکرد وهق هق اشک میریخت تا مبادا صداش بیرون بره ...
تو همونی که التماس میکرد تموم بشه اما ...
تو همون دختری که زخمای تنشو خودش درمون کرد
تو همونی که خیلی چیزا رو دید ولی خودشو زد به خریت و گفت میگذره بزرگ بشم تموم میشه اینا ولی ادامه داشت
پس پاشو ودیگه گریه نکن لعنتی پاشو
پاشو که هر قطره اشکت مساویه با نابودی روحت ...
خیلی سنگینی میکنه این قلب ولی هنوز زوده برای پایان دادن
-
-
نشد
نشد و بغض
خیلی عصبی ام
آبروم رفت
ناراحتم
پر از ضعف
عذاب دهنده س
فرار ......
میدونم ک مشکلاتم باید حل شن برا ادامه دادن
ولی حوصله ادامه دادن ندارم
اصن نمیدونم باید چکار کنم
پر از ضعف
ترس
کمبود اعتماد به نفس
استرس و اضطراب
افتضاحیه ک نگم
اما خب نباید اینطور بمونه.
وضعیت وخیمه
این حس طرد شدن و اضافی بودن اگ دست از سر ما برداره عالی میشه
-
نمیدونم ازت تشکر کنم بابت این چیزایی که در اختیارم گذاشتی
یا ازت گله کنم به خاطر رفتارات؟
انقد لوازم آرایش لوکس و لباس و .. خریدم که فقط یه ذره از غمم کم بشه
اما هیچ کدوم تاثیری نداشت
کاش یه ذره اخلاق داشتی =))
-
سلام...
ساعت ۱ شبه و فکر کنم به یه نتیجه گیری رسیدم....
امسال درحد پرستاری و دام روزانه قبول میشم اما فکر کردن به اینکه پزشکی نرم و تا اخر عمر حصرتش رو دلم بمونه واسم شب و روز نزاشته... پس میخوام دوباره شروع کنم واسه کنکور خوندن البته دانشگاه هم میرم و تو خوابگاه میخونم... راستش با چند نفر مشورت کردم گفتن تو خوابگاه مشکلی نداره و میتونم هر دو رو هندل کنم... و البته اینکه خونمون به هیچ وجه شرایط پشت موندن منو نداره... اصلا حتی نمیخوام به بابام بگم که واسه کنکور میخونم همین حالا هم اون باعث این بدبختی شده....
عاره دیگه.... برام دعا کنید
-
دارم تمام تلاشمو میکنم بروز ندم ناراحتم
اما واقعا ناراحتم واقعا ناراحتم
رفتم رو دور سرزنش
نمیتونم ساکت کنم
دلیل ی سری چیزا برام واضح نیس
ای کاش میفهمیدم چرا
ما ام مث پسرا اگ سربازی داشتیم حداقل میشد دوسال فرار کرد ،با همه ی سختیاش ...
pain is always with me
-
+ با مترون بحثم شده چون اصلا نمیخواد حرف ادمو بفهمه و باعث میشه یه حرف زدن ساده تبدیل به بحث بشه
++ خوابم میاد اما خوابم نمیبره. چندشبه نخوابیدم. دیشب ب زور مسکن خوابیدم و با حالت جمود نعشی بیدار شدم و همه بدنم گرفته
+++ خسته ام و حوصله اشپزی ندارم
-
بمونم یا برم
خانواده یا خودم
زندگی یا تحصیل
استقلال یا وابستگی
ارامش یا قوی شدن
مدرن یا سنتی
خانه دار یا شاغل
خودم یا بقیه
خون دار یا بی خون
زیست دار یا بی زیست
دین دار یا بی دین
مفهومی یا حفظی
مامان بابا یا من
خوبی یا بدی
سبز یا کرم
.
.
.
تا گلوم پره از این دوگانگی ها
-
خیلی منطقی دارم میگم مادر من نمیخوام بیام به هزارتا دلیل و ایه و حدیث و قسم
تهشم برگشت گفت باشه..حالا لباساتو جمع کن:yahoo (110):
خدایا..شکرت
-
هیچوقت فکر نمیکردم این حسو تجربه کنم
ولی به معنای واقعی کلمه بند بند وجودم خسته است
کاملا این قابلیت رو دارم یک روز کامل بخوابم چشمام میسوزه یعنی روز بعد کنکور گوشیمو خاموش میکنم تا خود صبح میخوابم:yahoo (5):
-
خیلیا از کنکور اردیبهشت نتیجه خوبی گرفتن و تیر رو رها کردن
یه سریا نتیجه خوبی نگرفتن و بازم تیر رو رها کردن
این وسط برنده واقعی اون دسته هستن که تیر رو هدف اصلیشون گذاشتن
احساس میکنم قراره با تراز کنکور تیر سورپرایز شیم:yahoo (50):
-
بغضم ترکید
حالا کاری ندارم گذشت اینم ی گندکاری مثل قبلیا ،مثلا قرار بود جبران کنم بیشتر از قبل گند زدم
بگذریم
ی پلی لیست پخشه
هر چی اهنگ من دو قرن پیش گوش میکردم گذاشتن
غمم بیشتر بود
زندگی تو اون افسردگی با اهنگا قابل تحمل میشد
از اون حرفا یکیش این بود :من معتاد اهنگم چون مجبورم از دنیای ادما ب دنیای اهنگ پناه ببرم ،تو دیگه چرا ؟
هر چند الان ترک کردم اهنگو
بعد اینکه هندزفریمو انداختم، اینطوری بهتره
-
دلم میخواد تو راه اربعین باشم
قدم به قدم نزدیک تر به حرم امام حسین(ع)
و مداحی "عشق یعنی نفس کشیدن توو خاک سرزمینت" [محمد حسین پویانفر] رو گوش بدم
اشک بریزم
ببخشید کنم برای ناشکری کردنم
برای پارسال و قهر کردنم
برای بی مهری هام
برای گلایه هام
برای گریه هام
شرمنده ام
امسال قبولم میکنی؟؟
-
قلبم دردمیکنه
انقد ذهنم آشقته اس نمیتونم حرف بزنم
تو ذهنم انقد با خودم حرف زدم امروز که واقعن یادم میره با بقیه ادما هم میتونم صحبت کنم
حالم بده واقعن حالم بده
ولی تمومش میکنم
کاش ی روزی بیاد ک حس خوب داشته باشم آرامش داشته باشم انقد درگیری ذهنی نداشته باشم همین
-
دلم خواب میخواد اما خواب منو نمیخواد
-
در دنیایی زندگی میکنم ومیکنی که همه مرگ خاموش رو تجربه کردن...
مرگ خاموشی که از هیجده سالگی شروع میشه
یکی با خاموش شدنه عواطفش میمیره اون یکی با روشن شدنه افکارش وفکروخیالش...
نه میدونم چی میخوام نه میدونم چکارم نه میدونم تهش چه ادمی میشم
نه میدونم از کجا اومدم نه میدونم به کجا میرم
فقط منتظر جوابم
شایدم یک روز جوابش بیاد ومثل نتایج کنکور اشک بریزم وبگم تو دنیا که بودیم ادم بده شدیم وگفتن لایق خوبی نیستی
این دنیا هم پامونو گذاشتیم بازم ادم بده بودیم و رفتیم قعر جهنم...
پس عدالت کجاس؟
جالبیش اینه برای اتفاقاتی که برام افتاده یک کمدی میسازم وتعریف میکنم
اما واقعیتی که رخ داده این نیست
دوست دارم یک مدت حتی از خودم جدا بشم وبشینم دودوتا چهارتا کنم
بالاخره درستش میکنی یا نه؟
اگه درستش نمیکنی بگو من تکلیفم مشخص بشه...
بگو انقدر پا نزنم تو مرداب که بدترفرو برم
خرابیش اینه دست وپا هم نزنم همونجوری کم کم فرو میرم کاری هم که بکنم در کل میمیرم
حتما میگی من که بهت کمک کردم خودت رو برگردوندی
باشه من غلط کردم الان نیازت دارم دستمو بگیر...
درد داشت وقتی بهم گت پاشوبرو مهربونی یادبگیر مغرور بیشعور
ای کاش غرور برام میذاشت...
اگ غرور داشتم الان اینجا نبودم که
حالم خوش نیست...تظاهر میکنم میخندم الکیه جدی نگیرین الان به من بود هفتا کفن پوسونده بودم وحلوامو خورده بودین...
ای کاش هفته دیگه هواپیما سقوط کنه ومن فقط بمیرم بگن عجیب ترین مرگ...
مرگمونم دردناک باشه...
عین زندگیمون...
یه جوون بیست ساله مگه چی میخواد از این دنیای کوفتتی؟؟؟
یه خورده ارامش فقط...
-
خیلی ناراحتم که چند سال پیش شروع نکردم این پروسه رو
الان دیره..خیلی دیر
-
پشمام ریخته از خودم
انگار جمعه صبح عروسی دعوتم تا کنکور
چیه اینقد ریلکسی دختر
-
میترسم،خیلی هم میترسم.با اینکه کار بدی هم نکردم بازم ممکنه اگه بفهمه دعوا راه بندازه...من به درک،من از حال اون عزیز کرده زندگیم میترسم.داشتم فکر میکردم چقدر روحیه شکننده ای دارم.و اینطوری اصلا نمیشه با این زندگی و شرایط ساختاز طرفی هم چقدر سخته واسم که بخام قوی بشم و نسبت به اتفاقات واکنش نشون ندم.خدایا خودت کمک کن.هر لحظه ممکنه اشکم بریزه
-
خب امروز
ترس و ذوق و خوشحالی و آرامش همه ی این حس ها رو بعد مدتها احساس کردم
+مامان دوستم مثل شخصی میمونه که من تو دنیای موازی رفیق صمیمیم بوده شایدم خواهرم بوده خلاصه خیلی ماهه
-
5 فایل پیوست
دنبال بهونم برای گریه کردن
انقد ضعیف شدم این چند روزه بازم حس میکنم قفسه سینم درد میکنه مخصوصا وقتی نفس میکشم رو سینم احساس سنگینی میکنم امیدوارم این چند روزم خوب بگذره تموم شه بره پی کارش دیگه واقعا خسته شدم
فایل پیوست 109413
فایل پیوست 109414
فایل پیوست 109415
فایل پیوست 109416
فایل پیوست 109417
وی چند ساعت تمام بخاطر این عکس گریه کرده است(。•́︿•̀。 )
-
ناراحتم .خیلیییی ناراحتمممم
بچم پاش ضربه دیده یه کوچولو هم زخم شده:yahoo (110)::yahoo (110):درد داره :y (403): نمیتونه پاش رو بزاره رو زمیننن فک کنم خیلی درد میکنه:y (403):
بابام میگه هیچیش نیس فقط ضربه دیده دو روز دیگه خوب میشه ولی من میدونم این بچه درد داره اگ درد نداشت ک راه میرفت
گفتم باید ببریمش پیش دامپزشک معاینش کنه میگه باید بریم خود اصفهان یک ساعت راهه تا اونجا. امروز و فردا وقت نداره. جمعه هم ک خودم کنکور دارم حتمن دامپزشک هم نیس:yahoo (117):
نمیدونم چیکارش کنم حالش خوب شه. فقط نشستم کنارش گریه میکنم نازش میکنم:y (403):
فعلن گذاشتمش تو قفس استراحت کنه شاید بهتر شه. لنگ میزنه و راه میره اون پاش ک ضربه دیده گرفته بالا . با کمک اون یکی پاش و نوکش خودشو میکشه سمت ظرف دونه اش و غذا میخوره . جیگرم کباب شده واسش:yahoo (110): اگ تا جمعه خوب نشد میبرمش پیش دامپزشک امیدوارم شکستگی نداشته باشه فقط:y (403): کاش همین امروز میتونستم ببرمشششششش چرا دامپزشک اینجا نیس اخه بچم داره درد میکشه:yahoo (31):
-
کاش تموم شه
۳۶ ساعت مونده که حتی مطمئن نیستم زندم یا چی
سالمم یاچی
ولی حرصشو میخورم
زندگیه دیگه
خدا کنه فقط زودتر زندگیم منظم شه
-
به همه چیز و هیچ چیز فکر میکنم
یه لحظه میشینم تا اخر زندگییم رو میپینم که تهش کجا میرسه یه لحظه هم دلم میخواد به هیچ چیز فکر نکنم فقط بگذرونم
انگار توی این ساعت های پایانی کل خاطراتم مرور میشه
میدونم کنکور اخر کارم نیست حتی توی تابستون بخاطر چیزی که میخوام کارام چند برابر میشه ولی میدونی این ...چجوری بگم حس بلاتکلیفی نداره همه چیز از قبل معلومه
زندگی طبق رواله دغدغه ای توش نیست
خوشحالم که داره تموم میشه
خسته نباشید به تک تک تون:))
امیدوارم همه تهش به چیزی که میخواین و براتون بهترینه برسین :)
-
فک کن ده دیقه از فیلمت مونده هنوز کاپلای فیم بهم نرسیدن از اون طرف توام دسشوریت گرفته و میزنه نتتم قط میشه بعد نمیتونی پاشی بری دسشوری میدونی چرا ؟ چون میترسی مامانت بیاد چون فیلمه بدون سانسوره یهو بشینه ببینه بدبختی شی تازه فیلمم آنلاین میبینی اگه قط کنی یادت میره کجاش بودی باید دو ساعت بگردی دقیقا پیدا کنی کجاش موندی.
حاح حاح نخندین سرتون میاد
آره دیگه خلاصه یه همچین حسی دارم.
خدا نصیب هیچ بنده ای نکنه.
-
هیچی دردناک تر از نفس کشیدن با یه قلب شکسته نیست...
-
بنای زندگی بر اساس گول زدنه
من اینو تازه فهمیدم
-
امشب که شب کنکورم خبر مرگم باید زود بخوابم هیئت اومده دقیقا تو کوچه ما دارن طبل و زنجیر میزنن شیطونه میگه برم وسط کوچه داد و بیداد راه بندازم
تازه مثل اینکه امشب مسجد محل ما خرج میده از جاهای مختلف رشت و بندر انزلی قراره هیئت بیاد تا ساعت ۴ ۵...عالیه دیگه کاملا شبو متناسب با وضعیتم سپری میکنم
-
+ امروز ساعت ۶ صبح بهم زنگ زدن که یه مریض باردار داری، بیا. رفتم چکش کردم، نوارقلب جنینش رو گرفتم و به پزشک اورژانس گفتم که مشکلش عفونت ادراریه. گفت نههه سنگ کلیه اس. گفتم اون دردش فرق داره تو بارداری. سری تکون داد که یعنی خودم میفهمم. داشتم میرغتم سمت اتاق بیمار شنیدم به سوپروایزر میگغت نه، حتما سنگ کلیه اس.
خلاصه شیفت رو تحویل دادم و اومدم خونه وبعدس ب همکارم پ دادم ببینم مریض چی شد که مشخص شد همون عغونت ادرازی بوده.
هیچوقت هیچوقت حس برتز بودن نداشته باشیم و در برابر دونستن چیز جدید و گفتن «من نمیدونستم» مقاومت نکنیم.
++ به شددددت نیاز دارم به خواب اما خوابم نمیبره
+++ حس میکنم تو قلبم خالیه
++++ دلم میخواد غذاهای جدید بپزم
+++++ و اینکه مثل همیشه خیلی از کتاب و درس فاصله گرفتم و جای تاسف داره
-
-
احساساتم؟؟
و تمام ....
فقط همین
-
حوصلم سر رفته
حوصلم سر رفتههههه
باورم نمیشهشههشخصخصخ بالاخره دارم این حس بیکاری حوصله سر رفتنو تجربه میکنم
خدایا شکرت
-
به تاریخ عضویتم که نگاه میکنم
به اولین پستی که گذاشتم
اولین آدمهایی که هم صحبت شدم
غمی دور و سنگین میشینه رو دلم
نه اون آدما بد بودن
نه اون زمان بد بود
اما گذشتن چیزای خوب هم غم انگیزه
اون زمان فکر میکردم به هر چی میخوام میرسم
تصورم از ۱۰_۱۲سال بعد خیلی متفاوت بود
-
1 فایل پیوست
-
تازه فهمیدم که چند کیلو چاق شدم. باید لاغر کنم.
ریدم در این زندگانی
-
خیلی اعصابم داغانه.
خستم
عصبانیم
همزمان میخندم
و دوست دارم گریه کنم
نمیدونم از زندگیم چی میخوام
الکی توی نت میچرخم
هیچی انگار بهم لذت نمیده
همیشه بعد کنکور همینجوریه
حس مزخرفیه
-
آزاااادییییییییییی
آرامششششش
اندکی نگرانی (فعلن ب غدد جنسیم واگذارش میکنم)
و صدالبته که حوصلم سر رفته و نمیدونم چیکارباید بکنم:|
امروز رفتم کلاس میناکاری ثبت نام کردم . خانومه میگفت ستایش اگ مث پارسال میخای فقط سه ماه بیای بعد بگی باید درس بخونم واسه کنکور نمیخاد اصن بیای. گفتم نه حالا واسه کنکور ک نه دیگه ولی تا وقتی دانشگاه باز نشده بزار بیام. میگفت من ب مشتری قول میدم ک کار تحویلش بدم نمیشه کار رو نصفه ول کنی بری بگی درس دارما گفتم خب باشه حالا تا هرجا شد خودم میام بعدشم مامانمو جایگزین خودم میکنم. با کلی منت قبول کرد تا برم دوباره پیشش اینم بخاطر اینکه میگفت میدونم خیلی ظریف کار میکنی مشتری می پسنده:yahoo (9): البته یه هفته دیگه بهم وقت داده که برم ی ظرف تمرینی رو میناکاری کنم تا قلقش دوباره دستم بیاد و بعد هم آغاز کار.
این هفته هم میخام نقاشی حرفه ای رو شروع کنم. فعلن با یوتیوب شروع میکنم اگ خوب نبود بعد کلاس ثبت نام میکنم. خیلی کلاس نقاشی مدادرنگی حرفه ای گرونه اینجا:|:| ی فوق کلیه باید بدم بخاطر کلاساش:| واسه همین ترجیح میدم خودم یادبگیرم:yahoo (105): البته تعریف از خود نباشه استعداد هنری زیادی دارم:yahoo (9)::yahoo (9): تازهههه میخام گیتار بخرممممم :) البته هنوز دو دلم چون خیلی عاشق دلباخته گیتار نیستم. عاشق پیانو ام. ولی پول ندارم اونقدرا ک پیانو بخرم. واسه همین از گیتار شروع میکنم کم کم به پیانو هم میرسم در آینده:)حالا شاید بگین چه ربطی داره؟ خودمم نمیدونم . درحال حاضر نیاز به آموختن یک ساز دارم:yahoo (76): دیگه گند هنر و هنرمندی دراومد. اول از همه یکی بم بگه پاشو این کتابا و دفترچه های کنکور رو از وسط اتاقت جمع کن بعد برو به هنر بپرداز:yahoo (114): امروز ک همش خواب بودم خداروشکر ی سفر هم داشتیم کنسل شد اصن حسش نبود. فردا اولین کار تمیزکاریه اگه خدا بخاد این کتابا رو جمع کنم دیگه برای همیشه:y (760)::yahoo (100):
تازه بچم هم باید ببرمش دامپزشکی این هفته:yahoo (117): دعا کنین خوب شه فقط:yahoo (110)::yahoo (110): فک کنم باید از پاش عکس بگیرن امیدوارم دامپزشکش با تجربه باشه بدترش نکنه :y (455):
-
خودم فکر میکنم که دیگه هیچ وقت خوب نمیشم
یجورایی اون ادم سابق مرده
حالم از خودم بهم میخوره
هیچی بدتر از این نیست که..
-
-
سردرگمی
همه چی ریخته بهم..
یه چیزی درست میشه پشت بندش یه چیز دیگه حتما حتما باید خراب بشه..نمیشه یه لحظه همه چی نرمال جلو بره هاااا..باید یه جای کار خراب بشه گیر کنه..میگن هرچی سنگه جلو پای لنگه