سلام دوستان
الکترون را چه کسی کشف کرد؟
یا نام کذاری کرد؟
جورج استونی یا گروهی از دانشمندان
سلام دوستان
الکترون را چه کسی کشف کرد؟
یا نام کذاری کرد؟
جورج استونی یا گروهی از دانشمندان
900 هزار تومن کتاب کنکور فقط سیصد تومن
http://forum.persiantools.com/thread...%D9%86.711604/
http://esam.ir/itemView.aspx?IDi=953...dItemStatus=ok
جرج جانستون استونی (به انگلیسی: George Johnstone Stoney) فیزیکدان ایرلندی در سال ۱۸۹۱، به ارتباط اتم با واحدهای باردار الکتریکی (الکترون) پی برد و در واقع کاشف الکترون شناخته می شود. استونی با بررسی کار های فارادی به این نتیجه رسید که واحدهایی از بارهای الکتریکی به اتمها وابستهند و پیشنهاد کرد که این واحد ها الکترون نامیده شوند.
جرج استونی - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
900 هزار تومن کتاب کنکور فقط سیصد تومن
http://forum.persiantools.com/thread...%D9%86.711604/
http://esam.ir/itemView.aspx?IDi=953...dItemStatus=ok
************** اللهم عجل لولیک الفرج**************
طبق حاشیه ی کتاب جورج استونی ذرات حمل کننده ی جریان برق رو الکترون نامید نه کشف کرد کاشف الکترون مشخص نیست اما اولین کسی که به رابطه ی الکترون واتم اشاره کرد تامسون بود
جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
با خويشتن در جنگم
از خود عبور مي کنم
تو آن سوي من ايستاده اي
و لبخند مي زني
و لبخند تو آن قدر بها دارد
که به خاطرش از آتش بگذرم
من طلا خواهم شد
مي دانم .
تو کتاب ما هستاااااااا
یعنی جزء منبع 93 هست
استونی فقط نامگذاری کرده
گروهی از دانشمندان(البته نه اینکه همشون با هم بلکه با یه آزمایش چیزیای جدید کشف شده و زنجیره ای شده و الکترون کشف شده)
جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
با خويشتن در جنگم
از خود عبور مي کنم
تو آن سوي من ايستاده اي
و لبخند مي زني
و لبخند تو آن قدر بها دارد
که به خاطرش از آتش بگذرم
من طلا خواهم شد
مي دانم .
تو کتاب نوشته اجرای چنین آزمایشهایی توسط فارادی منجر به کشف الکترون شد...گروهی از دانشمندان کجا بود دیگه؟!
جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
با خويشتن در جنگم
از خود عبور مي کنم
تو آن سوي من ايستاده اي
و لبخند مي زني
و لبخند تو آن قدر بها دارد
که به خاطرش از آتش بگذرم
من طلا خواهم شد
مي دانم .
مبتکران ی صفخه مفصل گفته که دنبال این نباشید که کی کشفش کرده چون کاشف خاصی نداره
ژان وال ژان: مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند و پانزده سال در آنجا نان مجانی خوردم! این دیگر چه دنیاییست!!!
بینوایان-ویکتور هوگو
جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
با خويشتن در جنگم
از خود عبور مي کنم
تو آن سوي من ايستاده اي
و لبخند مي زني
و لبخند تو آن قدر بها دارد
که به خاطرش از آتش بگذرم
من طلا خواهم شد
مي دانم .
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)