نمایش نسخه قابل چاپ
هیچ گاه به خاطر هیچکس از ارزش هایت دست نکش !
چون اگر روزی آن فرد از تو دست بکشد ،
تو می مانی و یک ” من ” بی ارزش !
فایل پیوست 4068
اگر درد داری تحمل کن...
روی هم که تلنبار شد
دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاست...
کم کم خودش بی حس میشود...!!
فایل پیوست 4070
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛
به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!
فایل پیوست 4071
هروقت تنهايي دلگير مباش چون خدا بهترين هاي عالم راتنها افريده...فایل پیوست 4072
ایـن بـی تــفـآوتـیهـآ...
ایــن بـی خــَـبــَـری هــآ...
گــآهی دیــدآر از ســَـر اجـبـآر...
نــَـبـودَن هآ ... نـَـدیــدَن هــآ ....
یــَـعـنـی بــُـرو ...!
گـــآهــی چـِـقــَـدر خِــنـگ مـیـشــویـم ...!
مـــن بي تـــو ، شعـــر خواهم نوشتـــــ
تـــو بي من چه خواهي کرد...؟
اصلا يادتـــــ هست که نيستـــم ...!؟
سکوت هميشه به معني “رضايت” نيست!
گاهي يعني:
خسته ام از اينکه مدام به کساني که هيچ اهميتي براي فهميدن نميدهند، توضيح دهم...
فایل پیوست 4076
باز هم چرندیاتم و بوی سگ
باز هم شیوع خلسه,
تب خلسه همه گیر شده
جغدان ازشب گریزانکلاغان بیخبر و حیرانلاشخوران در میدان
شعارانسان دوستی و حماقت ما
کمر شکسته برادرم حیثیت روی آب پدرم
فریاد مادرم عصیانگری خواهرم
و خنده من نه بهتر از آن جیغ بنفشم
که بستگان سبیی . بستگان نسبی . هم ولایتی ها
زاده نشده از دنیا رفتیم
بار بوسوختگی می آید از ایمان سوخته مان است ایمان ته گرفته
ایمان خاک گرفته
بوی مردار می آید حرفی نمانده
تنها درمان خلسه بازهم شیوع خلسه
اینجا یک عدد همکار یک مدلی داریم که هر روز که احساس می کند کار زیاد بهشان ارجاع داده شده همچین احساس مفید بودن بی نمکی بهشان دست می دهد که نگو.
موقع صحبت کردن لبانش را نازک می کند.همچین دلمان می خواهد لبانش را با قیچی ابرو کوتاه کنیم.همچین یک مدلی حرف می زند که انگار استیو جابز است.
البته تمام این موارد از آن مواقعی است که احساس مفید بودن می کند.
مواقعی که احساس محبوب بودن می کند با هر شوخی و بگو بخندی که خواستگار با ایشان دارند.یک نگاهی به ما می اندازند و شدیدا احساس می کنند ما حسودیمان می شود.ایش ش ش ش .
یعنی ما را این قدر مانند خودش بی عقل می داند که فکر می کند ما نمی توانیم فرق قائل شویم میان نوع محبت خواستگار به خودمان با ایشان.
فکر کنید حتی به خواستگار هم این موضوع را تذکر داده اند.
بعضی مواقع کلا یادش می رود که فقط یک کارمند است و مدیر عامل شخص دیگری است.
بعضی مواقع واقعا دلمان می خواهد بچلانیمش.
ولی از همه ی اینها بگذریم خوشحالیم که برای خواستگار کارمند خوبی است و خواستگار از ایشان خیالش راحت است.و خیال ما نیز.
اینها همه اراجیف مغزی یک عدد مطلقه ی مغز خسته از همکار بود .
بعد نوشت:آقا امروز حرکات ژانگولر را هم به ما بقی حرکات بی نمکشان اضافه فرموده بودند که بگوید مثلا وای من چقدر سرم شلوغه!
ما زنا تهه بدبختیم به مولا