من از ***میترسم چون***
نمایش نسخه قابل چاپ
من از ***میترسم چون***
من از نادونی میترسم چون دقیقا از چیزی که درموردش نادونی ضربه میخوری ...
از فراموش شدن
ازبی تفاوتی
ازتنهایی
من از دل شکستن میترسم چون واسم اف داره....
من از عشقم میترسم...چون ممکنه تنهام بذاره...
من از مردا میترسم چون رفتاراشون مشخص نیس:yahoo (31):
من از مرگ ميترسم . حتي از ماندن در دنيايي كه هيچكس دوستم نداشته باشد هم ميترسم . من از تمام اتفاق هاي بد که زندگی آدم رو زیر و رو می کنند می ترسم.
من از خودم میترسم.چون هر بلایی ک سرم میاد نتیجه ی کارای خودمه!:yahoo (21):
من از سرنوشت میترسم
آقا حرفمو پس میگیرم...من از هیچی نمیترسم!
من از واژه ها میترسم...این واژه های بی رحم..که گاهی روی قلب آدم خنجر میکشن..
من فقد از خدا میترسم............................
من از آیندهی کشورم میترسم چون نمیدونم قراره آباد بشه یا به ویران شدن ادامه بده...
من از ترسیدن بدون دلیل میترسم چون به درد عمهات میخوره...
من از نترسیدن میترسم چون اسمش حماقته نه شجاعت...
من از کسانی که خودشونو زدن به خواب میترسم چون تکلیفم باهاشون مشخص نیست...
من از خودم میترسم چون نمیدونم تا کی قراره این سکوتم رو ادامه بدم...
من از «دال»«سینی» و «سین»«دالی»!!! میترسم چون تمام بدبختی هامون از اون سرچشمه میگیره...
من از ادما میترسم,ادمایی که گاهی بدتر از گرگن
از فکر مسموم میترسم,فکرایی که نشناخته قضاوتت میکنن
من از خودمم میترسم,میترسم حرفی بزنم کاری بکنم که خودمو طوری نشون بدم که نیستم
چیزی که هیچوقت نبودم اما با سادگیم با شوخیام با حرفای بدون منظورم خودمو برای کسایی که نشستن تا نقدم کنن و بی رحمانه له ام کنن,سوژه کنم
از ادمایی که نمیترسن از اینکه قلبی بشکنه یا ابرویی ریخته بشه
من از ادمایی میترسم که هنوز خودشون نشناختن اما دائما دیگران رو توصیف میکنن بدون اینکه بدونن نیت ادما چیه