به ترتیب
مقصر بودن بابت هرچیزی
تنهایی
سرِ بار بودن
نمایش نسخه قابل چاپ
به ترتیب
مقصر بودن بابت هرچیزی
تنهایی
سرِ بار بودن
خیانت
از بین حسایی که تو پست اول نوشته شده فقط خیانتو تجربه نکردم :)
بقیه حسای بد رو تا جایی که یادم میاد تجربه کردم
دیگه چه فرقی میکنه دوست داشتم تجربشون کنم یا نه!
بلا تکلیفی و انتظار بدترین چیزه که خیلی وقتا تجربش کردم
حس بی اعتماد به نفسی رو نمیخام تجربه کنم اصلاااا
تنهایی مفرط
روزمرگی
رسیدن به آخر خط
نا امیدی
بی شعوری !
بی غروری ! ( ک کردم حا البته غرور ک یه کم گذش چ یک وجب چ چن وجب ! ولی اولین بار بود توو عمرم غرورم شکس ! بسی هم سماجت کردم چون گفتم یه بار ک شکس چ فرقی داره بازم بشکنه یا ن ! ولی برا یه چی بود فقط! )
عزت نفس پایین
اعتماد ب نفس پایین
درماندگی
بی جوابی
بدون هدف بودن
مصمم نبودن
بلا تکلیف بودن
شکست عشقی
عذاب وجدان
پوچی
و.....
بلاتکلیفی
نا امیدی
عذاب وجدان
ترس
نمیدونم چه حسی
ولی میدونم میخواستم چه حسیو تجربه کنم که نمیشه گفت
انتظارکشیذن:(
فققط 4 حس رسیدن به اخر خط که عمرا به این نقظه برسم باقیش واسم مهم نیست زیاد:|
نادیده گرفته شدن
رسیدن به آخر خط..
الان دندون درد
هنوز سر شب داشتم فک میکردم ک دندونم دیگ خوب شد و درد نمیکن چن وقت
ک چن ساعت طول نکشید ک چنان دردی شروع شد ک بیدار شدم باز
هوووووف
خیانت :yahoo (68):
فراموش شدن...
حس قبل مردن
فک کنم نیاز به توضیح اضافه نداره
فعلا از فراموش شدن بدم میاد
ممکنه حس های دیگه ای هم در اینده بهش اضافه بشه به عنوان چاشنی:))
دوباره میگم :|خیانت
همش:yahoo (113):
همه ی گزینه ها حسای بدیه خدا نصیب هیچکس نکنه:yahoo (68):
1
..
دلتنگ روزای خوب گذشتم،روزایی که هممون دور هم جمع بودیم و میگفتیم و میخندیدیم
بلاتکلیفم،هیچی معلوم نی
انتظار روزای خوب رو میکشم
چند باری به اخر خط رسیدم
به شدت خیانت دیدم از نزدیکام
ترس از دست دادن مادرمو هم دارم.
در حال حاضر هم حس سربار بودن خونوادمو دارم.
تنها هم هستم هیچ رفیقی ندارم.
همه عالم و ادم هم مارو فراموش کردن هم کارایی که براشون کردیم
عشق
خیلی دوست داشتم ولی الان به این نتیجه رسیدم که نمیخوام
در حال حاضر بلاتکلیفی:yahoo (101):
2و5
1! دلتنگی :yahoo (101):
من همشونو به صورت همزمان با هم تجربه کردم :/ همه چیز اولش سخته =/
رسیدن به اخر خط ..
دلتنگی
رسیدن ب اخر خط
خیانت
بلاتکلیفی هم خیلی بده :/ ولی اون سه تا اولیه ک گفتم بدترن :/
همشون بسی شعرن ، و ٤ می ، دگ بدتر ازش نیس ( رسیدن ب اخر خط)
ولی 2.بلاتکلیفی
3.انتظار
به طرز بسیااااار فجیعی متنفرم ازش ینی هرچی ربط داشت به این دوتا منو معمولا اونجا پیدا نمیکنین ✓
:)))))
در حال حاضر دچار یه حس بلاتکلیفی خیلی بدی شدم:yahoo (77):
امیدوارم زودتر تموم شه:yahoo (68):
اینکه خابم بیاد و هی بیدار بمونم هی بیدار بمونم -_-
استرس