اولین جامعم بود/:
فک میکردم بهتر شه576 شدم.. با اینکه هنو جم بندی کردم بد نبود ولی میتونست بهتر باشه ):
اولین جامعم بود/:
فک میکردم بهتر شه576 شدم.. با اینکه هنو جم بندی کردم بد نبود ولی میتونست بهتر باشه ):
http://uupload.ir/files/qvy2_2016-05-14_01.04.53.jpg
اقایون ۲۳۹ گزینه یک رو یکی توضیح بده، پاسخنامه توضیح نداده من متوجه نشدم
فرق من با اونا اینه که ،وقتی سخت میشه من ادامه میدم
مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا﴿32 المائدة﴾
هر كس انساني را از مرگ رهائي بخشد چنان است كه گوئي همه مردم را زنده كرده است!
...ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ می خندﻡ؛ ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ...
challenge me if you can
ايشالا ازمون بعد..
![]()
نانوایی شلوغ بود و چوپان مدام این پا و آن پا میکرد..نانوا به او گفت:چرا انقدر نگرانی؟؟
گفت : گوسفندانم را رها کرده ام و آمده ام نان بخرم ، میترسم گرگ ها شکمشان را پاره کنند!
نانوا گفت : چرا گوسفندانت را به خدا نسپرده ای؟
گفت :سپرده ام اما او خدای "گرگها" هم هست
ویرایش توسط mohamad.b : 25 اردیبهشت 1395 در ساعت 12:20
نانوایی شلوغ بود و چوپان مدام این پا و آن پا میکرد..نانوا به او گفت:چرا انقدر نگرانی؟؟
گفت : گوسفندانم را رها کرده ام و آمده ام نان بخرم ، میترسم گرگ ها شکمشان را پاره کنند!
نانوا گفت : چرا گوسفندانت را به خدا نسپرده ای؟
گفت :سپرده ام اما او خدای "گرگها" هم هست
سلام/واس منم اومد...هنوز حمعبندی نکردم...ولی راضی بودم...
ادبیات 73
عربی81
دینی58
زبان78
زمین36
ریاضی73
فیزیک68
زیست61
شیمی76
و من ا..اتوفیق
در ضمن محمد خیلی نامردی اصلا احوال مارم نمیپرسی یعنی اینقد بی ارزشیم....@mohammad.babaie
نانوایی شلوغ بود و چوپان مدام این پا و آن پا میکرد..نانوا به او گفت:چرا انقدر نگرانی؟؟
گفت : گوسفندانم را رها کرده ام و آمده ام نان بخرم ، میترسم گرگ ها شکمشان را پاره کنند!
نانوا گفت : چرا گوسفندانت را به خدا نسپرده ای؟
گفت :سپرده ام اما او خدای "گرگها" هم هست
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)