1- غذا به روش آندوسیتوز وارد تریکودینا میشه؟؟؟
2- چند نوع و چه تعداد واکوئل های غذایی و ضربان دار در تریکودینا و مژک داران وجود دارند؟؟؟
مرسی از دوستای گلم که جواب میدن![]()
1- غذا به روش آندوسیتوز وارد تریکودینا میشه؟؟؟
2- چند نوع و چه تعداد واکوئل های غذایی و ضربان دار در تریکودینا و مژک داران وجود دارند؟؟؟
مرسی از دوستای گلم که جواب میدن![]()
...
2)به گفته کتاب فقط بافت گرهی توانای انقباض ذاتی دارد ولی فقط گره پیش آهنگ به صورت خود به خود(منظورم اینه که بهش منتقل نمیشه) منقبض میشود و اجزای دیگر بافت گرهی فقط پیام را منتقل میکند. حالا چرا میگن همه ی بافت گرهی انقباض ذاتی دارهببخشید جواب این کجاست؟
ببخشید رنگش رو تغییر داده بودم یادم نبود ! ولی :
بافت گرهی یه نوعی از ماهیچه هست و مال قلبه خب ؟
ولی هیچ جایی از کتاب گفته نشده همگی منشا تحریکات هستند ولی گفته شده همگی در هدایت کنندگی تحریکات نقش دارن به این دقت بورز !
از گره پیشاهنگ شروع میشه و به دهلیز و بعدش به دهلیزی بطنی بعددیواره بین 2 بطن بعد نوک بطون بعد هم میوکارد بطن
پس در حد کتاب میدونم که تحریک نگفته براش
یه پیام بازرگانی :
5)در شکل صفحه 84-شکل6-15:چرا ماهیچه مخطط است؟مگر این ماهیچه غیر ارادی نیست؟
ماهیچه های پاهاتن دیه
مخطط هستند مگر اون تاندون هاشونو دقت نکردی ؟
یعنی اون منظورش ماهیچه اطراف رگ ها نیست؟
نه بابا اون مال خود رگ ها هست که در سیاهرگ ها هم کم قدرتت مند تر هستند
اینا ارادی هستند و به ماهیچه های پاتون معروفه و اسمشون همون فک کنم میشه 2 سرران و ... که ارادی هستند
ماهیچه های خود رگ های خونی در سطح داخلی رگ ها قرار دارند و به واسطه پیام های شیمیایی و عصبی تحریک میشن !
عکس :
اون بخش ابی روشن همون ماهیچه ها هست
)چرخه متابولیک پروتئین چیست؟
صفحه 88(مرگ گلبول های قرمز) خط یکی مونده به آخر پاراگراف اول یعنی خط14از ابتدا
گلوبین نیز وارد چرخه های متابولیک پروتئین میشود
چرخه متابولیک رو تازه متوجه شدم کجاشو میگی!!!!
منظور تجزیه همو گلوبین هست توسط ماکروفاژ ها که میاد این ماکروفاژ در وهله ی اول :
گروه هم رو از گلوبین که یک پروتئین جدا میکنه
بعد این گلوبین تجزیه میشه به امینو اسید ها ی اولیه و میره سراغ کارش
بعد این گروه هم نیز عنصر اهن ازش جدا میشه و این گروه هم بدون آهن طی فرایند هایی تبدیل میشه به بیلی وردین
پس دقت کن که از تجزیه مستقیم گروه هم میاد بیلی وردین بعد این بیلی وردین طی فرایند های هم تبدیل میشه به بیلی روبین(البته در کبده)
گرفتی ؟
9)آیا تمام انواع مواد موجود در پلاسما از مویرگ خارج میشوند؟
نه دیگه !
کتاب گفته که :
گلبول های قرمز(با فرض مواد گرفتنشون) و پروتئین های درشت نمیتونن عبور کنن
ولی مولکول های ساده ای مثل قند ها عبور میکن .
شما متوجه منور من نشدید اینو میدونم منظورم اینه که اون موادیکه به مایع میان بافتی تبدیل میشن همه انواع مواد موجود در سلول(به جز گلبول و پروتئین) رو دارن؟
نه دیه بازم غلطه مثلا یه مثال خیلی بارز رو بگم بهت درمورد مویرگ های مغزی(سال سوم) گفته میشه همه چی نمیتونه رد بشه حتی چیزای ریز ! پس این اشتباهه !
11)آیا میوکارد قلب مخطط است؟
میوکارد(بخش منقبض شونده اش یعنی) مخطط هست و از این نظر شبیه ارادی خودمون هست ولی برخلاف اون انشعابی هست چون کانال هایی داره که یون هارو از سلولی به سلول مجاور (ماهیچه ای) میرسونن و انقباض متوالی رخ میده ...
بله درسته این ...
پس یعنی ارادی هست؟؟؟
من پ و خبخورم بگم که ارادیه منظورم این که ظاهرش شبیه این هست و به هیچ وجه ارادی نیست ! و غیر ارادی هست داداش
12)آیا انتقال پیام در گره دهلیزی بطنی و الیاف بین دو بطن به آهستگی است؟
طبق کتاب : گفته شده که سرعت انتشار در گره دهلیزی -بطنی و الیاف فیبری بین 2 بطن نسبتا کمه و در شبکه درونی خود میوکارد زیاده ...
این جمله دقیقا کجای کتابه؟؟
این در کتاب درسی جدید حذف شده ولی بفرما :
یادبگیری خیلی خوب میشه
)آیا قدرت انقباض ذاتی تارهای ماهیچه ای در دوران جنینی به تدریج زیاد میشود؟
در دوران جنینی (تقریبا از زمان 30 یا 29 روز گی رویان) شروع میشه این انقباض !
ولی ببین کتاب درسی گفته : همه تارها قدرت انقباض دارن در اول ولی به تدریج تمایز پیدا میکنن سلول های قلبی در میوکارد :
عده ای باتمایز یافتن قدرت انقباضشون بالا میره ولی انقباض ذاتیشونو از دست میدن و میگن میوکارد خود بطن که منقبض میشه
عده ای هم که گره هست و قدرت ذاتیشو نگه میداره و جرقه انقباضو میزنه ...
پس اشتباهه این حرفت که بگی به تدریج زیاد میشه ...
اشتباهی دیگر از نشرالگو
قدرت انقباضی زیاد میشه ولی نه ذاتیش !
14)آخرین جایی که پیام الکتریکی را دریافت میکند؟الف)بافت گرهی بطن ها ب)میوکارد بطن ها
اخرین جایی که گفته شده دریافت میکنه این پیام تحریک رو میوکارد بطن هست چون اول دهلیز ها انقباض دارن بعد بطن ها
پس اخرین مکان میوکار بطن هست که این تحریکو تا انتهای سلول ها از طریق کانال ها میبره :
این شکله چی هست؟چه ربطی داره؟
منظورم از شکل چگونگی انتقال این انقباض از 1 سلول ماهیچه ای قلبی به سلول ماهیچه ای مجاورشه اون مربع ها کانالن ! و انتقال پیام میدن به جورایی !
داداش این اخرین پستم بود موفق باشی .!
...
پارسا من اومدم
1- فشار اسمزی تو مویرگ طبق کتاب و الگوثابته بعد تو خیلی سبز اومده ثابت نیست؟اخرش چی شد
2-این جملم درسته سرخرگ های کوچک تو دیوارشون ماهیچه های صاف حلقوی دارند که رگ رو کوچیک و بزرگ میکنن در ابتدای مویرگ یا انتهای سرخرگ کوچک یک ماهیچه ی صاف حلقوی دریچه دار دارند که مویرگو باز و بسته میکنه؟سیاهرگ کوچک هم این 2 نوع ماهیچه رو داره؟خودم به این نتیجه رسیدم نه
3- پس نقش ماهیجه توی سرخرگ های معمولی چیه؟![]()
خوش تشریف اوردی
سلام
نمیذارین که ادم درس بخونه
1 - والله در حالت عادی کاملا ثابته و تغییری نمیکنه چون پروتئین هایی ازش خارج نمیشن و ناشی از فشار خینه ! خین ! پس متغیر نیست !
اما ! عواملی هستند که میتونند این رو متغیر کنند (تا اون جایی که مخبرم !) پس میتونه متغیر هم باشه
پس شما در حد کتاب بگیر که کاملا ثابته و به عوامل خارج کتابی فک نکن !
ثابته ! ثابت
عکس :
همون طور که میبینی در حالت عادی ثابته و تغییری نمیکنه ولی ! تفاوت یا اختلاف میان فشار اسمزی و تراوشی (هیدرواستاتیک) فرق میکنه و باعث خروج مواد از رگ و در انتها هم ورود 90 درصدش (در اغلب رگها) میشه !
2- کتاب گفته :
در مورد مویرگ ها در ابتدای هر مویرگ 1 ماهیچه ی صاف حلقوی کم توان هست که دریچه هست و باعث باز و بسته شدن میشه
در مورد سرخرگ ها و سیاهرگ ها کوچک هم گفته ماهیچه های صاف حلقوی در طول رگشون هست که اونم باعث تنگ یا گشادی میشه
خب پس این فرق رو ببین با جملات بالا !
بله کاملا درسته در فعالیت گفته شده که سیاهرگ ها هم اونارو دارن ولی ! کم قدرت تر از مال سرخرگه !
عکس فعالیت :
و اینام عکس های مربوط به رگ ها :
در طول رگ های کوچک ( در کل دیواره ) :
دیگه پرو میشی
در مورد 3 :
در سرخرگ های معمولی گفتم که نقش تنگ یا گشادی رو دارن که عوامل مختلفی باعث این عمل میشه !
عکس از رگی بزرگ :
میبینی که نقش تنگ تر کردن یا گشاد کردن رگ رو دارن (در حد کیتاب !!!! )
موفق باشی .
ویرایش توسط ParsaYousefi : 03 مرداد 1394 در ساعت 20:38
ابتدای هر مویرگی ما دریچه داریم !
بهتره اصلاح کنی که انتهای مویرگی که وارد سیاهرگ میشه دریچه ی حلقوی داریم ؟
عکس 3d از مویرگ :
اونارو میبینی از طرف سرخرگ عین چسب چسبیدن به اول مویرگ ؟ اونا ماهیچه هستند که مسئول باز و بسته شدنن میبینی که نوشته اسفنگتر ! همونی که سال دوم خوندی فصل هفت !
بازم میبینی که در مورد سیاهرگ چیزی نکشیده ! پس ندارن لابد ! ولی اگر در سوال بده مثلا همواره از طرف خون روشن به سیاه این ماهیچه هست غلطه مثال نقضش میشه همون مال سرخرگ ششی و سیاهرگش !
در مورد 2 :
این نکته ای که گفتی فقط مربوط به ابتدای مویرگه در ابتدا مویرگ فشار تراوشی از اسمزی بیشتره ولی در انتها اسمزی از تراوشی بیشتر میشه
دلیلش کمتر شدن فشار تراوشی هست نه اینکه فشار اسمزی رفته باشه بالا
البته بازم تاکید میکنم ! این در حد کتابه ولی در خارج کتاب من دیدم که میگن فشار اسمزی هم میره بالا !
چه سلول ها و اندامک هایی رو میشه بدون استفاده کردن از میکروسکوپ دید؟!
با توجه به این جمله کتاب :![]()
...
در حال حاضر 62 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 62 مهمان)