X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 2135 از 4015 نخستنخست ... 2035212521342135213621452235 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 32,011 به 32,025 از 60224
    1. Top | #32011
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      24 مرداد 1395
      نوشته ها
      1,005
      نمایش مشخصات
      این متن دقیق و زیبارو از دست ندین...

      نام: شیش.jpg نمایش: 91 اندازه: 164.7 کیلو بایت
      زمان
      در میان تمام چیزهایی که در مورد انسان بودن جالب توجه‌ است، یک‌ چیز مجزاست و آن تلاش خستگی ناپذیر اش برای حرکت در خلاف عقربه های زمان است. نوعی از انکارِ مرگ و تلاش برای نادیده انگاشتنِ زمان که ورای تمام نیروهایِ حقیرِ بشری با گذار سریع اش از یک ثانیه به ثانیه ای دیگر، در حال تغییر همه چیز به سمت طبیعی ترین، پایدارترین و البته ساده ترین حالت ممکن آنهاست.
      و انسانی که در تلاش برای همواره وجود داشتن است حتی نمی داند که به‌ کار بردن خاصیتِ وجود داشتن برای اش بسیار دور از حقیقت است، چراکه وجود داشتن، خاصیتی ست که ابتدایی ترین ملزوم آن پایدار بودن در زمان، عدم تغییر و عدم وابستگی ست. حال کجای این جنبندگان به چنین ویژگی هایی می خورد، جز طمع شدیدشان برای بودن؟
      از نظرم بهترین توصیفِ بودنِ ما انسانها و تمام گونه های دیگرِ حیات و‌ هرآنچه در اطرافمان است،‌ چیزی نیست جز آنکه ما تنها ظهور کنندگانِ وابسته ای، در حالتی بس ناپایداریم. مجموعه ای از عناصر و اتم ها که قبل از ظهورِ هر یک از ما و از ابتدای هستی نیز بوده اند و حال از روی تصادف، در قالب انسان به صورت یک مجموعه حیاتی درآمده اند و در نهایت با توجه به طبیعی ترین اصل فیزیکی یعنی افزایشِ انتروپی، پس از مرگ، این جسم، تجزیه خواهد شد و عناصر و اتم های تشکیل دهنده ی آن به وجودشان به صورت مجزا تا انتهای زمان ادامه خواهند داد. بنابرین وجود، مختصِ این عناصر و اتم ها خواهد بود و ‌نه ما که مجموعه ای ناپایدار و تصادفی از تعداد محدودی از آنهاییم.
      باید گفت ما در لحظه ای خاص از چرخ زمان طلوع کرده ایم و دوره ی کوتاهی مانده ایم و در نهایت افول خواهیم کرد.
      تلاش های انسان در زمینه ی اثبات وجودش حتی پیش از اندیشنده بودن اش به صورت طبیعی و غریزی از طریق تولید مثل پاسخ داده شده تا ادامه ی وجودش را در ادامه ی نسل اش بیابد.
      انسان اندیشنده هم به اعتبارِ من می اندیشم پس هستم، قدم هایی محکم تر برخلاف زمان برداشت. مذاهب گوناگون که با وعده هایی برای حیات ابدی، همچون مَرحم و تریاقی بر زخمِ انسانِ فانی بودند، سر برآوردند و پس از آن با ورود به دورانِ طلایی علم، تلاش های روز به روز پزشکی برای هرچه کندتر کردن روندِ کهولت، و درمان نقصان هایِ سلامتی شدت گرفت. از سوی دیگر با نگاه به شیوه ی زندگی انسانِ امروز می توان حرص بشر برای مالکیت، قدرت و ثروت اندوزی و حتی میل او به تجملات و اصرار بر آراستن و آرایش خویش را نیز در جهت نادیده انگاشتن پیامدهای گذرِ زمان و پیری و افول از سوی او توجیه کرد.
      آلبرت آینشتاین، دانشمندی که بیش از همگان زمان را می شناخت و تسلط مطلق آن بر جهان را درک می کرد هنگامی که در هفتاد و شش سالگی دچار خونریزی داخلی شد از پذیرفتن عمل جراحی سر باز زد، او اعتقاد داشت که نباید به طور مصنوعی حیات را طولانی کرد. او با درکِ اینکه حیاتِ اش محدود در زمان است، بدون یاس و ناامیدی و بی درنگ تا آخرین لحظات عمر اش بر تخت بیمارستان به ادامه ی کار علمی اش پرداخت و تا آخرین نفس در جهت پاسخ گویی به کنجکاوی های ذهن پرسشگر بشر گام برداشت.
      برای توده های بشر امروز اما این میل به جاودانگی، چیزی جز نابینایی به ارمغان نیاورده. در این میان، بیداری آن‌ جاست که برخیزی و ‌بپذیری که فرصت ها محدود است. و بدانی که خورشیدِ حیات ات یک بار طلوع کرده و به زودی غروب خواهد کرد، همان جاهاست که خودت را همچون کودکی آرام خواهی یافت که فارغ از بایدها و نبایدها، دلیل ها، کنش ها و پیچیدگی های بیهوده ی روابط انسانی در مقابل جهان با حیرت می نگرد و با خود می گوید این تنها ابتدای راه دوری ست که انتهایش بسیار نزدیک است...


    2. Top | #32012
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      14 اسفند 1396
      نوشته ها
      47
      نمایش مشخصات
      حس خیلی خوب
      افق های روشنی در برابرخودم می بینم

    3. Top | #32013
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      18 خرداد 1395
      نوشته ها
      930
      نمایش مشخصات
      ..........
      ویرایش توسط va6hid : 20 دی 1404 در ساعت 17:38

    4. Top | #32014
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      21 آذر 1395
      نوشته ها
      436
      نمایش مشخصات
      دیدین گفتم حالمو بایییید خوب کنم خوب شدم

      اولش نشستم سر کلاس استاد محبوبم: ))))
      بعدش خودمو یه چیز برگر مهمون کردم*-* با هایپ
      بعدشم کلی عکس گرفتم
      بعدشم با دوستم حرف زدم^______^
      الانم باز عاولییی و پر انگیزه و پر انرجی ام




      خودتون حال خودتونو خوب کنین: ) هیچ کس دیگه ای اینکارو براتون انجام نمیده

    5. Top | #32015
      کاربر نیمه فعال

      Mehrabon
      تاریخ عضویت
      19 تیر 1395
      نوشته ها
      339
      نمایش مشخصات
      خدایا ،کاش بدونه که ..........

    6. Top | #32016
      کاربر نیمه فعال

      Ashegh
      تاریخ عضویت
      25 مرداد 1393
      نوشته ها
      277
      نمایش مشخصات
      دل شوره دارم...از صب یه ریز با تلفن حرف زدم
      شاید گوشیم بالای 10 بار زنگ خورده امروز....
      توی شرایط بدی قرار گرفتم... دو راهی...
      یه خواسته منطقی داری ولی هیشکی بهش توجه نمیکنه...تو این دنیا همه آدم ها واست محرم هستن جز خانوادت....چی بگم...درد و دلم زیاده این روزا
      عصری داشتم از استرس به لرزه میوفتادم. ..فردا هم باید تحمل کنم این شرایط رو... شاید حتی بدترش
      من این روزا منتظر هرچیزی هستم...پی همه چیز رو مالیدم به تنم...حتی دعوا حتی کتک
      خدایا منو تنها نزار....
      کنون اگرچه کویرم؛ هنوز در سر من
      صدای پر زدن مرغ های دریایی ست

    7. Top | #32017
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      14 اسفند 1396
      نوشته ها
      47
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط va6hid نمایش پست ها


      ارژنگ امیرفضلی چی فک کرده ک داره اهنگ میده؟:/


      جدی ؟!

    8. Top | #32018
      در انتظار تایید ایمیل

      تاریخ عضویت
      14 اسفند 1396
      نوشته ها
      47
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط enok نمایش پست ها
      بابایی درد وبلات ب قلبم دلم تنگت
      وای چقد خوب که کرمانشاهی هستی

    9. Top | #32019
      کاربر فعال

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      21 خرداد 1395
      نوشته ها
      457
      نمایش مشخصات
      تقریبا میشه گفت هیچ کس دوست نداره ، همه لازمت دارن . . .
      Tel
      Nabze_avaz@







    10. Top | #32020
      کاربر نیمه فعال

      Sarkhosh
      تاریخ عضویت
      30 دی 1396
      نوشته ها
      102
      نمایش مشخصات
      یکی از راههایی که میتونین غم و دردو بندازین دور و زندگی شادو شنگول داشته باشین به نظرم اینه حالا نمیدونم بیس علمی روانشناسی داره یا نه ولی حالا
      اینه «آخ جووون[emoji5][emoji23]»
      مثلا داره بارون میاد بدو برین لب پنجره و بگین آخ جوون بارون[emoji5](من خودم فوبیای شدید از رعدو برق دارم و میرم جلو پنجره که بارون ببینم حال کنم قیافم دیدنیه[emoji23][emoji23][emoji23])
      صبح از خواب بیدار شدین بگین آخ جووون چقدر خوبه بیداری[emoji53][emoji23]
      نهار هیچی نداشتین بگین آخ جوون املت [emoji7][emoji23]

      شکست عشقی خوردین بگین آخ جوون تنهایی[emoji7][emoji7]
      الان داره ساعت ۱۲ میشه و اکثرا ملت میخوان بخوابن بگین آخ جووون درس[emoji7][emoji7][emoji23]

      ناراحتی تو دنیا انقدر زیاد هست که خدا خودش میگه من انسان رو تو زحمت و رنج آفریدم
      قبول کنین زندگی رنجو درده ،خودتون حال خودتونو خوب کنین



      Sent from my iPhone using Tapatalk
      Have more than you show
      speak less than you know

    11. Top | #32021
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      24 مرداد 1395
      نوشته ها
      1,005
      نمایش مشخصات
      عمه م یه نوه داره که پسره، سوم دبیرستانه، با یه دختر دوست بوده، دوتاشون از خونه فرار کردن و رفتن، بعد زنگ زدن خونه گفتن ما رفتیم ازدواج کنیم
      من نمی دونم اینا چی فک کردن پیش خودشون؟ نه بابای پولداری، نه شغلی، سربازی مونده و هزار تا مشکلات جورواجور دیگه، آخه نخودا چه طوری می خواین ادامه بدین؟ نه خداوکیلی چی فک کردین که این تصمیمو گرفتین؟

      یادش بخیر، اون موقع که گرگان دانشجو بودم داشتم با اتوبوس مشهد می رفتم گرگان؛ تو 2 تا صندلی کناری من یه دختر و یه پسر حدودا 13-14 ساله نشسته بودن، گوشی دختره زنگ خورد، جواب داد، خواهرش بود، ازش می پرسید کجا می رین؟ اینم می گفت یه جای خوب می ریم (منظورش مشهد بود.) ولی نمی تونم بهت بگم چون به مامانم می گی و می فهمن کجاییم!! یه کم که بیش تر به حرفاش دقت کردم دیدم دوتاشون دوست بودن و از خونه فرار کردنو دارن می رن مشهد زندگی مشترکشونو به میمنت و خوشی آغاز کنن دختره یه کاغذ برداشته بود به پسره می گفت بیا برا زندگیمون نقشه بکشیم، ببین برگشتیم که اردبیل می ری مغازه ی فلانی شاگردی می کنی، بعدش اول خونه می خریم، بعدش ماشین، بعدش ... و ... (به همین راحتی و به همین خوشمزگی ) یه کم که حرف زد پسره حوصله ش سر رفت سرشو گذاشت روی پای دختره گفت فعلا خوابم میاد بذا وقتی بیدار شدم نقشه می کشیم
      ینی من موندما اینا چه تصوری از زندگی دارن، کاکوووووو فردا می خوای اجاره خونه رو با عشقتون بپردازی؟ غذارو می خوای چی کار کنی؟ عشق پلو با خورشت محبت می خورین؟ لباسو می خوای چی کار کنی؟ عشقتونو می خوای بدی برات شلوار شش جیب بدوزن؟ ینی واقعا چی فک کردی؟

      پ ن: روز 1 فروردین پسر همسایه مون خودشو حلق آویز کرد تو حیاطشون و کشت، 28 سالش بود، 2 تا بچه داشت، مامانم می گفت روزی که می رفتن خواستگاری دیدم جلو شیرینی فروشی وایسادن، تا منو دید گفت حاج خانم داریم برا شهرام می ریم خواستگاری، گل خریدیم ولی پول شیرینی خریدن نداریم!!

      پ ن: قبل از هر تصمیم عاشقانه ای یه کم به عقلمون مراجعه کنیم... (و یه نگاه هم به جیب خودمون یا حداقل جیب بابامون بندازیم.) ممنونم از توجهتون

      ویرایش توسط It is POSSIBLE : 25 اردیبهشت 1397 در ساعت 00:35

    12. Top | #32022
      کاربر نیمه فعال

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      06 فروردین 1397
      نوشته ها
      138
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط It is POSSIBLE نمایش پست ها
      عمه م یه نوه داره که پسره، سوم دبیرستانه، با یه دختر دوست بوده، دوتاشون از خونه فرار کردن و رفتن، بعد زنگ زدن خونه گفتن ما رفتیم ازدواج کنیم
      من نمی دونم اینا چی فک کردن پیش خودشون؟ نه بابای پولداری، نه شغلی، سربازی مونده و هزار تا مشکلات جورواجور دیگه، آخه نخودا چه طوری می خواین ادامه بدین؟ نه خداوکیلی چی فک کردین که این تصمیمو گرفتین؟
      چون نگاهشون به زندگی اینستاگرامیه .
      حالا این یعنی چی ؟
      احتمالا همه عزیزای دل بابابزرگ این پیجای اینستاگرام که عکس از زندگی عاشقانه غیر حقیقی دو مدلو میزارن دیدین .

      متاسفانه خیلیا فکر میکنن چنین زندگی هست و میشه ی شبه بهش رسید .
      ببینید نمیگم نیست . هست . منتها علاوه بر اتفاقات داخل عکسها شما فکر جیب باش . فکر کار باش . فکر وام باش . فکر قسط و خرید و مراسم و ... باش .

      طرف میره اینستا ی عکس میبینه دختره دراز کشیده رو ی تخت دونفره سفید . بعد شوهرش یا دوست پسرش ( حالا به ماچه ) در حالی که از بالا تنه لخته و حاوی تتو و سیکس پک هست و ی سینی صبحونه با نوتلا و آب پرتقال دستشه میاد تو . میگه منم ازینا میخوام . میره شوهر میکنه . به همین سادگی به همین خوشمزگی . تو فامیل ما هم بوده که ب ی سال نکشید طلاق گرفتن .

      یا میره میبینه ی عکس هست پسره داره پاهای دخترو لاک میزنه روی کاپوت لامبورگینیشون کنار ساحل . بازم میره سراغ زندگی یعنی کلا تصورشون از زندگی غلط جا افتاده . این نگاه اینستاگرامی هم تو سن بالاتر هست هم پایین تر .

      طرف میره باز ی عکس از ی بچه ی بامزه میبینه به همراه کپشن بخاطر اینم که شده ازدواج کنید . میگه بچه میخوام . شاید بگید دیگه بابا مگه هیشکی انقدر احمق هست اما بازم داخل فامیل شاهکار من بوده

      یا اون روز دارم از فامیلمون میپرسم دانشگاه زابل قبول شدی خونه میگیری یا خوابگاه ؟ میگه خوابگاه . میگم مزایا و معایبش چیه . شاید منم مجبور شدم بگیرم . میگه مزایا و معایب چیه . برو پیج زندگی دانشجویی رو ببین چه همه شادن و کیف میکنن . خوابگاه عشقه اصلا .


      کلام آخر ( مهران مدیری ) اینایی که تو اینستا هستن ، عکس ی لحظه رو نشون میده . شما دنبال فیلم باشید که ی بازه ی زمانی از زندگی رو نشون میده و باهاش میشه بهتر سبک سنگین کرد . آندراستود ؟


      رفع اسپم : حس بزرگی دارم که آخر آورده اند که کتاب ادبیات داره فرت و فرت نصیحت میکنه


    13. Top | #32023
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      18 شهریور 1395
      نوشته ها
      637
      نمایش مشخصات
      به شدت خسته ام...کلی کار داشتم امروز...
      فرصت استراحت نداشتم اصلا
      دلم میخواست همه رو خفه کنم...
      ما بین اینا هم ی نفر رفته بود رو اعصابم..ـ
      نمیدونم کی بود که از من اطلاعات داشت و گیر داده بود از چیزی ناراحتم یا نه...به خاطر پستی ک دوروز قبل گذاشتم....
      امیدوارم اونی ک فکر میکنم نباشه. :/

    14. Top | #32024
      کاربر باسابقه

      Romantic
      تاریخ عضویت
      24 بهمن 1392
      نوشته ها
      1,244
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Dds.neda نمایش پست ها
      یکی از راههایی که میتونین غم و دردو بندازین دور و زندگی شادو شنگول داشته باشین به نظرم اینه حالا نمیدونم بیس علمی روانشناسی داره یا نه ولی حالا
      اینه «آخ جووون[emoji5][emoji23]»
      مثلا داره بارون میاد بدو برین لب پنجره و بگین آخ جوون بارون[emoji5](من خودم فوبیای شدید از رعدو برق دارم و میرم جلو پنجره که بارون ببینم حال کنم قیافم دیدنیه[emoji23][emoji23][emoji23])
      صبح از خواب بیدار شدین بگین آخ جووون چقدر خوبه بیداری[emoji53][emoji23]
      نهار هیچی نداشتین بگین آخ جوون املت [emoji7][emoji23]

      شکست عشقی خوردین بگین آخ جوون تنهایی[emoji7][emoji7]
      الان داره ساعت ۱۲ میشه و اکثرا ملت میخوان بخوابن بگین آخ جووون درس[emoji7][emoji7][emoji23]

      ناراحتی تو دنیا انقدر زیاد هست که خدا خودش میگه من انسان رو تو زحمت و رنج آفریدم
      قبول کنین زندگی رنجو درده ،خودتون حال خودتونو خوب کنین



      Sent from my iPhone using Tapatalk

      نقل قول نوشته اصلی توسط Dds.neda نمایش پست ها
      یکی از راههایی که میتونین غم و دردو بندازین دور و زندگی شادو شنگول داشته باشین به نظرم اینه حالا نمیدونم بیس علمی روانشناسی داره یا نه ولی حالا
      نقل قول نوشته اصلی توسط Dds.neda نمایش پست ها
      اینه «آخ جووون[emoji5][emoji23]»
      مثلا داره بارون میاد بدو برین لب پنجره و بگین آخ جوون بارون[emoji5](من خودم فوبیای شدید از رعدو برق دارم و میرم جلو پنجره که بارون ببینم حال کنم قیافم دیدنیه[emoji23][emoji23][emoji23])
      صبح از خواب بیدار شدین بگین آخ جووون چقدر خوبه بیداری[emoji53][emoji23]
      نهار هیچی نداشتین بگین آخ جوون املت [emoji7][emoji23]

      شکست عشقی خوردین بگین آخ جوون تنهایی[emoji7][emoji7]
      الان داره ساعت ۱۲ میشه و اکثرا ملت میخوان بخوابن بگین آخ جووون درس[emoji7][emoji7][emoji23]

      ناراحتی تو دنیا انقدر زیاد هست که خدا خودش میگه من انسان رو تو زحمت و رنج آفریدم
      قبول کنین زندگی رنجو درده ،خودتون حال خودتونو خوب کنین



      Sent from my iPhone using Tapatalk



      اینو منم قبول دارم
      خانوم دکتر ساعیان تو جلساتش میگفت ابراز کردن خودش یه نوع اهرم قدرته
      ادمای قوی و کاریزماتیک خیلی خوب احساس و خودشو ابراز میکنن ... منم تا حدودی ازین تکنیک استفاده میکنم ... هم برای لحن .. هم میمیک صورت و بادی لنگوویچ

      یه چی دیگم این وسط وجود داره به اسم " یکم بیشتر" .. همه ما روزانه دنبال رسیدن به نتایجی هستیم که براش تلاش میکنیم .
      "یکم بیشتر " در واقع تکنیکیه که کارای روزانه رو اثر بخشیش رو چند برابر میکنه
      البته قرار نیس کار خاصی انجام بدیم ، فقط باید بازخوردمون رو نسبت به reaction ها تغییر بدیم ... یکی از ساده ترین کارا تغییر کلمه " باشه " به " چَشم " هستش که روزانه چندین بار ازش استفاده میکنیم ... طبق ایده لوژی خودم وقتی امکان افزایش اثر بخشی عملی وجود داره ، حتما باید اعمال شه
      مثلا بابام بم میگه برو واسم اب بیار ... من همراه با آب دو تیکه یخ هم داخل لیوان میندازم ( افزایش اثربخشی ) که این در واقعیت کار خاصی نداره ولی قطعا بابام حال میکنه
      خیلی جاها تو زندگی وجود داره که میشه " یکم بیشتر " خوب بود ... "یکم بیشتر " بقیه رو خوشحال کرد و .. آخرش این یکم بیشتر ها ... یه عالمه نتایج فوق العاده دارن .
      هیچ وقت یادم نمیره برای یه جلسه بیزنسی نیشابور رفته بودیم بعد اون شخصی که باید باهاش معامله میکردم فقط به خاطر اینکه من " یکم بیشتر" محکم و با جذبه بهش دست داده بودم ، تیکش خورده بود . اینو بعد ها خودش بهم گفت : )))

      ر.ا : دوستم حالش عالی شده و فردا مرخص میشه ...بقیه چیزام خیلی خوبه ...طبق برنامه خوب داره همه چی میره جلو ... من بابت این موضوع نهایت خوشحالیو دارم ^_ ^

      هرروزی که بهترازروزهای قبلت باشه،تکه ای ازپازل رویاهای توست که سرجاش قرار میگیره، سعی کن هرروز بهترازروزقبل باشی تاپازل رویاهات روهرچه سریعتر کامل کنی

      Sina
      CEO of Iramrich

      by the way here's my channel : @MrRich


    15. Top | #32025
      کاربر نیمه فعال

      Sarkhosh
      تاریخ عضویت
      30 دی 1396
      نوشته ها
      102
      نمایش مشخصات
      انقدر چاق شدم که دیگه فقط میتونم رو مهربونیم حساب باز کنم[emoji23][emoji23][emoji23]


      Sent from my iPhone using Tapatalk
      Have more than you show
      speak less than you know

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 233 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (1 کاربر و 232 مهمان)

    1. سکوتم

    موضوعات مشابه

    1. ضد حال یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 222
      آخرين نوشته: 15 بهمن 1397, 17:36
    2. اگه یه تابلوی بزرگ تو آسمون بود که همه میدیدنش، روش چی مینوشتی؟
      توسط نیلگون_M5R در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 256
      آخرين نوشته: 27 آبان 1397, 14:57
    3. پاسخ: 180
      آخرين نوشته: 01 دی 1393, 23:39
    4. با جرئت هستید یا بچه ننه؟ و به نظرتون با جرئت بودن یعنی چی؟
      توسط جسیکا در انجمن تاپیکهای دنباله دار تفریحی (عدم شمارش پستها)
      پاسخ: 72
      آخرين نوشته: 26 شهریور 1393, 19:49
    5. چند درصد پایه وپیش بخونم تو تجربی؟
      توسط VCP در انجمن پرسش و پاسخ زیست شناسی
      پاسخ: 2
      آخرين نوشته: 28 دی 1392, 01:27

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن