نه خیرم ترکی ما رو میگه
سر صبح یه نخ سیگار تا چشما باز شد ...
روی میز تیکت با پول نقد و پاسپورت
یه کبریت، یه بنزین، یه رویا، یه خونه
یه کوله خاطره که باید جا بمونه...
One Day Someone Is Going To Hug You So Tight, That All Of Your Broken Pieces Will Stick Back Together
مگه ترکی شما و شما فرق داره؟![]()
زمان نمی ایستد و لحظه ها می روند
قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم
لطفا با تامل ببینید...
من دغدغه دارم این روزها درسرزمینی زندگی میکنم که درآن دویدن سهم کسانی است که نمیرسندو رسیدن سهم کسانی است که نمیدوند.
سر صبح یه نخ سیگار تا چشما باز شد ...
روی میز تیکت با پول نقد و پاسپورت
یه کبریت، یه بنزین، یه رویا، یه خونه
یه کوله خاطره که باید جا بمونه...
زمان نمی ایستد و لحظه ها می روند
قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم
لطفا با تامل ببینید...
من دغدغه دارم این روزها درسرزمینی زندگی میکنم که درآن دویدن سهم کسانی است که نمیرسندو رسیدن سهم کسانی است که نمیدوند.
زمان نمی ایستد و لحظه ها می روند
قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم
لطفا با تامل ببینید...
من دغدغه دارم این روزها درسرزمینی زندگی میکنم که درآن دویدن سهم کسانی است که نمیرسندو رسیدن سهم کسانی است که نمیدوند.
سر صبح یه نخ سیگار تا چشما باز شد ...
روی میز تیکت با پول نقد و پاسپورت
یه کبریت، یه بنزین، یه رویا، یه خونه
یه کوله خاطره که باید جا بمونه...
از خطم خوشتون اومد یا بازم بذارم عذابتون بدم هان؟
سر صبح یه نخ سیگار تا چشما باز شد ...
روی میز تیکت با پول نقد و پاسپورت
یه کبریت، یه بنزین، یه رویا، یه خونه
یه کوله خاطره که باید جا بمونه...
آخه من از اول سال میرفتم پیش ی مشاوری که خیلی هم خوبه و راضیم ازش ...
برنامه اون از برنامه قلمچی جلوتره ... منم بهش ی چند بار دروغ گفتم ... حالا الان با برنامه اون تا آخر بهمن تموم میشه ولی در اصل من با همون قلمچی رفتم ...
مشکل اینجاست که هر جلسه که میریم آزمون هم میگیره از مباحث جدید ... حالا من هر جلسه میپیچونم آزمونو ولی میترسم آخرش گیر بیفتم ...
دیگه نمیدونم چه غلطی بکنم ...
بگم بهش که دروغ گفتم با لگد پرتم میکنه بیرون...
One Day Someone Is Going To Hug You So Tight, That All Of Your Broken Pieces Will Stick Back Together
زمان نمی ایستد و لحظه ها می روند
قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم
لطفا با تامل ببینید...
من دغدغه دارم این روزها درسرزمینی زندگی میکنم که درآن دویدن سهم کسانی است که نمیرسندو رسیدن سهم کسانی است که نمیدوند.
زمان نمی ایستد و لحظه ها می روند
قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم
لطفا با تامل ببینید...
من دغدغه دارم این روزها درسرزمینی زندگی میکنم که درآن دویدن سهم کسانی است که نمیرسندو رسیدن سهم کسانی است که نمیدوند.
One Day Someone Is Going To Hug You So Tight, That All Of Your Broken Pieces Will Stick Back Together
زمان نمی ایستد و لحظه ها می روند
قدر زندگی و باهم بودن را بیشتر بدانیم
لطفا با تامل ببینید...
من دغدغه دارم این روزها درسرزمینی زندگی میکنم که درآن دویدن سهم کسانی است که نمیرسندو رسیدن سهم کسانی است که نمیدوند.
در حال حاضر 2422 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 2422 مهمان)